.:: آخرین مطالب ::.

عنوان تاریخ
امواج مغزی چیست؟ شنبه پانزدهم تیر 1392
چگونه اطلاعات در مغز ذخیره می ‌شود؟ شنبه پانزدهم تیر 1392
قارچ ها چهارشنبه دوازدهم تیر 1392
تولید مثل چهارشنبه دوم فروردین 1391
باکتری پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390
کروموزم پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390
همانند سازی DNA دوشنبه چهاردهم آذر 1390
ساختار اسید نوکلئیک دوشنبه چهاردهم آذر 1390
آزمایش ایوری دوشنبه چهاردهم آذر 1390
فردریک گریفیت دوشنبه چهاردهم آذر 1390
ماده ی ژنتیک دوشنبه چهاردهم آذر 1390
کم خونی پنجشنبه سوم آذر 1390

موضوع:

امواج مغزی، مانند سایر امواج، با فرکانس و دامنه شان اندازه گیری می شوند. چهار گروه از امواج مغزی تعریف شده اند: بتا، آلفا، تتا و دلتا که با دسترسی به خویشن برتر و چند بعدی، قادر به دسترسی از ترکیب این امواج خواهیم بود.

امواج بتا: بیشتر لحظات بیداری خود را در حالت بتا به سر می بریم که در آن امواج مغزی با فرکانس 13 - 39 هرتز مرتعش می شود. در حالت بتا، توجه ما بر دنیای بیرون و افکار روزمره و به تعریفی بر فعالیت های منطقی نیمکره چپ مغزمان متمرکز است.

امواج آلفا: امواج آلفا مانند پلی آگاهی و ناخودآگاه یا فرآگاهی را بهم متصل می کنند. وقتی ما در حال استراحت هستیم، امواج مغزی از امواج بتا به امواج آلفا تغییر می کنند و در این حالت فرکانسی بین 8 تا 12 هرتز دارند. در حالت آلفا (برعکس حالت بتا) ما به زمان و مکان محدود نیستیم. این امواج ما را از نیمکره منطقی چپ مغز رها کرده و به اجازه می دهند که به قسمت خلاق و شهودی نیکره راست مغز دست یابیم.

نیمکره راست مغز تصاویر و صداهایی را دریافت می کند که ماورای مرزهای محدود بشری است. از اینرو در این حالت افکار، احساس و فعالیت های ما خلاق است، آشفتگی و حواس پرتی کمتر است و شنیدن صدای درون آسان تر. مغز در زمان مراقبه در حالت آلفا است.

 بسیاری از هنرمندان، دانشمندان و ورزشکاران موفق نیز به طور آگاهانه یا نااگاهانه خود را در حالت آلفا می برند تا بهترین اجرا یا الهام خود را بدست آورند. امواج آلفا منشأ خلاقیت، سرعت بخشی در یادگیری، ارتقای وضعیت روحی، و کاهش استرس است. روشن بینی، شناخت شهودی، الهام و ... با امواج آلفا توصیف می شوند. 

امواج تتا : امواج تتا، با فرکانس 4تا 7 هرتز، به عمیق ترین تجارب مدیتیشن و خلاقیت مرتبط می باشند. امواج تتا، از آلفا و بتا آرامترند و دامنه بزرگتری دارند. دستیابی به امواج تتا معمولا در زمان خواب ممکن می شود. 

امواج دلتا: امواج دلتا، امواج فراآگاهی و سیستم ارتباطی به آگاهی چند بعدی هستند. بلندترین دامنه و پایین ترین فرکانس (4-5 هرتز) را دارند. فرکانس این امواج به صفر نمی رسد زیرا داشتن فرکانس صفر به معنای مردن است. امواج مغزی افراد در حالت کما شباهت به امواج مغزی دلتا دارد. یوگی های ورزیده می توانند به طور آگاهانه خود را در حالت امواج دلتا ببرند. آنها قادرند دمای بدن و ضربان قلب خود را تنظیم کرده و حتی به حالتی شبیه مردن رفته و دوباره خود را زنده کنند. امواج دلتا عمیق ترین حالت خواب سنگین است.

 این امواج منشأ انواع معجزات، شفا، آگاهی الهی، رشد فردی، احیا، یگانگی با جهان، و تجارب نزدیک به مرگ، شهود و روشن بینی هستند.

وقتی می خواهیم بخوابیم، ابتدا امواج بتا فعال هستند؛ کم کم امواج آلفا ظاهر می شوند و بعد تتا و دلتا. وقتی بیدار می شویم، امواج مغز ما در جهت برعکس از دلتا و سپس تتا به آلفا و در آخر به بتا تغییر می کنند. در بیداری، روش هایی برای تغییر امواج از حالت سریع و نامنظم بتا به حالت های آرام تر (مثل آلفا) وجود دارد. ما توانایی آرام کردن افکار و خارج کردن ترس ها و آشفتگی های درونی خود را با تمرکز داریم. استفاده از مانتراها و یا جملات مثبت می تواند افکار منفی را از بین ببرد.

 به عبارت دیگر وقتی افکار و احساس منفی را (از درون یا بیرون) دریافت می کنیم، می توانیم از مانترا های خود برای دستیابی مجدد تعادل و آرامش استفاده کنیم. برای مثال، وقتی ترسیدید که به هدفتان نمی رسید، مانترای تصویری شما تصویری از موفقیت شماست و مانترای کلامی می تواند چنین جمله ای باشد: "من به هدفم میرسم




نویسنده : پانیذ
شنبه پانزدهم تیر 1392


موضوع:

تعداد سلول‌های عصبی یا نورون‌ها (neurone) در مغز به اندازه تعداد ستارگان کهکشان راه شیری یا 166 برابر جمعیت روی کره زمین، یعنی حدود صد میلیارد است.

این نورون‌ها یا سلول ‌های تخصص‌ یافته مغز می ‌‌توانند در غشای پوشاننده بیرونی خود تکانه‌های الکتریکی کم‌ ولتاژی ایجاد کنند. در واقع اگر کل قدرت الکتریکی سلول‌‌های مغز را جمع کنید می‌ توانید تنها یک لامپ 10 وات را روشن کنید!

این ضربان‌های الکتریکی در طول دنباله‌ های رشته ‌مانند تخصص‌ یافته این سلول‌ ها که آکسون نام دارند، حرکت می کنند و در انتهای آن ها باعث رها شدن مواد شیمیایی می‌ شوند که پیام را به سایر بخش‌های مغز منتقل می کنند.

به نظر می ‌رسد که همین ضربان‌های الکتریکی که ماهیتی دوتایی "همه یا هیچ" دارند، اطلاعات درباره دنیای خارج را حمل می ‌کنند: این که من چه چیزی را می ‌بینم؟ این که گرسنه هستم یا نه؟ این که به کدام مسیری باید حرکت کنم؟ و ... .
اما کدها یا رمزهای این ضربان‌های چندهزارم ‌ثانیه ‌ای ولتاژ الکتریکی، چه هستند؟

این ضربان‌ها ممکن است در مکان‌های مختلف مغز در زمان ‌های مختلف، معانی مختلفی داشته باشند.

در بخش‌ های مغز و نخاع یا دستگاه عصبی مرکزی سرعت این ضربان‌های الکتریکی اغلب به طور آشکار با خصوصیات قابل ‌تعریف دنیای خارج مانند وجود یک رنگ یا یک چهره تطبیق می‌ کنند.

در دستگاه‌ عصبی محیطی (یعنی در اعصابی که به اندام‌ های مختلف بدن می ‌روند) ضربان‌های الکتریکی بیشتر بیان گر حرارت بالاتر، یا صدای بلندتر یا انقباض عضلانی قوی ‌تر است.

اما هنگامی که به عمق مغز می ‌رسیم، به گروه‌هایی از نورون‌ها برخورد می ‌کنیم که در پدیده‌های بسیار پیچیده‌ تر مانند یادآوری وقایع، قضاوت بر مبنای ارزش‌ها، شبیه‌ سازی آینده‌های محتمل، تمایل به جفت ‌‌یابی و مانند این ها دخیل‌ هستند و در چنین جاهایی رمزگشایی از این پیام‌های الکتریکی بسیار مشکل می‌ شود.
مغز

چالشی که در این جا با آن روبرو هستید مانند این است که شما سرپوش یک کامپیوتر را بردارید و با اندازه‌ گیری فعالیت چند ترانزیستور درون آن که میان دو ولتاژ بالا و پایین نوسان می‌ کند، بخواهید محتوای صفحات اینترنتی را که فرد کاربر این کامپیوتر در حال مرور کردن آنهاست، حدس بزنید!

احتمال دارد که اطلاعات ذهنی ما نه در سلول‌هایی منفرد، بلکه در گروه‌هایی از سلول‌ها و الگوهای فعالیت‌های آن ها ذخیره شود.

اما در حال حاضر روشن نیست که چگونه می‌ توان مشخص کرد که کدام نورون‌ها به یک گروه خاص تعلق دارند و بدتر این که تکنولوژی‌های فعلی (مانند قراردادن مستقیم الکترودهای ظریف درون مغز) برای اندازه‌ گیر ی همزمان فعالیت‌های چند هزار نورون مناسب نیستند.

حتی بررسی اتصالات یک نورن منفرد هم آسان نیست. یک نورون معمولی در قشر مغز از حدود 10000 نورون دیگر پیام دریافت می ‌کند.

گرچه تغییرات ولتاژ الکتریکی می‌ تواند به سرعت پیام‌ها را در مغز هدایت کند، این ضربان‌های الکتریکی ممکن است تنها شیوه( یا حتی شیوه اصلی) انتقال اطلاعات در دستگاه عصبی نباشد.

پژوهش‌های آینده‌ نگر در حال بررسی سایر انتقال‌ دهنده‌های احتمالی اطلاعات هستند، از جمله: سلول‌های گلیال( سلول‌های مغزی که اطلاعات نسبتا کمی از آن ها داریم و نسبت به نورون‌ها یا سلول‌های تخصص ‌یافته عصبی ده برابر تعداد بیشتری دارند)، سایر انواع ساز و کارهای پیام ‌رسانی میان سلول‌ها(مانند پپتیدها و سایر مواد شیمیایی به تازگی کشف‌ شده) و آبشارهای بیوشیمیایی که درون سلول‌ها رخ می ‌دهند.




نویسنده : پانیذ
شنبه پانزدهم تیر 1392


موضوع:

اطلاعات اولیه

واژه Mycology از دو کلمه Mykos+logos تشکیل می‌یابد و به معنای مطالعه قارچهاست. واژه Mycology در قرن 18 توسط دانشمندی به نام « پیو آنیو میچلی » پیشنهاد شده است. قارچها موجوداتی هستند فاقد کلروفیل و تولید اسپور می‌نمایند و ساختمان سلولی یوکاریوتیک دارند. ممکن است یک ، دو یا هسته‌های بیشتری در ساختمان سلولی آنها وجود داشته باشد. دیواره سلولی در اغلب قارچها دیده می‌شود و این دیواره دارای پلی ساکارید کیتین است. قارچها برخلاف گیاهان عالی فاقد اندامهایی نظیر ریشه ، ساقه ، برگ و یا سیستمهای آوندی هستند. پیکره آنها ممکن است تک سلولی و یا پرسلولی باشد.

مواد ذخیره‌ای در قارچها به شکل پلی ساکارید گلیکوژن و یا چربی است و چون فاقد کلروفیل هستند، نمی‌توانند مستقیما کربن هوا را جذب کرده و از آن مواد لازم برای رشد خود بسازند. تکثیر در قارچها به طریق زادآوری جنسی و غیر جنسی است و تکثیر غیر جنسی رایج‌تر است. قارچها در دمای بین 0 تا 30 درجه سانتیگراد زندگی می‌کنند و دامنه PH بین 2 تا 12 و PH مناسب 6 است.

تاریخچه

تالوفیت‌ها یا ریسه داران در پایان دوره کامبرین زمین شناسی ظاهر شدند. اولین تالوفیت‌ها ، موجوداتی آغازی بودند، در این دوره به منتها حد گسترش و تنوع خود رسیدند و در پایان دوره سیلورین اوج تنوع و گسترش خود را از دست دادند. در حال حاضر این گروه را حدود چهارده هزار گونه جلبک و هفتاد هزار گونه قارچها و گلسنگها ، تشکیل می‌دهند.

دانشمندی به نام «
ایندیچر » ، در سال 1836 ، جلبکها ، قارچها و گلسنگها را در یک گروه گیاهی به نام تالوفیت‌ها قرار داد. دانشمند دیگری به نام « ایشلر » ، در سال 1886 ، تمام عالم گیاهی را در 4 شاخه طبقه بندی کرد: تالوفیت‌ها ، بریوفیت‌ها ، پتریدوفیت‌ها (نهانزادان آوندی) و اسپرماتوفیتا (گیاهان گلدار و مخروطیان).

انواع طبقه بندی قارچها

  • عده‌ای از قارچها کربن و ترکیبات آن را از بدن جانوران یا گیاهان می‌گیرند و عده‌ای دیگر روی مواد آلی و باز مانده گیاهان یا لاشه جانوران به سر برده و مواد غذایی را از آنها اخذ می‌کنند. بنابراین همه قارچها ، هتروتروف یا ناخودکفا بوده و بر حسب نوع زندگی به سه گروه زیر تقسیم می‌شوند:

    • قارچهای انگلی (Parasite) : این قارچها روی موجودات زنده گیاهی و جانوری به سر برده و به دو گروه تقسیم می‌شوند:

      انگلهای اجباری : این دسته از قارچها مواد غذایی مورد نیاز خود را منحصرا از سیتوپلاسم سلولهای زنده میزبان کسب می‌کنند و عموما مولد بیماری هستند.

      انگلهای اختیاری : زندگی انگلی در این قارچها بستگی به محیط زیست دارد. اگر به سلولهای زنده دسترسی داشته باشند، زندگی انگلی دارند و چنانچه میزبان زنده در اختیار نداشته باشند، از مواد آلی و معدنی استفاده می‌کنند.

    • قارچهای گندرو (Saprophytes) : این دسته از قارچها روی بقایای مواد آلی یا معدنی به سر برده و بیماری‌زا نیستند. این گروه از قارچهای ساپرفیت و قارچهای انگلی اختیاری را می‌توان در محیطهای کشت مصنوعی پرورش داد.

    • قارچهای همزی (Symbiosis) : برخی از قارچها می‌توانند با برخی از گیاهان و جانوران زندگی مشترک تشکیل دهند:

      همزیستی قارچ با جلبک سبز (گلسنگها) : در این همزیستی جلبک به علت داشتن کلروفیل عمل فتوسنتز انجام داده، در ساختن مواد آلی شرکت می‌کند و قارچ ، آب و مواد کانی را جذب کرده و بخشی از آن را در اختیار جلبک قرار می‌دهد و به نوبه خود از مواد آلی جلبک استفاده می‌کند.

      میکوریز : حالتی از اجتماع قارچ با ریشکهای گیاهان جنگلی مانند سرو ، کاج و بلوط است. در توده میکوریزی بین میسلیوم قارچ و ریشه گیاهان همزیستی متقابل وجود دارد و هر یک از یکدیگر استفاده می‌کنند. گاهی تعادل بین سلولهای قارچ و سلولهای میزبان بهم می‌خورد. در این حالت قارچ سبب از بین رفتن سلولهای میزبان می‌گردد.

      همزیستی یک طرفه : در این حالت همزیستی همیشه به نفع یک طرف است و Comensal نامیده می‌شود. مانند برخی از قارچهای تریکومیست که در دستگاه گوارش و یا روی کوتیکول بندپایان ، زندگی می‌کنند.

  • تالوفیت‌ها یا ریسه داران بدون کلروفیل در دو شاخه رده بندی می‌شوند: شیزوفیت‌ها و مایکوتا.

    • زیرشاخه‌های شیزوفیت‌ها : ائوباکتریالها ، اکتینومیست‌ها و ایرالها.

    • زیرشاخه‌های مایکوتا : میکسومیست‌ها ، یومایکوتینا.

      ائوباکتریالها غالبا هتروتروف بوده، ممکن است در فرم اتوتروف هم دیده شوند و حدود 1300 گونه را شامل می‌شوند.

      اکتینومیست‌ها از رشته‌های منشعب طویلی تشکیل می‌یابند. تکثیر آنها به روش تقسیم سلولی است و حدود 1200 گونه دارند.

      میکسومیست‌ها یا کنکهای مخاطی 450 گونه دارند. پیکره قارچ توده برهنه‌ای از پروتوپلاسم (فاقد دیواره دیواره سلولی) است. اسپورها در داخل محفظه‌ای به نام اسپورانژ تشکیل می‌شوند، اما هنگام رشد اسپور تشکیل هیف نمی‌دهند.

      زیرشاخه یومایکوتینا شامل رده‌های زیر است: فیکومیست‌ها ، آسکومیست‌ها ، بازیدومیست‌ها ، دترومیست‌ها یا قارچهای ناقص.

      فیکومیست‌ها دارای 14 هزار گونه هستند، دارای هیف رویشی بدون دیواره عرضی می‌باشند.

      آسکومیست‌ها ، دارای 15500 گونه هستند و دارای هیفهایی با دیواره عرضی هستند.

      بازیدومیست‌ها ، دارای 15 هزار گونه هستند و دارای هیفهایی با دیواره عرضی هستند.

    • دترومیست‌ها ، دارای هیفهایی با جدار عرضی هستند. تکثیر اغلب به طریق غیر جنسی صورت می‌گیرد، تاکنون تکثیر جنسی در این قارچها گزارش نشده است و دارای 15 هزار گونه هستند.

تقسیم بندی قارچها از نظر محل زیست

قارچها را از نظر محل زیست به سه گروه تقسیم می‌کنند:


  • قارچهای جانور دوست (زئوفیل) ، روی حیوانات به سر می‌برند.

  • قارچهای گیاه دوست (فیتوفیل) که روی گیاهان به سر برده، اغلب انگل میزبان بوده و در گیاه تولید بیماری می‌کنند.

  • قارچهایی که در سطح خاک به سر برده، خاک دوست و ساپروفیت هستند. (ژئوفیل)

    از مهمترین عوامل مختلفی که در انتشار قارچها دخالت دارند، حرارت ، جنس و PH محیط را می‌توان نام برد.

مقدمه

قارچها موجوداتی هتروتروف بوده، فاقد ریشه ، ساقه و برگ هستند و در یکی از پنج سلسله موجودات زنده قرار داده شده‌اند. این موجودات به علت فقدان کلروفیل (سبزینه) قادر به سنتز مواد آلی نیستند و در نتیجه ناگزیرند به صورت ساپروفیت بر روی مواد آلی مرده گیاهی و جانوری و یا به صورت انگل بر روی یاخته‌های زنده و یا داخل آنها زیست کنند. نوع دیگر زندگی همزیستی قارچها با دیگر موجودات است که در میکوریزا و گلسنگها دیده می‌شود.



 

ساختار قارچ

ساختار اغلب قارچها از رشته‌ها و یا ریسه‌های نخی شکل به نام هیف تشکیل شده است. در قارچهای پست ، ریسه‌ها یا هیفها فاقد دیواره عرضی هستند. انشعابات هیفها یا ریسه‌ها شبکه‌ای به نام میسیلیوم را بوجود می‌آورند. شبکه میسیلیوم را می‌توان به صورت کپک بر روی مواد آلی مختلف مشاهده کرد. آنزیمهایی که توسط قارچهای مختلف بوجود می‌آیند می‌توانند انواع مواد آلی را تجزیه کرده و به مواد ساده‌تری مبدل کنند. قارچها از لحاظ ساختار یاخته‌ای جزء یوکاریوتها هستند در اطراف هسته و دیگر اجزای یاخته‌ غشای دو لایه وجود دارد. در اطراف یاخته ، دیواره یاخته‌ای حاوی کیتین قرار می‌گیرند.

 


 

تولید مثل در قارچها

اکثر قارچها به دو طریق جنسی و غیر جنسی تکثیر می‌یابند. در قارچهای تک یاخته‌ای ، تولید مثل غیر جنسی به روش تقسیم دوتایی و جوانه زدن انجام می‌گیرد و قارچهای پر یاخته‌ای غیر از قطعه قطعه شدن ریسه یا هیف ، انواع هاگهایی از قبیل اسپورانژیوسپور (زئوسپور و آپلانسپور) گویند یا ، جنسی حاصل می‌شود. این نوع تولید مثل در قارچها به پنج روش صورت می‌گیرد.
روش ترکیب گامتهای متحرک ویژه قارچهای پست است. قارچهای پست ، یا خود تک یاخته‌ای و متحرک‌اند و یا یاخته‌های متحرک تولید می‌کنند. تماس گامتانژیایی ، آمیزش گامتانژیایی ، اسپرم‌زایی و تولید مثل جنسی توسط یاخته‌های رویشی از انواع دیگر روشهای تولید مثل جنسی در قارچها بشمار می‌روند.

تقسیم بندی قارچها

سلسله قارچها را به دو شاخه ، قارچهای حقیقی و قارچهای کاذب ، تقسیم کرده‌اند قارچهای حقیقی خود به پنج زیر شاخه تقسیم می‌شوند که عبارتند از:

زیر شاخه ماستیگو مایکوتینا

یا قارچهای زئوسپوری که ممکن است ساختار آنها و یا هاگهایی که تولید می‌کنند متحرک و دارای تاژک باشند. نوع تاژک ومحل قرار گرفتن آن در این قارچها از نظر رده بندی مهم است قارچهای این زیر شاخه از نظر نوع ساختار و تولید مثل جزء پست‌ترین قارچها بشمار می‌آیند. اشکال ابتدایی این قارچها فاقد ریسه یا هیف بوده و ساختار تک یاخته‌ای دارند که در واقع بخشی رویشی و نیز زایشی قارچ بشمار می‌آید. سپس ساختار آنها اندکی پیشرفته‌تر شده، بخش رویشی و زایشی از یکدیگر مجزا می‌شوند.

در قارچهای تکامل یافته‌تر این گروه ، ساختار ریسه یا هیف بوجود می‌آید. ریسه یا هیف آنها فاقد دیواره عرضی است. تولید مثل جنسی در این گروه نیز روند تکاملی را طی می‌کند و از ایزوگامی به آنیزوگامی و سپس ائوگامی می‌رسد. تعدادی نیز گامتهای غیر متحرک دارند و به روش تماس گامتانژیایی تولید مثل جنسی انجام می‌دهند که این قارچها تکامل یافته‌تر از دیگر قارچهای این گروه هستند. این گروه از قارچها به صورت ساپروفیت بر روی بقایای مواد آلی یا به صورت انگل داخلی و خارجی بر روی یاخته میزبان زیست می‌کنند.

 

 
 


زیر شاخه زیگومایکوتینا

قارچهای این گروه نیز جزء قارچهای پست بشمار می‌آیند و ریسه یا هیف آنها فاقد دیواره‌های عرضی (سپتا) است. تولید مثل غیر جنسی توسط هاگهای غیر متحرکی انجام می‌شود که معمولا در کیسه‌ای به نام اسپورانژیوم بوجود می‌آیند. تولید مثل جنسی توسط آمیزش دو گامتانژ صورت می‌گیرد. کیسه‌ای به نام اسپورانژیوم بوجود می‌آیند. در این حالت اندامهای جنسی دیده نمی‌شوند. هیف یا ریسه‌های رویشی ، گامتانژ را بوجود می‌آورند. این قارچها اغلب خاکزی هستند و غیر از خاک بر روی مواد قندی مانند نان و مربا و غیره زیست می‌کنند.

 

زیر شاخه آسکومایکوتینا

این گروه به علت داشتن ریسه یا هیف دیواره‌های عرضی (سپتا) هستند این قارچها جزء قارچهای عالی بشمار می‌آیند. در نتیجه تولید مثل جنسی ، هاگهایی به نام آسکوسپور در درون کیسه‌هایی به نام آسک تولید می‌کنند. کیسه‌های آسک حاوی آسکوسپورها ، اغلب توسط پوششی به نام آسکوکارپ احاطه می‌شوند. آسکوکارپها به شکلهای مختلف بسته ، نیمه باز و باز وجود دارند.

رده بندی این گروه بر اساس نوع آسکوکارپ صورت می‌گیرد. مخمرها یا بوزکها فاقد آسکوکارپند. در این قارچها تولید مثل غیر جنسی اغلب توسط هاگهایی به نام کونیدیا انجام می‌شود که بر روی هیفی موسوم به کونیدیوفور قرار می‌گیرند ولی مخمرها یا بوزکها که ساختار تک یاخته‌ای دارند به روش تقسیم دوتایی و یا جوانه زدن تولید مثل غیر جنسی انجام می‌دهند.


زیر شاخه با زیدیومایکوتینا

تکامل یافته‌ترین قارچها در این شاخه قرار می‌گیرند. هیفها یا ریسه‌ها دارای دیواره‌های عرضی هستند. در یاخته‌های هیف یک یا دو هسته وجود دارد. تولید مثل جنسی به صورت رویشی انجام می‌گیرد در نتیجه آن هاگهایی به نام بازیدیوسپور تولید می‌شوند که بر روی بازیدیوم قرار می‌گیرند. هنگام رویش بازیدوسپور ، ریسه یا هیف تک هسته‌ای حاصل می‌شود و از ترکیب دو ریسه یا هیف تک هسته‌ای مخالف ، ریسه یا هیفی دو هسته‌ای بوجود می‌آید.

هنگام تولید مثل جنسی ، دو هسته مخالف با یکدیگر ترکیب شده، هسته دیپلوئیدی را تشکیل می‌دهند که با تقسیم میوز چهار هسته هاپلویید و در نتیجه چهار بازیدسپور را بوجود می‌آورد. در قارچهای چتری ، بازیدیوسپورها بر روی تیغه‌های شعاعی به نام گیل قرار دارند. در قارچهای منفذدار یا سوراخدار ، بازیدیوسپورها در اطراف منافذ یا سوراخها قرار می‌گیرند ولی در قارچهای توپ پفکی ، بازیدیوسپورها در داخل بازیدیوکارپ بسته قرار دارند.

زیر شاخه دوترومایکوتینا

این گروه به قارچهای ناقص نیز معروفند زیرا در چرخه آنها تولید مثل جنسی دیده نمی‌شود و تنها روش تکثیر آنها تولید مثل غیر جنسی است. این قارچها اکثرا بر حسب اندازه ، شکل رنگ و ویژگیهای موجود در کونید یا حاصل از تولید مثل غیر جنسی آنها شناسایی و طبقه بندی می‌شوند. در طبیعت این قارچها پراکندگی فراوان دارند و باعث ایجاد بیماری در گیاهان ایجاد می‌شوند.

میکوریزا

ساختاری که در نتیجه برقراری ارتباط بین قارچها و ریشه گیاهان ایجاد می‌شود میکوریزا می‌گویند. در این ساختار به علت وجود آنزیمهایی در ریسه یا هیف این قارچها قابلیت حلالیت و جذب مواد به مراتب بیش از ریشه گیاهان است. دو نوع میکروریزا وجود دارد.

میکرریزا خارجی

میکوریزای خارجی که ویژه درختان است یا هیف قارچهای ماکروسکوپی از قبیل قارچهای چتری ، توپ پفکی ، در اطراف ریشه آنها غلاف ضخیمی ایجاد می‌کنند.

میکوریزای داخلی

در اغلب گیاهان دیده می‌شود در این نوع میکوریزا هیفها یا ریسه‌های قارچهای میکروسکوپی موجود در خاک به درون یاخته‌های ریشه گیاهان وارد می‌شوند.




نویسنده : پانیذ
چهارشنبه دوازدهم تیر 1392


موضوع:

همه ي جانداراني كه پيرامون ما هستند يا تك سلولي و يا پر سلولي هستند هر يك از اين جانداران توانايي دارند كه هم نوع خود را به وجود آورند. به عبارت ديگر توليد مثل كنند.

اهميت توليد مثل:

همه ي موجودات زنده براي بقاي خود فعاليت هايي مانند: تنفس كردن، رشد كردن، .... انجام مي دهند. اما يكي از مهمترين كارهاي موجودات زنده فعاليت در جهت بقاي نسل خود است. اگر جانداري نتواند فعاليت غير توليد مثل انجام دهد از بين مي رود اما اگر اين گونه از جانداران نتواند فعاليت توليد مثل انجام دهد نسل جاندار منقرض خواهد شد. بقاي نسل در جاندار به عوامل ارثي محيطي جاندار مربوط مي شود.

توانايي مقاومت يك جاندار در برابر بيماري ها، شكار شدن، عوامل محيطي، آب و هوا، تغييرات دما، بلاياي طبيعي مانند زلزله، سيل، آتشفشان از جمله عوامل محيطي و ارثي هستند.

توليد مثل غير جنسي:

در توليد مثل غير جنسي جاندار به مرحله اي از رشد خود كه مي رسد مي تواند تكثير شود و افراد جديدي را به وجود آورد. بسياري از جانداران ساده كه ساختمان بدني ساده اي دارند و برخي گياهان به اين روش زياد مي شوند مانند: باكتريها، تك سلولي ها، برخي گياهان و جانداران.

در روش توليد مثل غير جنسي همه ي جانداران تكثير يافته يك گونه و كاملا مانند هم بوده و خصوصيات ساختماني و حياتي يكساني دارند. در اين جانداران اگر شرايط محيطي تغيير كند و اين شرايط برای جاندار مضر باشد همه ي نسل آنها از بين مي رود.

دونيم شدن:

در اين روش يك جاندار مانند: آسيب تقسيم مي شود و به جاندار كه از نظر اندازه تقريبا ساده است تبديل مي شود.

جوانه زدن:

بعضي از جانداران مانند هيدر به اين روش زياد مي شوند در اين روش برآمدگي كوچكي در بدن جاندار ايجاد مي شود و كم كم به جانداري مستقل تبديل شده و ممكن است از بدن جاندار اوليه جدا شود يا همچنان متصل باقي بماند مانند: هيدر آب شيرين و مخمرنان.

قطعه قطعه شدن:

در اين روش بدن جاندار به چندين قطعه تقسيم مي شود پس بعضي، يا همه ي آنها به جاندار بالغ تبديل مي شود مثلا جلبك اسپيروژير با اين روش زياد مي شود. اين گياهان نيز با روش توليد مثل غيرجنسي زياد مي شوند.

توليد مثل رويشي در گياهان به دو طريق طبيعي و مصنوعي صورت مي گيرد.

ساقه زير زميني:

بعضي از گياهان با ساقه زیر زمینی رشد میکنند ،ساقه هاي زير زميني كلروفيل ندارند و داراي برگ هاي قهوه اي فلس مانند دارند.

ريزم:

ريزم تقريبا به صورت افقي در خاك رشد مي كند در انتهاي اين ساقه ها جوانه انتهاي وجود دارد، مانند مهد سليمان.

غده:

غده به منزله ي انتهاي ساقه است كه داراي اندوخته غذايي است مانند سيب زميني.

پياز:

در پياز تعدادي برگ بدون سبزينه وجود دارد كه اطراف جوانه قرار دارد. (مانند پياز خوراكي) سنبل.

بنه:

بنه نسبت به پياز ساقه بزرگ تري دارد اما فاقد فلس هاي متعدد است، مانند: زعفران و گلايل.

هاگزايي:

در اين روش توليد مثل هاگ به وجود مي آيد هاگ يك سلول ويژه است كه توسط جاندار اوليه توليد مي شود. و به تنهايي و به طور مستقيم جاندار به وجود مي آورد. مثلا در كپك نان هاگ ها در اندام هايي به نام هاگدان توليد مي شود. پس از رسيدن هاگ در هاگدان، هاگدان پاره مي شود و هاگ ها همراه باد و آب به نقاط مختلف مي روند.

توليد مثل جنسي:

در اين روش توليد مثل بايد دو نوع سلول جنسي نر و ماده وجود داشته باشد اين سلول ها با هم تركيب شده و اولين سلول جاندار جديد كه سلول تخم نام دارد به وجود مي آيد.

بنابر اين در روش توليد مثل جنسي گامت نر (سلول جنسي نر) و گامت ماده (سلول جنسي ماده) در اندام هاي توليد مثل نر و ماده توليد می شود و از تركيب آنها سلول تخم به وجود آيد. به تركيب شدن سلول نر و ماده لقاح مي گويند.

توليد مثل جنسي در گياهان گل دار:

بيشتر گياهان با كاشتن دانه زياد مي شوند و دانه ها توسط گل ها تشكيل مي شوند.

گل اندام توليد مثلي در گياهان گل دار است در گياهان پيدايش گل موجب آغاز دوره ي جديد (توليد مثل جنسي گياه) است. نقش گل، تشكيل گامت ها و فراهم كردن شرايط تركيب آنها با يكديگر است.

بعضي از گل ها ممكن است يك يا چند بخش دانه داشته باشند كه به آنها گل ناقص مي گويند.

هنگامي كه دانه گرده در درون بساك پرچم كامل مي شود كيسه بساك پاره شده و دانه ها پراكنده مي شوند و توسط عوامل مختلف مانند باد، حشرات و ... پراكنده مي شوند.

به قرار گرفتن دانه گرده گل بر روي كلاله مادگي گردافشاني مي گويند. كه به دو صورت مستقيم و غير مستقيم صورت مي گيرد.

چنانچه دانه گرده ي يك گل روي كلاله مادگي همان گل بيافتد گردافشاني را مستقيم و چنانچه دانه گرده اي روي كلاله مادگي گل ديگر از همان نوع قرار گيرد گرده افشاني را غير مستقيم مي گويند.

در درون دانه گرده دو نوع هسته رويشی و زايشي وجود دارد از تقسيم شدن هسته زايي سلول جنسي نر (گامت نر) به وجود مي آيد. گامت نر با گامت ماده موجود در تخمدان تركيب مي شود و سلول تخم به وجود مي آيد. سلول تخم درون تخمك قرار دارد تبديل به دانه و تخمدان تبديل به ميوه مي شود.

بنابر اين ميوه تخمدان رشد كرده و رسيده ي گل است كه ممكن است قسمت هاي ديگر گل را نيز به همراه داشته باشد. ميوه موجب حفاظت از دانه و موجب پراكندگي و زمانبندي لازم براي رويش دانه مي شود.

توليد مثل جنسي در جانوران:

در جانداران نيز مانند گياهان سلول جنسي نر (اسپرم) در اندام توليد مثلي نر (بيضه) و سلول جنسي ماده تخمك در اندام توليد مثلي ماده به وجود مي آيد. در همه ي مهره داران و بعضي از بي مهره ها اندام توليد مثلي نر و ماده در دو جاندار جدا از هم وجود دارد اما مانند اسفنج ها، مرجان ها، بعضي كرم ها، نرم تنان.

در بعضي از جانداران ساده تر:

روش توليد مثل جنسي در جانداران متفاوت است اما دو ويژگي مشترك در اين روش ها وجود دارد.

الف) ايجاد امكان لقاح: (كامت نر و ماده بايد با هم برخورد كنند و تركيب شوند و سلول تخم به وجود آيد.)

ب) ايجاد امكان رشد تخم تا ايجاد نوزاد:

جنين بعضي از جانداران در داخل رحم (شكم) پرورش مي يابند و از طريق اندامي به نام جفت با خون مادر ارتباط غذايي دارند و مواد لازم را از خون مادر مي گيرند و مواد زايد را به خون مادر مي ريزند در اين گونه جانداران بهترين شرايط براي رشد جنين فراهم است.

در جانداران تخم گذار اندوخته غذايي در تخم وجود دارد و حفاظت از تخم در جانداران, بسته به نوع جاندار متفاوت است بعضي مثل پرندگان بر روي تخم ها مي خوابند و برخي مثل خزنده ها (لاك پشت) تخم هاي خود را مخفي مي كنند.

توليد مثل در انسان:

توليد مثل در انسان نيز مانند ساير پستانداران با تشكيل سلول جنيني نر (اسپرم) بيضه و سلول جنسي ماده يا تخمك در تخمدان و تركيب هسته هاي آنها با يكديگر و ايجاد سلول تخم صورت مي گيرد.

غدد جنسي در مردان بيضه و در زنان تخمدان نام دارد.

وظايف غدد جنسي توليد گامت و هورمون هاي جنسي است.

بيضه:

بيضه ها شامل يك جفت غده هستند كه در زير شكم و درون كيسه بيضه قرار دارند اين غدد شامل لوله هاي نازك و پرپيچ و خمي هستند كه به لوله هاي اسپرم ساز موسومند. اين لوله ها عمل اسپرم سازي از دوران بلوغ شروع مي كنند و تا پايان عمر ادامه مي دهند.

تخمدان:

تخمدان ها شامل دو عدد غده ي بيضي شكل است كه در دو طرف داخل شكم، در پايين و جلوي روده ها قرار دارند تخمدان ها,تخمك سازي را ازدوران بلوغ شروع كرده و تا حدود 30 الي 40 سالگي ادامه مي دهند.

معمولا هر ماه يك تخمك نارس فعال مي شود و به يك تخمك كامل تبديل مي شود اين سلول به و سيله ي لوله هاي فالوب به دورن رحم انتقال مي يابد و چنانچه با سلول نر يا اسپرم تركيب شود به سلول تخم تبديل مي شود تخم با تقسيمات خود جنين را به وجود مي آورد كه از طريق جفت با خون مادر ارتباط غذايي پيدا مي كنند.




نویسنده : پانیذ
چهارشنبه دوم فروردین 1391


موضوع:

باکتری‌ها گروهی از موجودات تک سلولی ذره‌بینی هستند که پوشش بیرونی نسبتاً ضخیمی آنها را احاطه کرده‌است. این موجودات ساختار ساده‌ای دارند و به گروه پروکاریوت‌ها تعلق دارند.

باکتری‌ها متنوع‌ترین و مهم‌ترین میکروارگانیسم‌ها هستند. تعداد کمی از آنها در انسان و حیوانات و گیاهان بیماریزا است. بطور کلی بدون فعالیت آنها، حیات بر روی زمین مختل می‌گردد. بطور یقین یوکاریوت‌ها از موجودات زنده باکتری مانند بوجود آمده‌اند. نظر به اینکه باکتری‌ها ساختمان ساده‌ای داشته و می‌توان به آسانی بسیاری از آنها را در شرایط آزمایشگاه کشت داد و تحت کنترل درآورد، میکروب شناسان مطالعه وسیعی درباره فرایندهای حیاتی آنها انجام داده‌اند.

پرونده:EscherichiaColi NIAID.jpg

 

تاریخچه

اینکه پروکاریوت‌ها و یا یوکاریوت‌ها کدام یک زودتر بر روی کره زمین ظاهر شده‌اند، کاملاً مشخص نیست. اما مطالعات تفاوت‌های ژنتیکی بین یوباکتری ها، آرکی‌باکتری‌ها و یوکاریوت‌ها نشان می‌دهد که هر سه گروه از دنیای مشترکی مشتق شده‌اند. شکل باکتری‌ها بر اساس شکل به ۶ گروه تقسیم می‌شود. پنج گروه اول را باکتریهای پست و گروه ششم را باکتری‌های عالی گویند.

ساختمان باکتری

باکتری‌ها هسته‌ی سازمان یافته ندارند و DNA و پروتئین‌های همراه آن درون ناحیهٔ هسته مانندی با نام ناحیه نوکلئوعیدی قرار گرفته‌اند و اجزای سلولی آنها در سیتوپلاسم پراکنده‌اند. کروموزم‌های غیر مشابه و جداگانه در آنها وجود ندارد. در باکتری‌ها، واکوئل دیده نمی‌شود. بیشتر آنها بدون کلروفیل هستند و دگرگشت (متابولیسم) خود را از راه شیمیوسنتز انجام می‌دهند. تولید مثل به دو صورت جنسی (آمیختگی) و غیر جنسی و جوانه زدن، قطعه قطعه شدن و تقسیم دوتایی صورت می‌گیرد.

باکتریهای پست

این باکتریها تک یاخته‌ای بوده و اگر کروی یا بیضوی باشند، کوکوس و اگر میله‌ای شکل یا دراز باشند، باسیل و اگر خمیده باشند ویبریون و چنانچه مارپیچی شکل و غیرقابل انعطاف باشند، اسپریل و اگر فنری و قابل انعطاف باشند، اسپیروکت نامیده می‌شوند.

باکتریهای عالی یا رشته‌ای

این باکتری‌ها رشته مانند و اغلب غلاف‌دار هستند و اغلب اوقات شاخه‌های حقیقی ایجاد کرده، میسلیوم تشکیل می‌دهند و چون تشکیلات منشعب ایجاد می‌کنند، لذا اکتینومیست نامیده می‌شوند. بنابراین باکتری‌ها از نظر شکل به ۶ گروه گرد، دراز، خمیده، مارپیچی، فنری و منشعب تقسیم می‌شوند.

نحوه تقسیم و طرز قرار گرفتن باکتری‌ها

اگر شکل باکتری کروی باشد آن را کوکسی واگر میله ای باشد آن را باسیل می نامند . اشکال دیگری نیز مانند ویبریو وجود دارند .

img/daneshnameh_up/d/d8/b.3.jpg 

دیپلوکوکوس : تقسیم فقط در یک سطح انجام می‌گیرد و باکتری‌ها دو به دو، به یکدیگر اتصال دارند.

استرپتوکوکوس : تقسیمات یاخته‌ای در یک سطح انجام می‌شود و چند باکتری به‌دنبال هم قرار می‌گیرند.

تتراد : اگر تقسیم در دو سطح عمود بر هم باشد اشکال چهارتایی بوجود می‌آید.

سارسین : تقسیم یاخته در سه سطح عمود بر هم انجام می‌شود و توده‌های هشت تایی شبیه پاکت پستی بوجود می‌آید.

استافیلوکوکوس : تقسیمات یاخته بطور نامنظم در سطوح مختلف انجام می‌گیرد و اشکالی شبیه به خوشه انگور بوجود می‌آید.

تصویر

ساختار باکتری‌ها

پوشینه یا کپسول در بعضی از باکتری‌ها، غلاف ژلاتینی چسبناکی دیواره اسکلتی را احاطه کرده است که توسط باکتری‌ها ساخته شده و به خارج ترشح می‌گردد و جنس پوشینه بیشتر از پلی ساکاریدها همراه با مواد دیگر است.

تاژک از واحدهای پروتئینی به نام فلاژین تشکیل شده و قابل ترمیم بوده و وسیله حرکت باکتری هستند. معمولاً طول آن چند برابر طول باکتری است. آرایش تاژک در باکتری‌های تاژکدار بصورت تک تاژکی، دو تاژکی، چند تاژکی سطحی است.

تار یا پیلی به دو صورت جنسی و چسبنده وجود دارد و در عمل تحرک بی تأثیر است.

دیواره در بیرون غشای پلاسمایی بوده و سبب استحکام باکتری شده و به آن شکل می‌دهد. وجود دیواره برای رشد و تقسیم باکتری‌ها لازم است.

غشای سیتوپلاسمی به صورت پرده نازکی در داخل دیواره باکتری قرار دارد و متشکل از مولکول‌های چربی و پروتئینی است.

 

نیام‌تن (مزوزوم)‌ها از فرورفتگی غشای سیتوپلاسمی به درون سیتوپلاسم حاصل می‌شود و اغلب در محل تقسیم دیواره وجود دارند و در عمل تقسیم DNA، تقسیم یاخته‌ای و تبدیل باکتری به هاگ دخالت می‌کنند.

اجزای سیتوپلاسم رناتن(ریبوزوم)‌ها مواد ذخیره‌ای ماده زمینه کروماتومور ماده ژنتیکی که DNA آنها غالبا به صورت یک فام‌تن(کروموزوم) تاخورده و بهم فشرده است.


یادآوری شود که باگذشت زمان و انباشته شدن مواد زاید و کاهش مواد غذایی سرعت تولیدمثل برابره با سرعت مرگ میشود

فواید باکتری‌ها

اگرچه بعضی از باکتری‌ها عامل فساد مواد غذایی و بیماری هستند؛ اما بسیای از باکتری‌ها مفیدند. بشر قرن‌ها از فواید باکتری‌ها در زندگی خود استفاده کرده است. باکتری‌ها در تهیه و پردازش فرآورده‌های غذایی و شیمیایی و هم‌چنین در شناسایی و استخراج معادن و پاکسازی محیط زیست کاربرد دارند. مواد خوراکی مانند ماست، پنیر و سرکه حاصل فعالیت باکتری‌های تخمیرکننده است. استون و بوتانول مواد شیمیایی هستند که انواعی از باکتری‌های گونهٔ کلستریدیوم آن‌ها را می‌سازند. باکتری‌های شیمیواتوتروف برای تخلیص عناصر معدنی مانند مس و اورانیوم کاربرد دارند. هم‌چنین باکتری‌ها در پاکسازی آب‌ها و خاک‌های آلوده به آلاینده‌های نفتی و شیمیایی کاربرد وسیعی دارند. باکتری‌های داخل روده برای ما خیلی از ویتامین‌ها را می‌سازند که خود بدن قادر به ساختن آنها نیستند. هرچند که برخی از باکتری‌ها هم برای ما مضر هستند.

 

تولیدمثل باکتری

باکتری‌ها به روشهای تقسیم مستقیم، آمیختگی، قطعه قطعه شدن یا به‌وسیله کنیدی و همچنین جوانه زدن تکثیر می‌یابند. برخی باکتری‌ها توانایی ایجاد هاگ درونی را دارند. هاگ سبب مقاومت باکتری در برابر عوامل نامساعد محیط می‌شود. هر باکتری فقط یک هاگ می‌سازد و از هر هاگ یک باکتری بوجود می‌آید. باکتری ها موجوداتی بسیارکوچکی هستندکه به اندازه ی بیماری های کشند ای که اکنون مردم جهان انهارابزرگترین مشکل خود میدانند خطر ناکترهستند.




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390


موضوع:

 کروموزم چیست؟

واژه کروموزم به مفهوم جسم رنگی ، که در سال 1888 بوسیله والدیر بکار گرفته شد. هم اکنون این واژه برای نامیدن رشته‌های رنگ‌پذیر و قابل مشاهده با میکروسکوپهای نوری بکار می‌رود که از همانندسازی و نیز بهم پیچیدگی و تابیدگی هر رشته کروماتین اینترفازی در سلولهای یوکاریوتی تا رسیدن به ضخامت 1000 تا 1400 نانومتر ایجاد می‌شود. در پروکاریوتها نیز ماده ژنتیکی اغلب به حالت یک کروموزوم متراکم می‌شود. در برخی باکتریها علاوه بر کروموزوم اصلی که اغلب ژنها را شامل می‌شود کروموزوم کوچک دیگری که بطور معمول آن را پلاسمید می‌نامند، قابل تشخیص است گر چه تعداد کمی از ژنها بر روی پلاسمید قرار دارند.

اما از آنجا که در بیشتر موارد ژنهای مقاومت به آنتی بیوتیکها بر روی آن جایگزین شده‌اند، از نظر پایداری و بقای نسل باکتری اهمیت زیادی دارد. کروماتین در ساختمان کروموزوم به شکل لوپ دیده می‌شود. لوپها توسط پروتئینهای اتصالی به DNA که مناطق خاصی از DNA را تشخیص می‌دهند پابرجا می‌ماند. سپس مراحل پیچ خوردگی نهایتا نوارهایی را که در کروموزومهای متافازی دیده می‌شود ایجاد می‌کند. هر تیپ کروموزومی یک نوع نواربندی اختصاصی را در ارتباط با نوع رنگ آمیزی نشان می‌دهد. این رنگ آمیزیها منجر به مشخص شدن تعداد و خصوصیات کروموزومهای هر گونه از موجودات زنده می‌گردد. که این خصوصیات تعدادی و مورفولوژیک کروموزومها را کاریوتیپ می‌نامند.

img/daneshnameh_up/e/e9/chromatn.2.jpg

مراحل تبدیل رشته کروماتین به کروموزوم

برای تبدیل یک رشته کروماتینی 10 تا 30 نانومتری به یک کروموزوم ، علاوه بر لزوم همانندسازی رشته کروماتین سطوح سازمان یافتگی‌ای را در نظر می‌گیرند که ضمن آن با دخالت H3 ، H1 و پروتئین‌های غیر هیستونی پیچیدگیها و تابیدگیهای رشته کروماتین افزایش می‌یابد، طول آن کم ، ضخامت و تراکمش زیاد می‌شود و به کروموزوم تبدیل می‌گردد. این سطوح سازمان یافتگی و اغلب به صورت رسیدن از رشته 10 تا 30 نانومتری به رشته 90 تا 100 نانومتری تشکیل رشته 30 تا 400 نانومتری و در مراحل بعد با افزایش پیچیدگیها و تابیدگیها ، ایجاد رشته 700 نانومتری و بالاخره تشکیل کروموزوم دارای دو کروماتید و با ضخامت تا 1400 نانومتر در نظر می‌گیرند.

اولین مرحله پیچیدگی و تراکم رشته کروماتین برای تبدیل به کروموزوم با فسفریلاسیون شدید هیستونهای H3 ، H1 همراه است. پس از رها شدن DNA از اکتامر هیستونی ، با دخالت آنزیمهای مسئول همانندسازی ، پیوندهای هیدروژنی بین دو زنجیره گسسته می‌شود، هر زنجیره مکممل خود را می‌سازد و به تدریج با ادامه همانندسازی ، دو مولکول DNA بوجود می‌آید که در هر مولکول یک زنجیره قدیمی و زنجیره دیگر نوساخت است. بخشهای مختلف این دو مولکول DNA که نظیر همدیگر هستند به تدریج که همانندسازیشان پایان می‌پذیرد، با اکتامرهای هیستونی که نیمی از آنها اکتامرهای والدی و نیمی جدید هستند ترکیب می‌شوند.

بعد از تشکیل ساختمان نوکلئوزومی ، دو رشته کروماتین 10 نانومتری و سپس رشته‌های 30 نانومتری ایجاد می‌شوند. هر رشته کروماتین 30 نانومتر سطوح سازمان یافتگی را می‌گذارند، با مجموعه‌ای از پروتئینهای غیر هیستونی زمینه‌ای یا اسکلتی آمیخته می‌شود و به یک کروماتید تبدیل می‌شود. مجموعه دو کروماتید نظیر هم که از محل سانترومر بهم متصل‌اند کروموزوم متافازی را ایجاد می‌کنند.

اجزای ساختمانی کروموزوم

در متافاز که کروموزومها سازمان یافتگی بیشتری دارند، برای هر کروموزوم بخشهای زیر در نظر گرفته می‌شود.

کروماتید

کروماتید بخشی از کروموزوم متافازی است که نیمی از سراسر طول کروموزوم را می‌سازد. دو کروماتید هر کروموزوم از ناحیه سانترومر بهم متصل‌اند. هر کروماتید از ابر پیچیدگیهای رشته کروماتین و آمیختگی آن با پروتئینهای غیر هیستونی اسکلتی یا زمینه‌ای بوجود آمده است. دو کروماتید هر کروموزوم متافازی را که در حکم تصویر آینه‌ای یکدیگر هستند، کروماتیدهای خواهر یا کروماتیدهای نظیر می‌نامند.

   

در پروفاز و گاهی در اینترفاز ، کروموزوم به صورت رشته‌های بسیار نازکی است که آنها را کرومونما می‌نامند این رشته‌ها مراحل مقدماتی تراکم کروماتید را نشان می‌دهند. کروماتید و کرومونما ، نامی برای مشخص کردن دو ساختمان یکسان اما با دو درجه سازمان یافتگی است. کرومومر
نیز از تجمع ماده کروماتینی به صورت دانه‌های کروی ایجاد می‌شود.

سانترومر

محل اتصال دو کروماتید خواهر هر کروموزوم متافازی را سانترومر نامند. سانترومر بخش نازکی از کروموزوم که جایگاه آنرا فرورفتگی اولیه نیز می‌نامند. ناحیه سانترومر ناحیه بسیار هتروکروماتینی است و بویژه در بخشهای کناری خود دارای ژنها یا ترتیب‌های نوکلوتیدی تکراری است. این بخشهای هتروکروماتین با رنگهای بازی شدت رنگ می‌گیرند. هر کروموزوم علاوه بر سانترومر اصلی ممکن است دارای سانترومر یا سانترومرهای فرعی در محل فشردگیهای ثانویه باشد. فشردگیهای ثانویه با داشتن پیچیدگیهای کمتر از فشردگی اولیه قابل تشخیص‌اند.


کینه توکور

طرفین سانترمر هر کروموزوم را دو بخش پروتئینی پیاله مانند و متراکم به اسم کینه توکور می‌پوشاند. هر کینه توکور دارای سه بخش بیرونی و میانی و درونی است. در ساختمان هر بخش پروتئینهای رشته‌ای با تراکم متفاوتی قابل تشخیص هستند بخش بیرونی متراکم و بخش میانی کم تراکم است. بخش درونی بطور فشرده‌ای با سانترومر اتصال دارد. کینه توکورها از مراکز سازماندهی میکروتوبولها و رشته‌های دوک میتوزی هستند.

تلومر

این اصطلاح برای بخشهای انتهایی کروماتید بکار گرفته می‌شود. تلومرها دارای ویژگیهای سلول شناسی خاصی هستند. در مگس سرکه ترتیب‌های DNAای تلومری که در انتهای همه کروموزومها وجود دارد جدا سازی و بررسی شده است. تلومرها انتهاهای مولکولهای طویل و خطی DNAای هستند که در هر کروماتید وجود دارد. از سوی دیگر وقتی کروموزومها بوسیله عواملی مثل پرتوهای X یا اثر آلکالوئیدها شکسته شوند، انتهاهای آزاد بدون تلومر آنها چسبنده می‌شود و با سایر کروموزومها ادغام می‌شود. علاوه بر نقشی که تلومرها در پایداری کروموزومها دارند، در برخی گونه‌ها به حالت مهیا و بعضی بین دو کروموزوم عمل کرده و نوک به نوک اتصال موقتی پیدا می‌کنند.


 

فرورفتگی ثانویه

یکی دیگر از ویژگیهای ریخت شناسی کروموزومها هستند که از نظر موقعیت و فواصلشان بر حسب گونه‌ها جای ثابتی دارند. وجود آنها از نظر تشخیص کروموزومها بویژه در یک مجموعه کروموزومی مفید است فرورفتگیهای ثانویه به دلیل عدم ایجاد انحرافهای زاویه‌دار در قطعات کروموزومی از فرورفتگیهای اولیه شناخته می‌شوند.

سازمان دهندگان هستکی

این نواحی فرورفتگیهای ثانویه‌ای هستند که دارای ژنهای رمزدار کننده RNAهای ریبوزومی جز rRNA5S می‌باشند و در تشکیل هستک دخالت دارند. پدیدار شدن فرورفتگی ثانویه به دلیل رونویسی بسیار فعال ژنهای rRNAای است که آنها را از فرورفتگی‌های اولیه مشخص می‌سازد. در انسان سازمان دهندگان هستکی در فرورفتگیهای ثانویه کروموزومهای 13 و 14 و 15 و 21 و22 قرار دارند که همه از کروموزمهای آکروسانتریک و دارای ماهواره هستند.

ماهواره

جسم کوچکی کروی است که از بقیه کروموزوم بوسیله یک فرورفتگی ثانویه جدا می‌شود. ماهواره و فرورفتگی ثانویه از نظر شکل و بزرگی برای هر کروموزوم ویژه ، ثابت هستند. ماهواره‌های کروموزومی بخشهایی از کروموزوم از دیدگاه ریخت شناسی هستند و نبایستی آنها را با ماهواره‌های DNAای که دارای ترتیب‌های DNAای بسیار تکراری می‌باشند اشتباه کرد.

انواع کروموزمها از نظر تعداد سانترومر

کروموزومها را از نظر تعداد سانترومرهایشان به کروموزمهای یک سانترومری ، دو سانترومری و چند سانترومری تقسیم می‌کنند وقتی تحت تاثیر عواملی مثل پرتوهای X کروموزمها خرد شوند و قطعاتشان ادغام شود، کروموزومهای به اصطلاح بدون سانترومر ایجاد می‌کنند. این کروموزومها هنگام تقسیم سلولی رفتار عادی مثل سایر کروموزومها را ندارند.

انواع کروموزوم از نظر محل سانترومر

  • کروموزمهای تلوسانتریک: سانترومر در یکی از دو انتهای کروموزومها قرار گرفته است.

  • کروموزومهای آکروسانتریک: سانترومر آنها نزدیک به یکی از دو انتهای کروموزوم قرار گرفته در نتیجه یکی از بازوها نسبتا به دیگری بسیار کوچک است از قطعات کروموزومی از محل قرار گرفتن سانترومر از بازوهای کروموزومی می‌نامند.

  • کروموزمهای متاسانتریک: سانترومر آنها در وسط کروموزوم قرار گرفته و در نتیجه بازوهای کروموزم هم اندازه هستند اکثر کروموزمها دارای یک سانترومر هستند. برخی گونه‌ها سانترومرهای بخش شده‌ای دارند در رشته‌های دوکی به تمامی طول کروموزوم متصلند این کروموزومها را هولوسانتریک گویند.

منبع: دانشنامه رشد




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390


موضوع:

مقدمه

پیشرفتهایی که در سده اخیر نصیب علم ژنتیک شده است، تا حدود زیادی مرهون مطالعه و بررسی وراثت در باکتریها است. امروزه ثابت شده است که مکانیسمها ژنتیکی در باکتریها از نظر واکنشهای شیمیایی مشابه یاخته‌های یوکاریوت است. پروکاریوتها موجودات ساده و مناسبی برای بررسیهای ژنتیکی هستند. زیرا در آنها تنها یک مولکول DNA در هر یاخته وجود دارد و این DNA دارای ساختار کروموزمی پیچیده‌ای نیست. استفاده از میکروارگانیسمها به عنوان ابزار مطالعه ژنتیکی دارای نقاط ضعفی نیز است.

اول آنکه کوچکی اندازه این موجودات بررسی ویژگیهای ظاهری هر یاخته را دشوار می‌سازد. دوم آنکه
تولید مثل جنسی در این موجودات وجود ندارد و یا بطور ناقص دیده می‌شود. پس از اینکه ساختار مولکولی DNA که نخستین بار بوسیله واتسون و کریک معرفی و ارائه شد، نحوه بیوسنتز آن را نیز در یاخته مشخص کردند. در اواخر سالهای 1950 ، کریک اصل بنیادی را مطرح کرد. این اصل بیان کننده چگونگی انتقال اطلاعات ژنتیکی از مولکول DNA به RNA و ترجمه آن در پروتئینها است.

 

همانندسازی DNA

در مطالعات اولیه برای همانندسازی سه الگو مطرح شد که شامل الگوهای حفاظتی ، نیمه حفاظتی و پراکنده است. در الگوی حفاظتی از روی مارپیچ دو رشته‌ای DNA ، یک مولکول کامل DNA ساخته می‌شود. در الگوی نیمه حفاظتی ابتدا دو رشته DNA از هم باز شده و در مقابل هر یک از رشته‌ها ، رشته مکمل ساخته می‌شود. در الگوی پراکنده ابتدا مولکول DNA به قطعاتی تقسیم می‌گردد و هر یک از قطعه رشته مکمل خود را سنتز می‌کند. واتسون و کریک با پژوهشهای خود بر روی مولکول DNA ، الگوی نیمه حفاظتی را منطقی و تنها راه همانند سازی می‌دانستند. سپس مزلسون و استال با انجام آزمایشهای بسیار ظریف و مهم ، درستی چنین الگویی را به اثبات رساندند.

آزمایش مزلسون و استال

مزلسون و استال برای اثبات فرآیند همانند سازی آزمایشی انجام دادند که به شرح زیر می‌باشد. آنها ابتدا یاخته‌های باکتری اشرشیاکلی را در محیط کشت ویژه‌ای که نیتروژن آن از نوع سنگین (N15) بود، برای زمان معین کشت دادند و سپس یاخته‌ها را به محیط کشت عادی که نیتروژن آن از نوع سبک (N14) بود، انتقال دادند و در محدوده‌های زمانی معین از یاخته‌های نسلهای اول ، دوم و سوم حاصل از محیط کشت جدید ، نمونه برداری کرده و DNA آنها را به روشهای اختصاصی جدا ساختند. نمونه‌های DNA بر روی گرادیان (شیب) چگالی کلرور منیزیم سانتریفوژ شده و در این روش ترکیبات مختلف بر اساس چگالی آنها جدا سازی می‌شوند.

img/daneshnameh_up/7/7b/14.png



بدین ترتیب DNA واجد وزنهای متفاوت از یکدیگر جدا می‌شوند. DNA معمولی که N14 دارد (DNA سبک) به علت داشتن چگالی کمتر در بالای لوله قرار می‌گیرد. در حالی که مولکول DNA با (N15 سنگین) در محلی پایین تر از DNA سبک واقع می‌شود. DNA های واجد مقادیر متفاوت N15 و N14 نیز در بینابین این دو حد جای می‌گیرند.

با کشت یاخته‌های دارای DNA واجد نیتروژن سنگین در محیط کشت حاوی نیتروژن سبک مشاهده می‌شود که مولکول DNA ماهیت سبک - سنگین پیدا می‌کند. یعنی دو رشته DNA کاملا از هم باز شده و رشته‌هایی در تکمیل هر یک از دو رشته قبل ساخته می‌شود. این رشته‌های جدید همگی دارای نیتروژن سبک (محیط کشت جدید) هستند. با ادامه کشت در نسلهای دوم و سوم ملاحظه می‌شود که از میزان DNA سبک - سنگین کم شده و به DNA سبک افزوده می‌شود.

نتیجه آزمایش مزلسون و استال

مزلسون و استال با چنین مشاهداتی نتیجه گرفتند که همانند سازی در مولکول DNA به طریق نیمه حفاظتی صورت می‌گیرد که مستلزم باز شدن دو رشته از هم و سنتز مولکول DNA جدید در مقابل هر رشته قدیم است. این پدیده به نام همانند سازی مشهور است.

آنزیمهای لازم در همانند سازی

آنزیمهای پلیمراز

آنزیمهایی هستند که پلیمر شدن زنجیره‌های پلی‌نوکلئوتیدی را کاتالیز می‌کنند. تا کنون سه نوع آنزیم پلیمراز به نامهای Ι و ΙΙ و ΙΙΙ جداسازی و مشخصات آنها ارائه شده‌اند. از بین آنها آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نقش اصلی را در سنتز DNA دارد. از خصوصیات مهم آن ، این است که منحصرا نوکلئوتیدها را در جهت '5 به '3 بهم متصل می‌کنند و در جهت عکس نمی‌تواند عمل کند. آنزیم پلیمراز ΙΙ نیز در مرحله‌ای از سنتز DNA وارد شده و سنتز را در جهت '3 به '5 پیش می‌برد. و آنزیم پلیمراز I عمل ترمیم همانند سازی را انجام می‌دهد.

آنزیم هلیکاز

این آنزیم به مولکول DNA دو رشته‌ای متصل شده و با عمل خود موجب باز شدن دو رشته از یکدیگر می‌شود.

آنزیم لیگاز

در مرحله‌ای از سنتز DNA وارد عمل شده و دو رشته DNA را بهم پیوند می‌دهد.

آنزیم پریماز

آنزیمی است که در ساختن قطعه کوچک RNA پرایمر ، هنگام همانند سازی وارد عمل شده و نوکلئوتیدهایی از نوع اسید ریبونوکلئوتید را به یکدیگر متصل می‌کند. تعدادی پروتئینهای ویژه وجود دارند که پس از باز شدن دو رشته DNA از یکدیگر به محلهای باز شده متصل شده و مانع اتصال مجدد دو رشته به یکدیگر می‌شوند.

 

همانند سازی متوالی

در روی مولکول DNA نقاطی وجود دارند که همانند سازی از آنها آغاز می‌شود. این نقاط مبدا همانند سازی خوانده می‌شوند. در DNA باکتریها ، یک مبدا همانند سازی و در DNA موجودات عالی ، تعدادی زیادی از این مبدا وجود دارند. هنگام همانند سازی ابتدا آنزیم هلیکاز به مارپیچ دو رشته‌ای DNA متصل شده و پیچش DNA را در آن نقطه باز می‌کند. پرتئینهای DBP به ناحیه باز شده هجوم آورده و با اتصال به DNA تک رشته‌ای مانع از جفت شدن بعدی DNA می‌شوند.

img/daneshnameh_up/c/cb/Molecules-01.gif


ناحیه‌ای را که هلیکاز به آن متصل می‌شود، چنگال همانند سازی می‌نامند. همانند سازی به صورت دو سویه است. آنزیم پلیمراز ΙΙΙ که اتصال نوکلئوتیدها را به یکدیگر به عهده دارد، فقط می‌تواند همانند سازی را در جهت 3 به 5 پیش ببرد. در این حالت دو رشته مولکول DNA در خلاف جهت یکدیگر هستند. در نتیحه رشته‌ای که در جهت '5 به '3 سنتز می‌شود، به راحتی سنتز DNA را آغاز کرده و پیش می‌برد. این رشته به نام رشته راهنما معروف است. در همانند سازی این رشته را متوالی می‌نامند.

همانند سازی نامتوالی

در مولکول DNA رشته‌ای که '5 آزاد دارد، سنتز DNA طبق آنچه درباره رشته راهنما ذکر شد، انجام نمی‌گیرد. دلیل آن این است که آنزیم پلیمراز ΙΙΙ نمی‌تواند نوکلئوتیدها را در جهت 3 به 5 کاتالیز کند. لذا می‌بایست مکانیسم دیگری برای سنتز این رشته از DNA وجود داشته باشد. این رشته DNA به نام رشته عمل کننده یا پیرو معروف است. در این حالت ابتدا دو رشته DNA در فواصل معینی از یکدیگر باز شده و آنزیم پریماز در آن محل قرار می‌گیرد و با استفاده از ریبونوکلئوتیدها ، RNA کوچکی ساخته می‌شود که RNA پرایمر نام دارد.

انتهای 3 این RNA کوچک که از روی الگوی DNA ساخته شده است، می‌تواند به آنزیم پلیمراز III امکان دهد تا دزاکسی ریبونوکلئوتیدها را به انتهای آن متصل کند. لذا در این رشته از مولکول DNA قطعاتی از DNA سنتز می‌شوند که قطعات اوکازاکی نام دارد. (اوکازاکی نخستین کسی بود که این قطعات سنتز شده DNA را با
میکروسکوپ الکترونی مشاهده کرد).

در این حالت آنزیم پلیمراز I وارد عمل شده و به ترتیب یکی یکی ریبونوکلئوتیدها را در جهت 5 به 3 برداشته و به جای آنها نوکلئوتیدهای از انواع دزاکسی جایگزین می‌کند تا این که قطعات همه از نوع دزاوکسی شوند. سپس انتهای قطعات ساخته شده بوسیله آنزیم لیگاز به هم متصل شده و یک رشته ممتد DNA حاصل می‌شود. اندازه هر قطعه اوکازاکی حدود 1000 تا 2000 نوکلئوتید است.




ادامه مطلب ...

نویسنده : پانیذ
دوشنبه چهاردهم آذر 1390


موضوع:

نگاه اجمالی

نوکلئوتیدها اعمال متنوعی را در داخل سلول انجام می‌دهند. نوکلئوتیدها به عنوان زیر واحدهای اسیدهای نوکلئیک حامل اطلاعات ژنتیکی هستند. ساختمان هر پروتئین و نهایتا هر بیومولکول ، محصولی از اطلاعات موجود در توالی نوکلئوتیدی اسیدهای نوکلئیک سلول می‌باشد. توانایی ذخیره و انتقال اطلاعات ژنتیکی از نسلی به نسل بعد شرط اساسی زندگی است. توالی آمینو اسیدی هر پروتئین موجود در سلول و توالی نوکلئوتیدی هر مولکول RNA توسط توالی نوکلئوتیدی موجود در ساختمان DNA DNAسلول تعیین می‌گردد. قطعه ای از مولکول DNA که حاوی اطلاعات لازم جهت سنتز یک محصول بیولوژیک وظیفه‌دار نظیر پروتئین یا RNA است را یک ژن می‌گویند. در داخل سلولها دو نوع اسید نوکلئیک یافت می‌شود.



 

ساختار اسید نوکلئیک

اسیدهای نوکلئیک بسپارهایی (پلیمرهایی) با زنجیر طولانی و وزن مولکولی بالا متشکل از نوکلئوتیدها هستند. هرنوکلئوتید از قسمتهای زیر تشکیل شده است.

انواع اسیدهای نوکلئیک

دو نوع اسید نوکلئیک وجود دارد. دزوکسی ریبونوکلئیک اسید (DNA) و ریبو نوکلئیک اسید (RNA). اختلاف اساسی بین این دو مولکول قندی است که مورد استفاده قرار داده‌اند. DNA حاوی دزوکسی ریبوز و RNA حاوی ریبوز است. پیشوند دزوکسی برداشتن یک اتم اکسیژن را نشان می‌دهد. اگر یک اتم اکسیژن ، از اتم کربن شماره 2 ریبوز برداشته شود، ساختار دزوکسی ریبوز بدست می‌آید. DNA بطور عمده در هسته سلول یافت می‌شود. در حالی که RNA بطور عمده در سیتوپلاسم یعنی در خارج هسته سلول است.

تصویر


سه نوع عمده از RNA مشخص شده است. این سه نوع عبارتند از RNA پیک (mRNA) ، RNA ناقل (tRNA) ، و RNA ریبوزومی (rRNA). هر یک از آنها وزن مولکولی و ترکیب بازی خاص خود را دارد. RNAهای پیک ، معمولا از همه بزرگترند و وزن مولکولی آنها بین 25000 تا یک میلیون است. آنها 75 تا 3000 واحد مونو نوکلئوتید دارند. وزن مولکولی RNA های ناقل بین 23000 تا 30000 است و شامل 75 تا 90 واحد نوکلئوتیدند. RNA های ریبوزومی که وزن مولکولی آنها بین وزن مولکولهای mRNA و tRNA است حدود 80 درصد کل RNA سلول را تشکیل می‌دهند.

ساختار RNA و DNA

مونومرهای RNA و DNA شامل یک قند ساده ، یکی از بازهای نیتروژنی و یک یا دو واحد اسید فسفریک هستند. نوکلئوتیدهای RNA و DNA از نظر ساختاری تنها در قند و یک باز متفاوت دارند. پلی نوکلئوتیدهایی با وزن‌های مولکولی تا چند میلیون شناخته شده‌اند. ردیف نوکلئوتیدها در زنجیر پلی نوکلئوتیدی ساختار نوع اول این زنجیر است. در زنجیر اسید نوکلئیک ، اتم کربن شماره 3 یک مولکول قند و اتم کربن شماره 5 مولکول قند بعدی توسط یک اتصال استر به مولکول اسید فسفریک متصل می‌گردد.

یکی از چهار بنیان مختلف باز نیتروژن‌دار جایگزین گروه OH اتم کربن شماره 1 هر مولکول قند می‌گردد. ساختار دوم DNA یک مارپیچ دوگانه است. دو زنجیر DNA به نحوی به یکدیگر پیچ خورده‌اند که بازها درون مارپیچ واقع شده‌اند. ساختار از طریق
پیوندهای هیدروژنی بین بازهای یک زنجیر و بازهای زنجیر دیگر به هم متصل شده‌اند. چهار بنیان باز موجود در DNA از تیمین (T) ، آدنین (A) ، گوانین (G) و سیتوزین (C). آدنین و تیمین یکدیگر را تکمیل می‌کنند.

موقعیت اتمها این امکان را فراهم می‌سازد تا دو
پیوند قوی هیدروژنی بین A از یک زنجیر و T از زنجیر دیگر مارپیچ دو گانه بوجود آید. گوانین (G) و سیتوزین (C) به همین نحو همدیگر را تکمیل می‌کنند. بین این زوج باز سه پیوند قوی هیدروژنی تشکیل می‌شود. در هر نمونه DNA مقدار A و T و نیز G و C یکسان است. بازهایی که به یک زنجیر DNA متصل است بازهای متصل به زنجیر دیگر DNA را تکمیل می‌کنند. اگر یک A روی زنجیر 1 وجود داشته باشد، T روی زنجیر 2 مخالف آن خواهد داشت و اگر یک T روی زنجیر 1 وجود داشته باشد، A روی زنجیر 2 مخالف آن وجود خواهد داشت. همین نحوه جفت شدن بین C و G روی می‌دهد.

دو جفت
پیوند هیدروژنی تقریبا طول یکسان دارند. در نتیجه دو زنجیر مارپیچ دوگانه به یک فاصله از همدیگر قرار می گیرند. مولکولهای RNA به صورت تک رشته‌ای قرار دارند و فقط در بعضی از انواع آن هم در مواقعی خاص پیوندهای هیدروژنی در داخل یک زنجیره ایجاد می‌شود که می‌توان مولکول RNA ناقل را نام برد. 4 باز موجود در RNA عبارتند از: آدنین ، یوراسیل ، گوانین و سیتوزین .



 

عمل پلی نوکلئوتیدها

عمل پلی نوکلئوتیدها همانند سازی از اطلاعات سلولی موجود در هسته است. بطوری که شبیه ، شبیه را بوجود می آورد. گوناگونی ساختارهای نوع اول پلی نوکلئوتیدها تقریبا بی‌نهایت است و این گوناگونی امکان می‌دهد که اطلاعات بی‌نهایت گوناگون در ساختارهای مولکولی رشته‌های اسید نوکلئیک ثبت شود. آرایشهای گوناگون فقط چند باز متفاوت ساختارهای بسیار گوناگونی ایجاد می کند. امروزه باور دانشمندان این است که اطلاعات کد شده با همانند سازی DNA آغاز می‌شود و با سنتز پروتئین طبیعی و همچنین با سنتز بافتهای بدن ادامه می‌یابد.

تصویر

همانند سازی DNA

تقریبا تمام هسته‌های سلولهای موجود زنده شامل ترکیب کروموزومی یکسان است. این ترکیب همواره ثابت است. صرف نظر از اینکه در سلول ، مواد غذایی فراوان یا بسیار کم باشد. هر موجود زنده حیات خود را بصورت یک تک سلول با ترکیب کروموزمی یکسان آغاز می‌کند. در تولید مثل جنسی نیم یک کروموزوم از هر یک از والدین به آن می‌رسد. این واقعیتهای زیست شناختی ، خوب شناخته شده همراه با اکتشافهای اخیر درباره ساختارهای پلی نوکلئوتیدها ، دانشمندان را به این نتیجه‌گیری رسانیده است که ساختار DNA در حین تقسیم عادی سلول (میتوز - هر دو رشته) بطور کامل و در تقسیم سلولی سلولهای جنسی (میوز – یک رشته) فقط بطور نیمه کپیه می‌شود.

وقتی یاخته‌ای تقسیم می‌شود، دو زنجیر مارپیچ دوگانه DNA از همدیگر جدا می‌گردد. هر زنجیر به عنوان الگو برای سنتز زنجیر جدید و مکمل مورد استفاده قرار می‌گیرد. از این فرآیند دو مارپیچ دوگانه یکسان بوجود می‌آید. هر مارپیچ دوگانه حاوی یکی از زنجیرهای مارپیچ دوگانه اصلی است. نوکلئوتیدهای موجود در محلول ، زنجیرهای جدید را تشکیل می‌دهند. باز یک نوکلئوتید با باز مکمل یک زنجیره DNA از طریق تشکیل پیوندهای هیدروژنی جفت می‌شوند. بنابراین ، نوکلئوتیدها به نحوی که توسط ترتیب بازها در زنجیر DNA تعیین می‌گردد منظم می‌شوند. زنجیرهای جدید که از نوکلئوتیدها تشکیل می‌شوند مکمل زنجیرهای DNA اصلی می‌باشند. همانند سازی DNA در هسته سلول
صورت می‌گیرد.

جهش (Mutation)

هر تغییری که در DNA یک یاخته ، تغییر در RNA پیکی که از آن تولید می‌شود و در نتیجه اختلال در پروتئین حاصل را به دنبال دارد جهش نامیده می‌شود. این تغییرات ممکن است سودمند ، زیان آور یا بی‌اهمیت باشد و از نسلی به نسل دیگر منتقل گردد. جهشها مسئول بیماریهای ژنتیکی از قبیل بیماری تی – ساکس ، کم خونی ، هموفیلی و کره هانتینگتون هستند.




نویسنده : پانیذ
دوشنبه چهاردهم آذر 1390


موضوع:

آزمایش ایوری

یکی از مهم ترین آزمایش ها در تاریخ زیست شناسی،آزمایش اسوالد ایوری است.که ماهیت ماده ی ژنتیک را آشکار ساخت.

ایوری وهمکارانش می دانستند که در سلول چهارماده ی شیمیایی اصلی وجود دارد.این مواد عبارتند از:کربوهیدرات ها،لیپید ها،پروتئین ها و نوکلئوئیک اسید ها است.بنا بر این عامل ترانسفورماسیون هر چه باشد یکی از این چهار عامل است.آنان ابتدا عصاره ی سلولی باکتری های کپسول دار کشته شده را استخراج کردند.عصاره ی سلولی همه ی مواد درون سلول را دربردارد و سپس عصاره ی سلولی را به چند قسمت تقسیم کردند و به هر قسمت یک نوع از آنزیم های تخریب کننده را اضافه کردند و کوشیدند با هر قسمت به طور جدا گانه بکتری بدون کپسول زنده را وادار به ترانسفورماسیون کنند.ایوری و همکارانش مشاهده کردند که ترانفورماسین فقط هنگامی رخ می دهد که DNA تخریب نشده باشد و به این ترتیب فهمیدند که عامل ترانسفورماسیون همان DNA موجود در هسته است.




نویسنده : پانیذ
دوشنبه چهاردهم آذر 1390


موضوع:

فردریک گریفیت : در سال 1928 آزمایشی که ارتباط چندانی با ژنتیک نداشت منجر به کشف بزرگی در باره ی ماده ی ژنتیک شد.در این سال فردریک گریفیت که باکتری شناس بود سعی می کرد تا واکسنی علیه بیماری ذات الریه که نام علمی آن اسپرتوکوکوس نومونیا بود پیدا کند.

گریفیت روی دو نوع(سویه)از این باکتری ها کار می کرد.یکی از این سویه ها کپسولی پلی ساکاریدی دارد که اطراف باکتری را احاطه می کند.این کپسول باکتری را در برابر دستگاه ایمنی بدن محافظت می کند وموجب بیماری آن می شود.سویه ی یگر این نوع باکتری بدون کپسول پلی ساکاریدی است و به این علت موجب موجب بیماری ذات اریه نمی شود.

گریفیت پی برده بود که تزریق باکتری کپسول دار به موش ها موجب بیماری و مرگ آنان می شود در حالی که موشهایی که به باکتری بدون کپسول آلوده شده اند سالم باقی می مانند.

گریفیت برای این که بفهمد آیا کپسول عامل مرگ موش هاست یا خیر تعدادی باکتری کپسول دار را با گرما کشت و سپس آن ها را به موش ها تزریق کرد.او مشاهده کرد که موش ها پس از آن بیمار نشند و زنده ماندند.گریفیت در یافت که کپسول باکتری عامل مرگ موش ها نیست.

او سپس باکتری های بدون کپسول زنده و باکتری های کپسول داری را که بر اثر گرما کشته بود با یکدیگر مخلوط و مخلوط حاصل را به موش ها تزریق کرد.نتیجه ی این آزمایش غیر منتظره بود.او مشاهده کردکه همه موش ها در اثر ابتلا به بیماری ذات الریه مردند.

گریفیت پس از بررسی خون موش های مرده با کمال تعجب مشاهده کرد که در خون این موش ها بعضی از باکتری ها ی بدون کپسول کپسول دار شده اند.به عبارت دیگر باکتری های بدون کپسول تغییر شکل داده اند و به باکتری ها ی کپسول دار تبدیل شده اند.

 




نویسنده : پانیذ
دوشنبه چهاردهم آذر 1390


موضوع:

اطلاعات اولیه

علم ژنتیک یکی از شاخه‌های علوم زیستی است. بوسیله قوانین و مفاهیم موجود در این علم می‌توانیم به تشابه یا عدم تشابه دو موجود نسبت به یکدیگر پی ببریم و بدانیم که چطور و چرا چنین تشابه و یا عدم تشابه در داخل یک جامعه گیاهی و یا جامعه جانوری ، بوجود آمده است. علم ژنتیک علم انتقال اطلاعات بیولوژیکی از یک سلول به سلول دیگر ، از والد به نوزاد و بنابراین از یک نسل به نسل بعد است. ژنتیک با چگونگی این انتقالات که مبنای اختلالات و تشابهات موجود در ارگانیسم‌هاست، سروکار دارد. علم ژنتیک در مورد سرشت فیزیکی و شیمیایی این اطلاعات نیز صحبت می‌کند.



تصویر

تاریخچه ژنتیک

علم زیست شناسی ، هرچند به صورت توصیفی از قدیمی‌ترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است. اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیده‌اند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی بوجود آورد. در قرن هجدهم ، عده‌ای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند. ولی به دو دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجه‌ای نرسیدند.

 



اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل ، توسط درویس ، شرماک و کورنز باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود.

در سال 1953 با کشف ساختمان جایگاه ژنها از سوی جیمز واتسون و فرانسیس کریک ، رشته‌ای جدید در علم زیست شناسی بوجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت . با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها می‌پرداخت ، ادغام شدند و رشته‌ای به نام
مهندسی ژنتیک را بوجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشته‌های مختلفی اعم از پزشکی ، صنعت و کشاورزی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

تقسیم بندی علم ژنتیک

ژنتیک را می‌توان به سه گروه تقسیم بندی کرد.

موضوعات مورد بحث در ژنتیک پایه




تصویر

ژنتیک مندلی

ژنتیک مندلی یا کروموزومی بخشی از ژنتیک امروزی است که از توارث ژنهای موجود در روی کروموزوم‌ها بحث می‌کند، اما برعکس در ژنتیک غیر مندلی که به ژنتیک غیر کروموزومی نیز معروف است، توارث مواد ژنتیکی موجود در کلروپلاست و میتوکندری ، مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد.

تغییرات نسبتهای مندلی

نسبتهای فنوتیپی مندلی در مونوهیبریدها (3:1) ، تحت تاثیر عوامل متعددی چون غالبیت ناقص ، هم بارزی ، ژنهای کشنده ، نافذ بودن و قدرت تظاهر یک ژن و چند آللی قرار می‌گیرد که نسبتهای مندلی را تغییر می‌دهد.

 


 

احتمالات

آشنایی با قوانین علم احتمالات ، از نظر درک چگونگی انجام پدپده‌های ژنتیکی ، پیش بینی فنوتیپی ، نتایج حاصله از یک آمیزش و برآورد انطباق نسبت فنوتیپی نسل اول و دوم ، با یکی از مکانیزمهای ژنتیکی دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای می‌باشد.

پیوستگی ژنها

پدیده پیوستگی ژنها (Linkage) بوسیله سوتون ، در سال 1903 ، عنوان گردید. سوتون با بیان اینکه کروموزوم‌ها حامل عوامل ارثی (ژنها) هستند، روشن نمود که تعداد ژنها به مراتب بیشتر از تعداد کروموزوم‌ها بوده و بنابراین هر کروموزوم ، می‌تواند حامل ژنهای متعددی باشد.

جهش ژنی

موتاسیون ژنی را در اصل ، بدن توجه به تغییرات ماده ژنتیکی ، برای بیان تغییرات فنوتیپی در جانوران یا گیاهان نیز بکار برده‌اند و بدان مناسبت ، موجودی که فنوتیپ آن در نتیجه موتاسیون تغییر می‌کند را موتان می‌گویند.

موضوعات مورد بحث در ژنتیک مولکولی

کشف ساختمان DNA

شناخت امروزی ما در مورد مسیرهای اطلاعاتی از همگرایی یافته‌های ژنتیکی ، فیزیکی و شیمیایی در بیوشیمی امروزی حاصل شده است. این شناخت در کشف ساختمان دو رشته مارپیچی DNA ، توسط جیمز واتسون و فرانسیس کریک در سال 1953 خلاصه گردید. .



تصویر

ژنها و کروموزومها

ژنها قطعاتی از یک کروموزوم هستند که اطلاعات مورد نیاز برای یک مولکول DNA یا یک پلی پپتید را دارند. علاوه بر ژنها ، انواع مختلفی از توالیهای مختلف تنظیمی در روی کروموزومها وجود دارد که در همانند سازی ، رونویسی و ... شرکت دارند.


 

متابولیزم DNA

سلامت DNA بیشترین اهمیت را برای سلول دارد که آن را می‌توان از پیچیدگی و کثرت سیستمهای آنزیمی شرکت کننده در همانند سازی ، ترمیم و نوترکیبی DNA ، دریافت. همانند سازی DNA با صحت بسیار بالا و در یک دوره زمانی مشخص در طی چرخه سلولی به انجام می رسد.

متابولیزم RNA

رونویسی توسط آنزیم RNA پلیمراز وابسته به DNA کاتالیز می‌شود. رونویسی در چندین فاز ، شامل اتصال RNA پلیمراز به یک جایگاه DNA به نام پروموتور ، شروع سنتز رونویسی ، طویل سازی و خاتمه ، روی می‌دهد. سه نوع RNA ساخته می‌شود.

متابولیزم پروتئین

پروتئینها در یک کمپلکس RNA پروتئینی به نام ریبوزوم ، با یک توالی اسید آمینه‌های خاص در طی ترجمه اطلاعات کد شده در RNA پیک ، سنتز می‌گردند.

تنظیم بیان ژن

بیان ژنها توسط فرآیندهایی تنظیم می‌شود که بر روی سرعت تولید و تخریب محصولات ژنی اثر می‌گذارند. بیشتر این تنظیم در سطح شروع رونویسی و بواسطه پروتئینهای تنظیمی رخ می‌دهد که رونویسی را از پروموتورهای اختصاصی مهار یا تحریک می‌کنند.

فناوری DNA نوترکیبی

با استفاده از فناوری DNA نو ترکیبی مطالعه ساختمان و عملکرد ژن بسیار آسان شده است. جداسازی یک ژن از یک کروموزوم بزرگ نیاز دارد به، روشهایی برای برش و دوختن قطعات DNA ، وجود ناقلین کوچک که قادر به تکثیر خود بوده و ژنها در داخل آنها قرار داده می‌شوند، روشهایی برای ارائه ناقل حاوی DNA خارجی به سلولی که در آن بتواند تکثیر یافته و کلنیهایی را ایجاد کند و روشهایی برای شناسایی سلولهای حاوی DNA مورد نظر. پیشرفتهای حاصل در این فناوری ، در حال متحول نمودن بسیاری از دیدگاههای پزشکی ، کشاورزی و سایر صنایع می‌باشد.


 

موضوعات مورد بحث در ژنتیک پزشکی و انسانی

  • مطالعه کروموزوم‌ها یا ژنتیک سلولی (Cytogenetics).

  • بررسی ساختمان و عملکرد هر ژن یا ژنتیک بیوشیمیایی و مولکولی.

  • مطالعه ژنوم، سازمان‌یابی و اعمال آن یا ژنومیک (genomics).

  • بررسی تنوع ژنتیکی در جمعیتهای انسانی و عوامل تعیین کننده فراوانی آللها یا ژنتیک جمعیت.

  • بررسی کنترل ژنتیکی تکامل یا ژنتیک تکامل.

  • استفاده از ژنتیک برای تشخیص و مراقبت از بیمار یا ژنتیک بالینی.

  • مشاوره ژنتیکی که اطلاعاتی پیرامون خطر ابتلا به بیماری را ارائه می‌دهد و در عین حال ، حمایت روانی و آموزشی فراهم می‌کند، به حرفه بهداشتی جدیدی تکامل پیدا کرده است که در آن تمام کادر مشاغل پزشکی ، خود را وقف مراقبت از بیماران و خانواده‌های آنها می‌کنند.

  • علاوه بر تماس مستقیم با بیمار ، ژنتیک پزشکی ، از طریق فراهم سازی تشخیص آزمایشگاهی ، افراد و از طریق برنامه‌های غربالگری (Screening) طراحی شده برای شناسایی اشخاص در معرض خطر ابتلا یا انتقال یک اختلال ژنتیکی ، جمعیت را مراقبت می‌کند.

 

تصویر

ارتباط ژنتیک با سایر علوم

ژنتیک علمی است جدید و تقریبا از اوایل سالهای 1900 میلادی با ظهور علوم سیتولوژی و سیتوژنتیک جنبه علمی‌تر به خود گرفته است. علم سیتولوژی با ژنتیک قرابت نزدیکی دارد و به کمک این علم می‌توان مورفولوژی ، فیزیولوژی و وظایف ضمائم مختلف یک یاخته را مورد بررسی قرار داد. سیتوژنتیک نیز بخشی از علوم زیستی است که روی کروموزوم ، ضمائم یاخته و ارتباط آن با پدیده‌های ژنتیکی بحث می‌کند و در واقع علم دورگه‌ای از سیتولوژی و ژنتیک به شمار می‌رود.




نویسنده : پانیذ
دوشنبه چهاردهم آذر 1390


موضوع:

چگونه بفهمیم کم خونی داریم؟

آزمایش خون

کم خونی یعنی کاهش تعداد گلبول‏های قرمز خون و علل متفاوتی دارد، ولی مهم‏ترین آنها کمبود آهن در بدن است.

اگر کم‏خونی خفیفی داشته باشید، ممکن است علامتی دیده نشود و حتی اگر دیده شود، ممکن است متوجه کم‏خونی خود نشوید، یا آن را با بیماری دیگری اشتباه بگیرید.

 

 

حال ما به شما می گوییم که علائم شایع کم خونی چیست تا با مشاهده ی آنها به پزشک مراجعه کنید:

1- به پوست خود دقت کنید. آیا پوستتان رنگ پریده است؟

در حالت کم‏خونی، حتی اگر رنگ پوستتان معمولی باشد، ولی لبهای شما، کمرنگ‏تر از حد طبیعی است و پوست شما بی‏حال و خسته (شل) می باشد.

2- آیا همیشه احساس خستگی و بی‏حالی می کنید؟ این ها از علائم شایع کم‏خونی است.

3- آیا سردرد های پی در پی دارید؟ و یا اشتهایی برای غذا خوردن ندارید؟ این ها از علائم اولیه کم‏خونی هستند.

4- آیا مبتلا به یبوست شده‏اید؟ این هم یکی از علائم اولیه کم خونی است و بدون هیچ‏ تغییری در عادات غذایی به وجود می‏آید (یعنی مثلا بدون کاهش مصرف میوه و سبزی، دچار یبوست می شوید).

تنها راه تشخیص کم‏خونی، دادن آزمایش خون است.

5- آیا تمرکز فکری برای شما سخت شده است؟ این مسئله روی کار شما یا انجام تکالیف درسی شما تاثیرگذار است.

6- آیا دوست دارید مواد عجیب و غریب را که خوراکی نیستند، بخورید، مثل خاک یا کاغذ. چنین حالتی، «پیکا» نام دارد.

7- به حالات روحی و روانی خود دقت کنید. کم‏خونی می‏تواند باعث احساس افسردگی شود.

گلبول قرمز خون

8- آیا احساس تنگی نفس دارید؟ گلبول‏های قرمز خون، بخش حیاتی فرآیند تنفس را تشکیل می دهند و این علامت در کم‏خونی متوسط تا شدید بروز می‏کند.

9- آیا احساس می‏کنید انگشتان دست و پای شما همیشه سرد هستند؟ این حالت به دلیل کاهش جریان خون در انگشتان دست و پا، در اثر کم‏خونی اتفاق می‏افتد.

 

10- آیا احساس ضعف یا سرگیجه دارید؟ در کم‏خونی شدید، هنگام برخاستن از رختخواب احساس ضعف زیادی دارید و یا هنگام بلند شدن از جایتان، احساس سرگیجه می‏کنید.

هشدارها:

* اگر به طور ناگهانی، زخمهایی روی زبان یا دهانتان پیدا شد، یا اگر خانم هستید و یک مرتبه دچار قطع قاعدگی شدید، نشان می‏دهد دچار کم‏خونی هستید.

* اگر بیشتر اوقات غذاهای فرآیند شده و آماده بخورید، یا بعضی وعده‏های غذایی (مثل صبحانه) را از برنامه غذایی تان حذف کنید، یا ریزه خواری داشته باشید، یا از همه گروه های غذایی استفاده نکنید، ممکن است آهن و سایر مواد مغذی را به مقدار کافی دریافت نکنید. در این صورت، اگر علائم ذکر شده در بالا را داشتید، احتمالا دچار کم‏خونی هستید.

آزمایش خون

* کم‏خونی می‏تواند در اثر مشکلات پزشکی اصولی و دریافت یا جذب ناکافی آهن در بدن به وجود آید. تنها راه تشخیص کم‏خونی، دادن آزمایش خون است. اگر فکر می‏کنید دچار کم‏خونی هستید، حتماً به پزشک مراجعه کنید.

* اگر نسبت به کم‏خونی خود شک دارید، هرگز مقادیر بالای مکمل‏های آهن را مصرف نکنید، زیرا دریافت مقادیر زیاد آهن، مسمومیت زاست و عوارض بدی دارد.

 

 

برای تشخیص قطعی کم‏خونی باید به پزشک مراجعه کنید و خودتان بر اساس علائم بالا نمی‏توانید بگویید حتما دچار کم‏خونی هستید، زیرا علائم کم‏خونی می‏تواند مشابه علائم سایر بیماری‏ها باشد و کمبود آهن به تنهایی، علت بروز کم‏خونی نیست.

* اگر علائم بالا در شما ادامه داشت، یا دچار یک مشکل خاص پزشکی هستید، حتماً به پزشک مراجعه کنید. اطلاعاتی که در این مقاله برای شما ارائه شده، نمی‏تواند جایگزین توصیه‏ها یا درمان تخصصی پزشکی شود.




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه سوم آذر 1390


موضوع:

چرا موقع خندیدن گریه میکنیم؟

کارشناسان هنوز علت آن را نمی دانند اما یک نکته به نظر می رسد و آن اینکه خندیدن و گریه کردن شبیه واکنش های روانشناسی است. روبرت پرووین روانشناس دانشگاه مری لند می گوید: هر دو آنها زمانی اتفاق می افتد که احساسات تا حد زیادی تحریک می شود. لی دووفنر استاد دانشگاه میامی و چشم پزشک انستیتو باسکون می گوید: معمولا گریه با ناراحتی همراه است اما گریه کردن یک واکنش پیچیده ترِ انسان است. اشک با احساسات مختلفی تحریک می شود ازجمله: درد، ناراحتی، و در بعضی موارد خوشحالی بیش از حد. وقتی چنین اتفاقی افتاد، بسیار خوب است زیرا هر دو خندیدن و گریه کردن با بی اثر کردن هورمون کورتیزول و آدرنالین، استرس را از بین می برد. بنابراین اگر موقع خندیدن گریه کردید، شانس به شما رو کرده است.

چرا موقع خندیدن گریه می کنیم؟

چرا پیاز اشک چشم ها را در می آورد؟

وقتی که شما پیاز را پوست کنده و قاچ می کنید، سلول های پیاز را پاره می کنید، و آنزیم هایی که گازی به نام پروپانتیل سولفکسید تولید می کنند آزاد می شوند. وقتی که گاز به چشمان شما می رسد، اشک چشمهایتان جاری می شود و اسید سولفوریک بسیار رقیقی تولید می شود و چشم را می سوزاند. در این موقع مغز به چشم پیغام میدهد که اشک بیشتری جاری شود و چشم ها قرمز و متورم شود. هرچه بیشتر پیاز خرد کنید، گاز بیشتری تولید شده و بیشتر اشک می ریزید. واکنش شیمیایی پیاز مکانیسم دفاعی است که در برابر آسیب دیدن خود مقاومت می کند. قبل از اینکه پیاز را خرد کنید آن را داخل فریزر بگذارید تا از سوزش و اشک چشمانتان جلوگیری کند. دمای سرد، روند آزاد شدن آنزیم ها را کند می کند. بنابراین در سوزش و اشک چشمهایتان تاخیر ایجاد می کند.

چرا مفصلهایتان صدا می دهد؟

بیشتر مفصل های بدن انسانها، مفاصل دوتایی متحرک مثل بند انگشتها و شانه ها هستند که دو استخوان را با پوششی به نام کپسول مفصلی به هم وصل کرده اند. داخل پوشش مفصل ها مایع لغزنده و زلالی است که مقداری نیز گازهای نامحلول در آن وجود دارد. وقتی که شما مفصل هایتان را می کِشید، درواقع به آنها و مایع بین شان فشار وارد می کنید و با وارد شدن فشار گاز نیتروژن محلول رها می شود. آزاد شدن هوا بین پوشش مفصل ها همان صدایی است که شما می شنوید. وقتی که گاز آزاد می شود، مفصل ها انعطاف پذیرتر می شوند مثلا در یوگا شما قادر هستید مفصل هایتان را خوب بکشید. اما ممکن است متوجه شوید که مفصل هایتان بعد از یک بار صدا کردن فورا صدا نمی دهند. به این دلیل است که گازی که آزاد می شود باید دوباره در مایع حل شود، و این فرآیند حدود ۱۵ الی ۳۰ دقیقه طول می کشد. اگر شما از روی عادت مفصلهایتان را به صدا در می آورید تا تنش تان را از بین ببرید، به جای این ۳۰ ثانیه روی نفس کشیدن تان تمرکز کنید. صدا کردن مفصل ها به آتروز منجر نمی شود اما می تواند منجر به گرفتگی مفصل ها و کم کردن توان و قدرت آنها شود.

چرا موهایتان سیخ می شود؟

سیخ شدن موها زمانی اتفاق می افتد که شما یا سردتان است یا ترسیده اید. در پایه ی هر مو یک ماهیچه کوچک وجود دارد که منقبض می شود، و برجستگی کوچکی روی پوست ایجاد می کند و پوست شبیه پوست مرغ پرکنده می شود. این واکنش منجر می شود که گرما در لابه لای موها محبوس شود و دما حفظ شود. این حالت زمانی که شما آماده واکنشهای سریع هستید نیز روی می دهد. سیخ شدن موها یک مشکل پزشکی نیست. اگر از نمایان شدن اثرات آن ناراحت هستید، لباس گرم بپوشید، در محیط های آرام قرار بگیرید و از هر گونه ترس و وحشتی جلوگیری کنید.

چرا پلک چشمتان می زند؟

این وضعیت ناراحت کننده خیلی شایع است.. این اتفاق بیشتر مواقع برای پلک پایینی چشم ها می افتد. کارشناسان معتقدند که خستگی، استرس، مصرف کافئین زیاد منجر به این شرایط می شود. بنابراین خستگی چشم، تغذیه نامناسب، مصرف بیش از اندازه مشروبات الکلی، و آلرژی ها هم به این موضوع دامن می زند. خوشبختانه این مورد هیچ تاثیر مضری ندارد و خود به خود از بین می رود. برای اینکه به این موقعیت ناراحت کننده خاتمه دهید، مصرف الکل را قطع کنید و خوب استراحت کنید.

چرا همیشه دمای بدنتان سرد است؟

دمای بدن با فعالیت هیپوتالاموس در مغز تنظیم می شود. هیپوتالاموس به بدن پیغام می رساند تا گرما را بیرون کند و سرما جایگزین شود. آهن در این فرآیند نقش بسزایی دارد بنابراین افرادی که کم خونی دارند بیشتر احساس سرما می کنند. گردش ضعیف خون، که بر اثر فشار خون بالا یا مصرف دارو اتفاق می افتد در میان بیماران می تواند منجر به احساس سرما شود. تیروئید کم کار هم متابولیسم افراد را تا حدی پایین می آورد که بدن گرمای لازم را تولید نمی کند. مطالعه اخیر نشان داده که حتی ممکن است زمینه های ژنتیکی در احساس سرمای افراد موثر باشد. اگر شما جزء آن دسته از افرادی هستید که مدام نیاز دارید ژاکت یا لباس های پشمی حتی در تابستان بپوشید، غذاهای آهن دار مانند گوشت قرمز کم چرب، لوبیا، سبزیجات برگ دار سبز بخورید تا با کم خونی شما مقابله کند. همچنین از مصرف نیکوتین که رگهای خون را منقبض می کند و گردش خون را ضعیف می کند خودداری کنید.

آیا گوشهایتان هنوز رشد می کند؟

بله، گوش خارجی رشد می کند. طبق مطالعه ای که توسط پزشکان عمومی کالج بریتانیا انجام شد، وقتی که به دنیا می آییم، سایز گوش ها به تناسب همان موقع است، هرچه بدن بزرگتر می شود، گوش ها هم بزرگتر و برجسته تر می شوند. تا ۱۰ سالگی به سرعت رشد می کنند سپس سالانه ۰٫۲۲ میلی متر رشد می کنند. مطالعات دیگر نشان می دهد که لاله گوش به خودی خود در طول زندگی مان بزرگ می شود(لاله گوش مردها بزرگتر از خانم هاست). بنابراین، سایز مجرای گوش که با استخوان و غضروف شکل می گیرد تا سن پیری رشد نمی کند.

آیا همه بچه ها بدون خال یا لک به دنیا می آیند؟

البته بعضی از نوزادان، با خال مادر زادی یا ماه گرفتگی به دنیا می آیند اما این درست است که تا زمانی که پا به این دنیا نگذاشته اند هیچ گونه خالی ندارند و در معرض نور آفتاب ممکن است لک و خال در پوستشان ایجاد شود. اگر نوزادان زیاد در معرض نور آفتاب قرار بگیرند، مخصوصا آنهایی که پوست زیبا و چشم های روشنی دارند بیشتر در معرض لک پوستی قرار دارند و احتمال سرطان پوست برای آنها بیشتر است.

رابین آشینوف سرپرست مرکز جراحی های پوست می گوید: لک هایی که روی گونه های بچه های با موهای قرمز وجود دارد جزء زیبایی آنها نیست بلکه لک های پوست آنها به دلیل آسیب های ناشی از آفتاب است و ممکن است به مولکولDNA سلولها آسیب دیده باشد. بچه ها و بزرگسالانی که لک دارند بایستی به صورت مداوم تحت نظر متخصص پوست باشند و از کرم های ضد آفتاب با اس پی اف ۳۰ یا حتی بالاتر استفاده کنند.

چه چیزی باعث خواب رفتگی و مورمور شدن می شود؟

مورمور شدن به علت نرسیدن جریان خون به عصب تحت فشار ایجاد می شود به وجود می آید. اگر به مدت طولانی در یک جا بنشینید یا حتی وقتی که پاهایتان را روی هم انداخته اید، ممکن است روی عصب هایتان زیاد فشار وارد کنید و باعث می شوید که مثلا پایتان خواب رود یا احساس کرختی کنید. مورمور شدن بیشتر در دست ها، پاها، و قوزک پا اتفاق می افتد. این حس آزاردهنده پیامی را به مغز می رساند. عوض کردن حالت نشستن تان تقریبا همیشه راه حلی است تا این مشکل برطرف شود. اما این احساس دلخراش به ندرت می تواند نشانه بیماری هایی مانند دیابت، لوپوس و ام اس باشد. اگر مور مور شدن بدنتان با تغییر دادن حالت نشستن تان برطرف نشد، به پزشک مراجعه کنید.

چرا اطراف لامپ ها هاله نور می بینیم؟

این پدیده به علت خطای کروی اتفاق می افتد. خطای کروی یکی از خطاهای بصری انسان است. در روز، مردمک چشم، تنگ می شود و اجازه می دهد که نور با عدسی چشم برخورد کند. در شب، وقتی که مردمک های چشم گشاد می شود تا نور بیشتری را وارد کند، چشمان شما مسیر بزرگتری برای لنز درنظر می گیرد. هرچه لنز دورتر رود، از وضوح نور کاسته می شود. اگر شما از مرکز دور شوید، اشعه های نور به مرکز چشم شما متمرکز نمی شود. این چرخه را حس می کنید، زیرا لنز گرد است. تقریبا همه این حلقه ها را می بینند، اگر شما همیشه آن را می بینید، به احتمال زیاد چشمان شما خوب است. اما هاله هایی که در اثر تاری لنز به وجود می آیند، یکی از نشانه های آب مروارید است. ممکن است دیدن ناگهانی هاله نشانه ی گلوکوم یا افزایش فشار چشم باشد. بنابراین اگر هاله جدیدی را می بینید برای تست و آزمایش های مختلف به پزشک مراجعه کنید.

 آیا مچ پای چاق برای شما خوب است؟

شاید باشد. اگرچه دانشمندان اهمیت شکل قوزک پا را مورد مطالعه قرار نداده اند اما تحقیقات دیگری در زمینه چربی ممکن است به این سوال پاسخ دهد. چربی های شکمی و اعضای دیگر بدن، به میزان زیادی با اختلال متابولیسم مرتبط است. مانند دیابت نوع دو که چربی های پا با این بیماری در ارتباط است. وندی کورت استاد دانشگاه کلورادو، در مطالعه ای دریافته است که خانم های یائسه ای که چربی بیشتری در پاهای خود دارند و خطر کمتری برای بیماری های قلبی، فشار خون، و دیابت نوع دو داشته اند. احتمالا چربی های جمع شده در پا، تری گلیسریدها را از گردش خون بیرون کشیده و ذخیره کرده است. او می گوید که احتمالا خارج کردن این سلولها از بدن مثلا به وسیله ی لیپوساکشن ایده ی خوبی نیست و این تاثیر را از بین می برد.

ایا آدامس و پنیر برای دندان های شما خوب است؟

هر زمانی که چیزی را می خورید، باکتری های دهانتان نسبت به غذاها واکنش شیمیایی نشان می دهند و اسید آلی تولید می کنند که باعث پوسیدگی دندان می شود. با خارج کردن بقایای غذا از بین دندانها ،شستن دندان ها با آب ، و رقیق کردن اسید تولید شده ، بزاق با این فرآیند مقابله می کند. جیمز وفل رئیس انستیتو تحقیقات دندانپزشکی می گوید: ما متوجه شدیم که عمل مکانیکی جویدن، ترشح بزاق را تحریک می کند. اما درمورد پنیر، چربی های آن به عنوان یک عامل حفاظتی برای دندان ها عمل می کند. به علاوه پنیر حاوی کلسیم و فسفات است که از پوسیدگی دندان ها جلوگیری می کند و دندان ها را محکم می کند. میان وعده های غذایی تان را محدود کنید تا تعداد دفعات مواجهه دندانها با اسید کاهش پیدا کند. آدامس های بدون قند را بعد از غذا بجوید. یا غذایتان را با تکه های کوچک پنیر تمام کنید.

چرا در ناحیه پهلو احساس گرفتگی می کنید؟

روبرت گتلین یک پزشک نیویورکی می گوید: دو دلیل معمول این گرفتگی در پهلو شامل دویدن و خنده های مداوم است. این فعالیت ها حداقل یک چیز مشترک دارند: فشار بر دیافراگم. وقتی به شدت می خندید، هوای زیادی را وارد ریه می کنید که ریه ها را پر می کند و وقتی که ماهیچه های شکمی منقبض می شوند به دیافراگم فشار وارد می آید. چنین موقعیتی زمان جیغ کشیدن شما هم به وجود می آید. زیرا در ماهیچه ها گرفتگی و اسپاسمی به وجود می آید که همه ما آن را می شناسیم. گاهی اوقات وقتی که زیاد می خندید، ممکن است دردی در ناحیه بازوی سمت راستتان احساس کنید. به این علت است که عصبی که دیافراگم را تغذیه می کند به سمت شانه سمت راست هم می رود. علاوه بر این، خنده از ته دل ممکن است حالتی ایجاد کند که شما فکر کنید دچار حمله قلبی شده اید! بنابراین با آهسته تر خندیدن فشار بر دیافراگم را متوقف کنید. سعی کنید نفس آرام و عمیق بکشید و از خوردن وعده های حجیم اجتناب کنید تا خون زیادی به سمت روده ی شما جریان پیدا نکند و دچار مشکل نشوید.

منبع: گزیده اخبار علمی (فیس بوک)




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه سوم آذر 1390


موضوع:

تیروئید، پُرکاری و کم کاری آن

غده تیروئید

 

قدیمی‌ها وقتی می‌دیدند کسی دل و دماغ ندارد و تیروییدش هم کمی برجسته شده، می‌گفتند غمباد گرفته است. امروزی‌ها می‌دانند که گواتر یا بزرگ شدن غده تیرویید تحت تاثیر استرس، تشدید می‌شود و شاید نامگذاری قدیمی‌ها روی این حالت، چندان هم بی‌ربط نباشد. غده تیرویید، یکی از مهم‌ترین غدد درون‌ریز بدن ماست که شاید بتوان گفت حیات ما بسته به آن است.

 

 

 

تیرویید چیست؟

غده تیرویید در ناحیه جلوی گردن واقع شده و دارای دو لوب است كه در دو طرف نای درست زیر حنجره قرار دارند. این غده حدود 15 تا 25 گرم وزن دارد. دو قسمت غده تیرویید توسط نوار نازك نسجی كه به عنوان ایستموس (ISTHMUS) تیرویید نامیده می‌شود، به یكدیگر وصل گردید‌ه‌اند.

هورمون‌های تیرویید پس از ساخته شدن در این غده به جریان خون منتقل شده و بسیاری از فرآیند‌های شیمیایی را در بخش‌های مختلف بدن كنترل می‌كنند. این هورمون‌ها برای تكامل و عملكرد طبیعی مغز و سیستم عصبی و برای حفط دمای بدن و انرژی ضروری‌اند. غده تیرویید هورمون‌های خود را در خون ترشح می‌کند.

این هورمون‌ها (یعنی تری‌یدوتیرونین و تیروكسین) واكنش‌های شیمیایی عضلات، كبد، قلب و كلیه‌ها را تحت تآثیر قرار داده و برای رشد و تكامل مغز نیز ضروری‌اند. هورمون‌های تیرویید بر غده هیپوفیز اثر نموده و موجب ترشح هورمون كنترل كننده تیرویید، یعنی TSH می‌شوند كه به نوبه خود موجب تحریك تیرویید می‌شود. وقتی میزان هورمون‌های تیرویید در خون كاهش می‌یابد، هیپوفیز با ترشح بیشتر TSH، تیرویید را فعال‌تر می‌کند.

آثار عمده هورمون‌های تیرویید در بدن

1- تولید انرژی

2- تحریك ساخت پروتئین‌ها

3- تأثیر در رشد و تكامل

4- تنظیم ورود اسید آمینه، كربوهیدرات‌ها و الكترولیت‌ها به داخل سلول

5- تأثیر روی سوخت و ساز كربوهیدرات‌ها

6- تأثیر روی سوخت و ساز چربی‌ها

7- تغییر در سوخت و ساز بعضی از دارو‌ها

نقش ید در بدن

ید در سال 1811 توسط كورتوا، یك شیمی‌دان فرانسوی كه به منظور تهیه باروت برای ارتش ناپلئون كار می‌كرد، از جلبك‌‌های دریایی خشك كه به عنوان منبع آهك برای ساخت نیترات پتاسیم به كار گرفته بود، به دست آمد. در سال 1820 یك پزشك سوئیسی به نام كوآنده، بیماران مبتلا به گواتر را با موفقیت با محلول الكلی ید درمان كرد. پس از آن شاتن، میزان ید را در مواد غذایی و آب آشامیدنی‌ اندازه‌گیری نمود و نشان داد كه میزان آن در مناطق گواتر خیز نسبتا پایین است و پس از آن در سال 1920 كندال و استنبرگ توانستند ماد‌ه‌ای حاوی ید را كه تیروكسین نامیدند، به صورت متبلور از تیرویید جدا كنند.

مهم‌ترین مورد استفاده ید در بدن، شرکت آن در ساختمان هورمون‌های تیروییدی است. اگرچه تیرویید دارای مکانیسم‌هایی است که می‌تواند تا حدودی کمبود نسبی ید را جبران کند، ولی کمبود شدید ید موجب بروز اختلالات شدید در اعمال غده تیرویید می‌شود.

مصرف روزانه ید در مناطق مختلف دنیا متفاوت است. به طوری که در کشور‌های غربی به دلیل افزودن ید به نان و نمک و سایر مواد غذایی، مصرف روزانه ید در حدود 500 میکروگرم و در سایر کشورها میزان متوسط مصرف روزانه در حدود 150تا 200 میکروگرم است.

نیاز روزانه ید در هر فرد به طور متوسط بین 70 تا 100 میکروگرم است که 5 تا 10 درصد آن از طریق آب آشامیدنی و بقیه از طرق دیگر تامین می‌شود.

بهترین و غنی‌ترین منابع غذایی حاوی ید، ماهیان و سایر مواد غذایی دریایی هستند، چون برف و باران موجب شسته شدن ید سطحی ارتفاعات و دامنه‌های آن شده و به تدریج که آب‌ها به دریا سرازیر می‌شوند، فرآورده‌ها و محصولات غذایی دریایی، ید بیشتری جذب می‌کنند.

وظایف زیستی تیرویید

افزایش سوخت و ساز بدن، تاثیر اصلی هورمون‌های تیروییدی است. این هورمون‌ها سوخت و ساز قندها و چربی‌ها را افزایش می‌دهند. آنها باعث تحریك ساخت پروتئین نیز می‌شوند. بنابراین هورمون‌های تیرویید برای رشد طبیعی بدن ضروری هستند.

کم‌کاری تیرویید (هیپوتیروییدیسم)

این كلمه به معنی ناكافی بودن مقدار هورمون تیرویید در بدن است و با سنجش مقادیر كم هورمون‌های تیرویید در خون، تشخیص داده می‌شود.

هیپوتیروییدیسم موجب تنبلی، خواب آلودگی، خشكی پوست ، عدم تحمل سرما و یبوست می‌شود و در كودكان خیلی خردسال، نه تنها موجب بروز این نشانه‌ها می‌شود، بلكه با تأخیر رشد جسمی و مغزی همراه است.

گواتر

گواتر یعنی چه؟

اصطلاح گواتر به معنی آن است كه غده تیرویید بزرگ‌تر از حد طبیعی شود (تصویر روبرو).

افرادی كه كمبود ید دارند به گواتر مبتلا می‌شوند، زیرا تیرویید آنها نمی‌تواند هورمون كافی تولید نماید. با كاهش هورمون تیرویید در خون، غده هیپوفیز هورمون TSH بیشتری تولید می‌کند كه این خود موجب افزایش كار تیرویید برای ترشح بیشتر هورمون می‌شود. گواتر نشانه‌ای از تلاش بدن برای جبران كمبود ید است، گرچه گواتر علل دیگری نیز دارد. 

 

وقتی تیرویید پرکار می‌شود

پرکاری تیرویید بیماری نسبتا شایعی است که اکثر مردم از آن غافلند یا به تشخیص آن اهمیت چندانی نمی‌دهند. پرکاری تیرویید زمانی ایجاد می‌شود که تیرویید به هر دلیلی بیش از حد عادی هورمون تولید کند. پرکاری تیرویید بیشتر در سنین 20 تا40 سالگی رخ می‌دهد و زنان بیش از مردان دچار این بیماری می‌شوند.

در پرکاری تیرویید نیز کم‌پشتی وسیع موهای سر و ریزش مو دیده می‌شود و حتی در مواردی، موهای زیر بغل هم کاهش می‌یابد. علائم آن کاهش وزن زیاد با وجود تغذیه طبیعی، لرزش دست‌ها، تپش قلب ، عصبانیت و تغییرات پوست و مو است.

خارش پوست ، عدم تحمل گرما و برجسته شدن کره چشم (اگزوفتالمی) دردسرهایی هستند که اغلب این بیماران با آن دست به گریبانند.

خوشبختانه با یک آزمایش ساده خون می‌توان فعالیت تیرویید را اندازه گرفت و با درمان خوراکی یا دیگر درمان‌های رایج، مشکلات آن را کم کرد و به راحتی از آسیب پوست و مو جلوگیری نمود.

بنابراین علت ریزش موی شما، خارش پوستتان و خشکی آن را شاید بتوان صرفا در اختلالات تیرویید جستجو کرد. پس در موقع بروز این مشکلات، علاوه بر پزشک متخصص پوست، به یک پزشک متخصص غدد هم مراجعه کنید تا مطمئن شوید که مشکل از تیرویید شماست یا نه.




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه سوم آذر 1390


موضوع:

دانشمندان می‌گویند در آناناس نوعی ماده وجود دارد که عملکرد پروتئینی را که در ۳۰ درصد سرطان‌ها دخیل است، متوقف کرده و قادر است سیستم ایمنى بدن را براى هدف قرار دادن و نابود ساختن سلول هاى سرطانى تحریک کند.

 

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، این خاصیت آناناس به ویژه در مورد سرطان سینه، ریه، روده بزرگ، تخمدان و سرطان پوست به اثبات رسیده است. گفتنی است آناناس حاوی کربوهیدرات ، پروتئین ، چربی و آب است .

این در حالی است که تاثیر آناناس در مورد افزایش کارایی سیستم ایمنی بدن از دیرباز شناخته شده بود و پزشکان همواره توصیه می‌کنند که بیماران پس از عمل‌های جراحی یا دچار شدن به بیماری‌های عفونی آناناس مصرف کنند.

آناناس میوه نواحی گرمسیری است. اگر چه این میوه به صورت تازه ارزش غذایی بالایی دارد اما کنسرو آن نیز بسیار مفید است. در این مطلب از سایت «ehow» به چند خاصیت این میوه اشاره خواهیم کرد که خواندن آن می تواند مفید باشد.

کلسیم، فسفر، آهن، منیزیم، پتاسیم، سدیم و منگنز از دیگر املاح و مواد معدنی تشکیل دهنده آناناس به شمار می‌آیند. آناناس منبع غنی از ویتامین C بوده و حاوی ویتامین A و B1 و B2 است.
یک فنجان آناناس، ۷۳ درصد منیزیم مورد نیاز بدن را تامین می کند.
▪ آناناس را بین غذا بخورید.
▪ آب آناناس مانع از تجمع بیش از حد آب در بدن می شود و در حفظ تعادل آب بدن کمک می کند.
▪ برای افرادی که از یبوست رنج می برند مفید است.
▪ آناناس سرشار از کلسیم، پتاسیم، فیبر و ویتامین c است و کمی کلسترول و چربی دارد.
▪ ویتامین c موجود در آن، مقدار زیادی آنتی اکسیدان قابل حل در آب دارد و به این ترتیب می تواند با رادیکال های آزاد که به سلول های طبیعی حمله می کنند مقابله کند.
▪ برومیلین (Bromelain) موجود در این میوه، تاثیر ضدالتهابی چشمگیری دارد و برای درمان بیماری هایی مانند سینوزیت حاد، گلودرد، نقرس و آرتروز موثر است. زخم های عادی و پس از عمل جراحی را نیز سریع تر بهبود می بخشد.
▪ آنزیم های موجود در این میوه، به طور موفقیت آمیزی برای درمان آرتریت روماتوئید و سرعت بخشیدن به مرمت بافت هایی که بر اثر زخم ( زخم ناشی از دیابت و عمل جراحی) به وجود آمده به کار می رود.
▪ آناناس مانع لخته شدن خون می شود و در از بین بردن رسوب روی دیواره های سرخرگ ها کمک می کند. * با ضعف حافظه و عوارض پس از آن مقابله می کند.
▪ در تشکیل استخوان های سالم موثر است.
▪ ویتامین c موجود در آن، خطر بیماری های لثه را کاهش می دهد و با باکتری های مهاجم و سموم دیگری که باعث بیماری لثه می شود، مبارزه می کند.
▪ آناناس رسیده برای زنانی که از درد قاعدگی رنج می برند مفید است.
▪ در حفظ سلامتی چشم موثر است و مانع بیماری های چشمی مربوط به سن می شود.
▪ مولکول های مفید در ساقه های این میوه با برخی از انواع سرطان مقابله می کند.
▪ فیبر موجود در آن با کاهش وزن و حفظ وزن ارتباط دارد.
▪ ویتامین B۱ موجود در این میوه برای سلامتی قلبی عروقی و عملکرد سیستم اعصاب مفید است.
▪ آب آناناس تازه در دفع کرم های روده ای، دیفتری، عفونت گلو و حالت تهوع صبحگاهی موثر است.




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه سوم آذر 1390


موضوع:

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند : خوردن سه نوبت میوه یا سبزیجات سبز و برگ دار مانند اسفناج و کلم پیچ در روز، خطر ابتلا به دیابت را کاهش می دهد. و نوشیدن مداوم آب میوه زنان را در معرض خطر ابتلا به دیابت نوع دوم قرار می دهد .


به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، میزان قند در آب میوه بالاست و به دلیل مایع بودن آب میوه قند آن به سرعت جذب بدن می شود که همین عامل خطر ابتلا به دیابت را افزایش می دهد.

بررسی دانشمندان نشان داد: خوردن سه نوبت میوه یا سبزیجات سبز و برگ دار مانند اسفناج و کلم پیچ در روز، خطر ابتلا به دیابت را کاهش می دهد. آنان می گویند مصرف بیشتر اسفناج و سایر سبزی‌های برگ‌دار سبزرنگ می‌توانند خطر دیابت را کاهش ‌دهند .

یافته های این بررسی حاکی است: خوردن سه نوبت میوه در روز خطر ابتلا به دیابت را ۱۸% و خوردن سبزیجات سبز و برگدار خطر ابتلا به این بیماری را ۹% کاهش می دهد.

به علاوه کنترل دیگر عوامل مانند چاقی نقش مهمی در کاهش خطر ابتلا به دیابت ایفا می کند.

آنها دریافتند خوردن یک و نیم وعده اضافی سبزی‌های برگ‌دار سبزرنگ خطر ابتلا به دیابت را تا ۱۴ درصد کاهش پیدا می‌کند، اما خوردن میوه و سبزی بیشتر همراه هم اثر چندانی در این زمینه نداشت. .

دیابت نوع ۲، شایع‌‌ترین نوع دیابت، با شیوع رژیم‌های غذایی چرب و شیرین و سبک زندگی بی‌حرکت، به سرعت از کشورهای ثروتمند به کشورهای با سرعت در حال توسعه در حال گسترش یافتن است.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، بر اساس آمار سازمان جهانی بهداشت بیش از ۲۲۰ میلیون نفر در سراسر جهان به این بیماری که هر سال یک میلیون نفر را می‌کشد، مبتلا هستند.

به گفته سازمان جهانی بهداشت با افزایش میزان چاقی، شمار مرگ و میر ناشی از دیابت ممکن است در فاصله‌ میان ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ دو برابر شود.

اصلاح تغذیه و ورزش عوامل شناخته‌شده پیشگیری دیابت هستند، اما اینکه کدام غذا برای این هدف بهتر است و چرا، مورد اختلاف بوده است زیرا بررسی‌های معدودی با کیفیت خوب در این زمینه انجام شده است.

سبزی‌های برگ‌دار سبزرنگ از این لحاظ مفید هستند که حاوی مقدار زیادی آنتی‌اکسیدان و منیزیم هستند، اما لازم است که کار بیشتری در این مورد انجام شود.




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه سوم آذر 1390


موضوع:

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند نتایج تحقیقات آنان نشان می‌دهد نوشیدن چای بابونه به طور روزانه به پیشگیری از مشکلات و ناراحتی‌های ناشی از دیابت نوع دوم از قبیل از دست دادن قدرت بینایی یا آسیب‌های وارده به سیستم عصبی و کلیه‌ها کمک می‌کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، چای بابونه حاوی موادی است که خواص درمانی دارد. در طول هزاران سال، از این چای گیاهی در درمان بسیاری از بیماریها استفاده شده است. چای خوش عطر گیاهی بابونه برای آرامش و تسکین اعصاب مصرف می شود. پیشتر عقیده بر این بود که آثار تسکین دهنده چای به دلیل خواص ضدالتهابی آن است.

محققان در یک پژوهش جدید به موش‌های آزمایشگاهی مبتلا به دیابت، عصاره بابونه خوراندند.

این تحقیق نشان داد که مصرف روزانه بابونه، می‌تواند سطح قند خون را در مبتلایان به دیابت تا ۲۵درصد کاهش دهد. طبق یافته‌های جدید، با مصرف روزانه چای بابونه همراه با غذا، از بروز بسیاری از عوارض جدی دیابت پیشگیری کنید.

محققان، طی این تحقیق، به موش‌هایی که مبتلا به دیابت نوع ۲ بودند به مدت سه هفته ، هر روز مقدار معینی، عصاره بابونه دادند و به این نتیجه رسیدند سطح قند خون آن‌ها تا ۲۵% کاهش پیدا کرده است وطبق این بررسی، محققان بر این باورند که مصرف چای بابونه همراه با غذا، برای انسان نیز فواید مشابهی را در بر خواهد داشت.

پس از مدتی معلوم شد که ظاهرا عصاره این گیاه می‌تواند سطح قند خون را پایین آورده و فعالیت آنزیمی که مربوط به افزایش ناراحتی‌های ناشی از دیابت است، متوقف کند.

با این حال پژوهشگران با دستیابی به این نتایج امیدوار شده‌اند که بتوانند از این گیاه داروهای ضد دیابت تولید کنند.

محققین این پژوهش می گویند : قبل از این که ما بتوانیم به هر نوع نتیجه قطعی و مسلم درباره نقش چای بابونه در مقابله با مشکلات مربوط به دیابت دست‌یابیم باید تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت بگیرد.

آمارها نشان می‌دهد که موارد ابتلا به دیابت نوع دوم که بالاخص مربوط به چاقی می‌شود در سراسر جهان رو به افزایش است.

با وجود نتایج به دست آمده متخصصان انستیتو دیابت انگلیس به بیماران در مورد هرگونه اقدامی در این زمینه هشدار دادند پژوهشگران به مطالعات بیشتر برای رسیدن به نتایج قطعی‌ و علمی‌تری نیاز دارند.

البته مصرف روزانه بابونه، خواص بسیاری دیگر، همچون کاهش استرس، رفع بی‌خوابی، رفع مشکلات هضم، رفع گرفتگی‌های قاعدگی را به همراه خواهد داشت.

همچنین تحقیقات جدید خواص درمانی چای بوبنه را تأیید می کند. مصرف این چای، مقاومت بدن در مقابل عوامل بیماریزای عفونی و سرماخوردگی را افزایش می دهد.

این مطالعه یکی از مطالعات بی شماری است که نشان می دهد محصولات طبیعی گیاهی حاوی موادی هستند که خواص دارویی دارند. در یک تحقیق کوچک ۱۴ شرکت کننده برای مدت دو هفته روزی پنج فنجان چای بابونه نوشیدند.

از شرکت کنندگان در این مطالعه آزمایش ادرار گرفته شد. نتیجه آزمایشها نشان داد نوشیدن چای بابونه سبب افزایش دو ماده به نامهای هیپوریت و گلیسین در ادرار می شود.

«هیپوریت» محصول تجزیه ماده فلاونویید در چای است. این ماده خواص ضدباکتری دارد.

محققان می گویند، افزایش «هیپوریت» در ادرار بعد از نوشیدن چای می تواند توجیه کننده خاصیت افزایش مقاومت در مقابل عوامل عفونی باشد.

گلیسین ماده ای است که اسپاسم شدید عضلانی را بهبود بخشیده و سبب آرامش اعصاب می شود. میزان «هیپوریت» و «گلیسین» حتی تا دو هفته پس از مطالعه در خون بالا می ماند که این امر نشانگر خواص دراز مدت این چای گیاهی است.

دم کردن رایج‌ترین فرم مصرف گیاه بابونه است. بابونه خواص گوناگونی دارد . خواص ضدالتهابی، ضد میکروبی، ضدگرفتگی عضلات، آرامش ‌بخشی و نرم‌کنندگی‌ آن تا به حال شناخته شده‌اند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، مادرانی که شیرخوارشان دچار کولیک‌های تکرار شونده می‌شود حتما به یاد دارند که چگونه با مصرف کمی چای بابونه آرامش را به شیرخوارشان بازگردانیده‌اند.

سالمندان و افرادی که حساسیت دارند بهتر است به علت تاثیرات آرامش‌بخشی و ضدمیکروبی بابونه هفته‌ای یک بار به جای نوشیدن چای معمولی چای بابونه را در برنامه خود قرار دهند.

اما حکایت مشکلات پوستی حکایت دیگری است. بابونه برای انواع عفونت‌ها و التهابات پوستی مناسب است. اگزما یا همان حساسیت شدید پوستی که به خارش، سوزش، خشکی پوست به همراه پوسته‌ریزی شدید منجر می‌شود، با مصرف کمی بابونه وضعیت متفاوتی پیدا می‌کند.

البته پسوریازیس بیماری بسیار پیشرفته‌ای است و نمی‌توان به درمان آن با بابونه امیدوار بود اما شکی نیست که در موارد حاد بیماری که فرد از پوسته‌ریزی و احیانا خارش شدید رنج می‌برد، بابونه به التیام زخم‌ها و تسکین بیمار کمک شایان توجهی می‌کند.

ضایعات پوستی ملتهب در نواحی پوشک نوزادان سبب بی‌قراری نوزاد می‌شود که با مقدار کمی چای بابونه برطرف می‌شود.

خواص استثنایی بابونه، این گیاه ارزشمند را به پای ثابت پمادها، کرم‌ها و ژل‌های پوستی تبدیل کرده است. حتی اگر پوستتان دچار زخم شده است، می‌توانید با مصرف بابونه روند بهبودی زخم‌هایتان را تسریع کنید.




نویسنده : پانیذ
دوشنبه چهاردهم آذر 1390


موضوع:

تعریف هورمون :

هورمون ماده ای است شیمیایی که از غدد درون تراوا یا غدد مترشعه داخلی به درون جریان خون ترشح می شود . و بوسیله خون به اعضا یا بافتهای دیگر بدن حمل می شود و در آنجا کارش اصلاح ساختار یا عملکرد عضو یا بافتی از بدن می باشد.کورتیکوستروئیدها از قشر فوق کلیوی و هورمون رشد از غدد نخامی و آندروژن از بیضه ها مهم ترین هورمون های بدن را تشکیل می دهند .تگاه هورمونی چگونه کار دستگاه هورمونی به تنظیم فعالیتهای بدن کمک میکند.این دستگاه ازتعدادی غده به نام غدد مترشعه داخلی تشکیل میشود که گروههایی از پیامهای شیمیایی را که هورمون نامیده میشود را تولید میکنند.هورمونها به داخل جریان خون میریزند و به سراسر بدن حمل میشوند تا اینکه به اعضای مقصد در بدن برسند.

Illu endocrine system.jpg

دستگاههای مرتبط با دستگاه هورمونی

دستگاه گردش خون:

خون پیامهای شیمیایی را که هورمون خوانده میشود و از غدد هورمونی آ زاد میشود دریافت میکند هورمونها همراه با جریان خون به هر جای بدن که مورد نیاز باشد میروند.

دستگاه هورمونی:

دستگاه هورمونی که مواد شیمیایی با هورمونها را آزاد میکند با دستگاه گردش خون و تناسلی مرتبط است.

دستگاه تناسلی:

چرخه قاعدگی زنانه توسط هورمونهای آزاد شده از سوی مغز و اعضای تناسلی تحریک میشود. ویژگیهای جنسی مردانه نیز توسط هورمونهای آزاد شده از سوی مغزو اعضای تناسلی تحریک میشود.

غده های مترشعه داخلی عبارتند از :

غده هیپوفیز غده تیروئید غده فوق کلیوی لوزالمعده تخمدانها ( در زنان ) و بیضه ها ( در مردان )

غدد هورمونی مغز:

درسمت پایین مغز دو غده هورمونی مهم قرار دارند :

غده هیپوفیز و هیپوتالاموس این دو غده با مغز با یکدیگر و با بقیه دستگاه هورمونی تاثیرات متقابل دارند. یکی از وظایف حیاتی آن کنترل آزاد شدن هورمونها توسط غدد دیگر است.غده کوچک صنوبری نیر که هورمونهایی را به بدن ترشح میکند در مغز قرار دارد.

غده هیپوفیز:

غده هیپوفیز مواد شیمیایی به نام هورمونها را تولید میکند که بر بافتها واعضای سراسر بدن ثرمیگذارند.این غده هورمونهایی ترشح میکند که رشد بدن را کنترل میکنند هورمونهایی که بر ادرار اثر میگذارند هورمونهایی که تولید مثل را تنظیم میکنند. غده هیپوفیز دوبخش متمایز دارد:

لوب بزرگ جلویی که انواع مختلف هورمونها را میسازد و آزاد میکند. و لوب عقبی که هورمونهای

ساخته شده در بخش دیگری از مغز به نام هیپوتالاموس را آزاد میکند.

هورمون های مترشعه از هیپوفیز ( غده نخامی ) :

هورمون رشد ( سوماتوتروپین ) :

این هورمون از غده هیپوفیز ساخته شده و در آن انبار میشود . که عهده دار رشد استخوان های دراز اندام و ساخت پروتئین در بدن می باشد. تولید بیش از اندازه آن پیش از بلوغ به درشت نمایی یا اکرومکالی ( اندازه درشت در دست پا و صورت) میگردد و نبودن کافی آن در کودکان سبب کوتولگی می شود.

گونادوتروپینها :

این هورمون از غده هیپوفیز ساخته می شود و بر بیضه ها یا تخمدان ها تاثیر می گذارد و آنها را به تولید هورمون جنسی و تومه یا تخمک و در مردان تولید اسپرم را بر می انگیزد .

گنادونادوتروفین های اصلی عبارتند از :

هورمون محرک فولیکول : ( FSH )-

این هورمون در رسیدن فولیکول در تخمدان ها و تشکیل تومه در بیضه ها را تحریک میکند .

هورمون های زرده ساز : (LH) -

تحریک برای تولید هورمون ها در بیضه ها و تخمدان ها را به عهده دارد .

هورمون ضد پیش آبزایی ( وازوپرسین ) :

این هورمون از غده هیپوفیز ساخته شده و سبب افزایش جذب آب در کلیه می شود.بدین صورت از اتلاف مفرط آب حین فعالیت های شدید بدنی جلوگیری میگردد .

غده تیروئید و پاراتیروئید:

غده تیروئید یکی ازاعضای عمده تولید کننده هورمون است .این غده در گردن زیر حنجره واقع شده است و از دو لوب متصل به هم تشکیل میشود.

تیروئید دو هورمون مختلف را تولید میکند یکی از آنها فعالیت شیمیایی را در سلولهای بدن افزایش میدهد تا انرژی تولید شود ( تیروکسین یا یدوتیروئین ) و دیگری سطح کلسیم را در جریان خون افزایش میدهد.

غده پارا تیروئید نیز از چهار ساختار بیضی شکل کوچک در داخل غده تیروئید تشکیل میشوند.این غده ها هور مونی را تولید میکنند که سطح کلسیم را در خون بالا میبرد.هر گاه سطح کلسیم بدن افت کند این غده ها هورمونهایی را ترشح میکنند که موجب آزاد شدن یا ذخیره کلسیم بیشتر در نواحی مختلف بدن به منظور حفظ تعادل سلامت میشوند.

غده فوق کلیوی :

غده آدرنال اعضای هورمونی کوچکی هستند که در بالای کلیه ها قراردارند. بخش خارجی این غده سه هورمون تولید میکند:

یکی برای کنترل توازن مواد معدنی در خون واستروئید ها برای تنظیم سوخت و ساز(تغیرات شیمیایی بدن) و هورمونهای جنسی( در زنان . تستوسترون و در مردان استروژن و پروژسترون ) برای تولید مثلداخلی ترین بخش غده آپی نفرین یا آدرنالین را تولید میکند که هورمونی است که بدن را قادر میسازد در قبال استرس فورا واکنش نشان دهد.

لوزلمعده:

لوزلمعده در بالای شکم درست در پشت معده واقع شده است.این عضو علاوه تولید عصاره هایی که به هضم غذا کمک میکنند دو هورمون نیز به داخل خون می ریزد.انسولین و گلو کاگون را نیز که این هورمونها مسئول کنترل سطح قند خون هستند را ترشح می کند .

گلوکاگون با عمل بر روی کبد سطح قند(گلوکز) خون را بالا میبرد اما انسولین سطح قند خون را پایین می آورد.

تخمدانها و بیضه ها:

افراد مونث دو تخمدان در طرفین رحم خود دارند. تخمدانها دو هورمون جنسی مونث به نام استروژن و پروژسترون را تولید میکنند.این هورمونهای جنسی تکامل اعضای تناسلی مونث و ظهور ویژگیهای زنانه را در زمان بلوغ کنترل میکنند.

این تحولات شامل رشد سینه ها . رشد موی بدن . وتغیرات شکل بدن است.تولید این هورمونها توسط هیپوتالاموس و غده هیپوفیز در مغز کنترل میشود.

افراد مذکر دو بیضه دارند که درست بیرون از شکم در داخل کیسه بیضه آویخته شده اند .

بیضه ها هورمونی به نام تستوسترون را تولید میکنند که تکامل اعضای تناسلی مردانه را کنترل کرده و نیز موجب ظهور ویژگیهای مردانه معینی در زمان بلوغ میشود.این تحولات شامل تغییراتی در شکل بدن. رشد مودر صورت وبدن. بم شدن صدا. وتغییرات رفتاری است.

جدول شماره (1) انواع هورمون ها را بر حسب کارکردهای خاص خود معرفی می کند.

جدول شماره (2) فعالیت هایی که هورمون ها در آن نقش دارند را بیان می کند.

جدول شماره (1)

هورمون

منبع

کارکرد

پرولاکتین

هیپوفیز

کنترل کننده ی تولید شیر و تولید هورمون جنسی ماده

هورمون رشد

هیپوفیز

مستقیماً بر روی بافت ها تأثیرمیگذارد

کورتیزول و کورتیکوسترون

غدد فوق کلیوی

هنگام درد و شوک، بدن را در کنار آمدن با این عوامل یاری می دهند و میزان گلوکز خون را در مواقع لزوم بالا می برند. همچنین در کنترل چربی های موجود در بدن مؤثر هستند

آدرنالین و نورآدرنالین

غدد فوق کلیوی

آماده کردن و تجهیز بدن برای انجام فعالیت های ناگهانی

استرادیول و پروژسترون

تخمدان ها

کنترل کننده بروزو رشد صفات و ویژگی های جنسی زن

تیستوسترون

بیضه ها

ترل کننده بروز و رشد صفات و ویژگی های جنسی مرد

تیروکسین

تیروئید

تسریع کننده واکنش های شیمیایی بدن

انسولین

لوزالمعده

کنترل کننده میزان قند خون


جدول شماره (2)

هورمون

تعادل آب

سوخت و ساز گلوکز

تولید مثل

رشد

تنظیم درجه حرارت

تیروکسین

تری یدوتیروفین

تیستوسترون

استرادیول

آدرنالین

نورآدرنالین

آلدوسترون

انسولین

گلوکاگن

کورتیزول

هیپوفیز

-

-

-

-

-

-

+

-

-

-

+

+

+

-

-

+

+

-

+

+

+

+

-

-

+

+

-

-

-

-

-

-

+

+

+

+

+

-

-

-

+

+

+

+

+

-

-

+

+

-

-

-

+

+

 
 

ديابت چيست ؟

طبق برآورد فدراسيون بين المللي ديابت ,درسال ‏2003 ‏,‏194 ‏ميليون ديابتي درسراسرجهان زندگي مي كنندوتخمين زده مي شودكه درسال ‏2025 ‏اين تعدادبه ‏333‏ميليون نفربرسد‏.‏ باتوجه به اينكه ديابت براي سلامتي جهانيان يك تهديداست,مي توان گفت كه بالغ بر‏6/3 ‏درصدازجمعيت جهان باديابت زندگي مي كنند‏.‏

درحال حاضرديابت چهارمين علت مرگ وميردربيشتركشورهاي توسعه يافته است ‏.‏
ديابت يك بيماري مزمن است كه وقتي پانكراس (لوزالمعده ),انسولين توليد نمي كندياوقتي كه بدن نمي تواندازانسولين
توليدشده استفاده موثركنداتفاق مي افتد‏.‏ توقف توليدانسولين يااستفاده نكردن ازانسولين هردوباعث افزايش گلوكز درخون مي شود‏.‏

ديابت دونوع اصلي دارد:

افرادي كه ديابت نوع اول دارند يعني مقدارخيلي كمي انسولين توليدمي كنند و يا اصلا انسوليني در بدنشان توليد نمي شود و لازم است كه براي ادامه زندگي انسولين تزريق كننداين نوع ديابت بيشتردركودكان و نوجوانان است ‏.‏

نوع دوم ديابت افرادي هستندكه نمي توانندازانسولين استفاده موثركنند آنهامي توانندبيماريشان راتنهاباتغييرروش زندگي كنترل كنندومعمولا بيشتربه داروهاي خوراكي نيازدارند و كمت ربه انسولين ‏.‏ نوع سوم ديابت دربعضي مواردحاملگي اتفاق مي افتد, اما معمولاپس از حاملگي برطرف مي شود‏.‏ قابل ذكراست ,طبق آماربيش از‏90 ‏درصدازمواردديابت درجهان ديابت نوع دوم است ‏.


علايم ديابت نوع اول

تشنگي بيش ازحد,گرسنگي دايمي ,تكررادرار,كاهش وزن ناگهاني ,خستگي مفرط وتاري ديدميباشد‏.‏

ممكن است افرادمبتلابه ديابت نوع دوم علايم مشابهي داشته باشند,امااين علايم كمترظاهرشود,اكثراافرادمبتلابه اين نوع ديابت علايمي ندارندو فقط بعدازچندسال به واسطه بيماري ديگري متوجه آن مي شوند‏.‏ ديابت بيماري مزمني است كه درطول زندگي فردبايددقيقاكنترل شود,بدون مراقبت صحيح ,قندخون مي تواندبالابرودكه اين امردردرازمدت به بدن آسيب مي رساندوباعث اختلال دربافت هاواندام هاي مختلف بدن مي شود‏.‏ دركوتاه مدت وبلندمدت عوارض ديابت شامل بيماري قلبي وعروقي ,بيماري كليه (نفروپاتي ديابتي ),بيماري اعصاب (نوروپاتي ديابت )وبيماري چشم (رتينوپاتي ديابتي)مي گردد‏.باتوجه به اينكه بيماريهاي قلبي وعروقي ناشي ازديابت شامل آنژين صدري , حمله قلبي ,ايست قلبي وسكته مغزي مي باشد,مي توان گفت كه بيماري هاي قلبي و عروقي بيشترين موردمرگ وميردرافرادديابتي وعلت اول مرگ دركشورهاي صنعتي است ‏.‏
همچنين نتيجه افزايش وپيشروي آرام پروتيين درادرار,عاقبت منتج به نارسايي كليه مي شود‏.‏
اين اتفاق معمولاسال هابعدازاولين تشخيص ديابت رخ مي دهد
و اگر فشار خون وقندخون درست كنترل شوداين اتفاق به تاخيرمي افتد‏.‏ دربيشتركشورهاي توسعه يافته درحال حاضرديابت علت بيشترين مواردنارسايي كليه ,وابستگي به دياليزباپيوندكليه است ‏.‏ بااشاره به اينكه ديابت مي تواندعامل صدمه زدن به رشته هاي اعصاب شود, مي توان گفت كه كرخي وبي حسي پاهاشايع ترين علامت بيماري اعصاب بوده كه در اثرآسيب به اعصاب پاايجادمي شود‏.‏ نوروپاتي يابيماري هاي اعصاب درپاره اي ازمواردمي تواندبه دردهاي شديد منجرشودامابيشترمواقع بدون دردپيش مي رود‏.‏درنتيجه نبودعلايم نوروپاتي ديابتي احتمال زخم پا يا قطع عضو وجود دارد‏.‏ همچنين ديابت بيشترين علت نابينايي درافراد جوان و كارآمد درجهان توسعه يافته نيزمي باشد‏.‏ به نظرمي رسدعوامل خطردرابتلابه ديابت نوع اول دوعامل ژنتيكي ومحيطي باشد,عوامل محيطي مانندويروس هاوبرخي موادغذايي مي توانندعاملي براي ابتلابه ديابت نوع اول باشند اگرچه اثرآن ها كامل ابه اثبات نرسيده است ‏.‏ عوامل خطر در ابتلا به نوع دوم ديابت نيزاضافه وزن وچاقي ,بي تحركي,رژيم غذايي باچربي بالاو فبيركم ,نژاد,سابقه فاميلي ,سن ووزن كم هنگام تولد است ‏.‏ هر چه بيشتر فردي عامل خطرداشته باشدبيشتردرمعرض خطرابتلابه ديابت مي باشد‏.‏ گفتني است ,خطرابتلابه ديابت درمردهاوزن هاهمراه باافزايش وزن به شدت روبه افزايش است ‏.‏ افزايش شيوع ديابت نوع دوم درهمه دنيابخصوص دركشورهاي درحال توسعه گروه هاي خاص وكودكان نوعي اعلام خطراست كه اغلب ناشي ازاضافه وزن است ‏.‏ روزجهاني ديابت كه ‏21‏آبان ماه امسال برگزارمي شودبراضافه وزن وچاقي متمركزشده ,كه يكي ازعوامل اصلي خطردربروزديابت نوع دوم مي باشد‏.‏ هدف ازاين فعاليت انتقال ساده وارزان پيام تغييرروش زندگي است ,مثل افزايش فعاليت جسمي وعادت هاي غذايي صحيح كه خودمي توانددرمقابله با عواقب جدي فردي واجتماعي ديابت بسيارموثرباشدودرنهايت ازشيوع ديابت جلوگيري كند‏.

علل شايع شيوع دیابن نوع 2 عبارتند از:

ناكافي‌ بودن‌ انسولين‌ توليد شده‌ از لوزالعمده‌ براي‌ حفظ‌ كار طبيعي‌ سلول‌هاي‌ بدن‌ ،اختلال‌ در استفاده‌ از انسولين‌ در سلول‌هاي‌ بدن‌ به‌ علل‌ نامعلوم‌ .عوامل افزايش دهنده اين بيماري عبارتند از:چاقي‌ در بزرگسالان‌ ،استرس‌ ،حاملگي‌ ، استفاده‌ از بعضي‌ از داروها، مثل‌ قرص‌هاي‌ ضدبارداري‌، داروهاي‌ ادرارآور از نوع‌ تيازيدي‌، كورتيزول‌ يا فني‌توئين‌

در چه شرايطي بيمار مي بايستي به پزشک مراجعه کند:

اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌ تان علايم‌ ديابت‌ شيرين‌ را داريد.
اگر يكي‌ از موارد زير هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهد:
ـ ناتواني‌ در فكر كردن‌ همراه‌ با تمركز
- ضعف
- تعريق
- رنگ‌ پريدگي
- تند شدن‌ ضربان‌ قلب
- تشنج
- اغما (ممكن‌ است‌ نشان‌دهنده‌ پايين‌ افتادن‌ قندخون‌ باشند). بلافاصله‌ كمك‌ بخواهيد.
ـ بي‌حسي
- سوزن‌ سوزن‌ شدن
- يا درد در پاها يا دست‌ها
ـ عفونتي‌ كه‌ در عرض‌ 3 روز خوب‌ نشود.
ـ درد قفسه‌ سينه‌
ـ بدتر شدن‌ علايم‌ اوليه‌ علي‌رغم‌ پايبندي‌ به‌ درمان

علت ايجاد مرض قند

دلايل مختلفي براي كاهش توليد انسولين توسط لوزالمعده شناخته شده است و هر بيماري ممكن است به يكي از اين دلايل دچار مرض قند شده باشد. اين دلايل عبارتند از: وارثت (ژنتيك)، ابتلا به بيماريهاي عفوني، شرايط محيطي و استرس.


عوامل ارثي

محققيني كه بر روي دوقلوهاي يكسان و خانواده بيماران مبتلا به مرض قند تحقيق مي كنند كشف كرده اند كه نقش عوال ارثي در ابتلاي به هر دو نوع مرض قند اهميت دارد. در دوقلوهاي يكسان در صورتي كه يكي از آنها به مرض قند نوع 1 دچار باشد، 50 درصد احتمال دارد كه ديگري نيز به مرض قند مبتلا شود. اما در مورد مرض قند نوع 2، اگر يكي از دوقلوها به اين بيماري دچار شود، ديگر حتماً به بيماري مبتلا خواهد شد. بسيار مشكل است كه پيش بيني كنيم كه چه كسي بيماري را به ارث مي برد. در تعدادي از خانواده ها اين بيماري شديداً بين افراد خانواده شايع است و اين افراد استعداد زيادي در ابتلاء به اين بيماري دارند. دانشمندان در اين خانواده ها موفق به پيدا كردن چندين ژن شده اند كه احتمالاً مسئول ايجاد اين لوزالمعده را شروع كند كه چندين سال بعد اثر خود را نشان دهد.


شرايط محيطي

افرادي كه به مرض قند نوع 2 مبتلا مي شوند اغلب رژيم غذايي غير متعادلي داشته و چاق هستند. بطور قابل توجهي، افرادي كه از كشورهايي كه مرض قند در آنجاها زياد شايع نيست به كشورهايي مهاجرت مي كنند كه اين بيماري در آنجا شيوع بيشتري دارد، آنها نيز در معرض خطر بيشتري براي ابتلاي به اين بيماري قرار مي گيرند. تغييرات عمده در نحوه زندگي نيز مي تواند احتمال ابتلاء يك شخص به ديابت را افزايش دهد. يك مثال خوب در اين مورد، افراد جزيره نائورو مي باشد. وقتي در اين جزيره معادن فسفات كشف شد، مردم اين جزيره پول يادي بدست آوردند و ثروتمند شدند. در نتيجه رژيم غذايي آنها نيز تغيير نمود و اضافه وزن پيدا كردند و بيشر از گذشته مستعد ابتلاء به مرض قند شدند.
تمام اين موارد به اهميت ارتباط بين رژيم غذايي، محيط زندگي و ابتلاء به مرض قند اشاره دارند. با اينحال هيچ ارتباط دقيقي بين بروز مرض قند و مصرف قند و شيريني ديده نشده است.



مرض قند ثانويه

تعداد كمي از افراد هم وجود دارند كه بروز مرض قند در آنها بعلت ايجاد بيماري ديگري در لوز المعده مي باشد. براي مثال بيماري پانكراتيت (التهاب لوزالمعده) مي تواند باعث تخريب قسمت بزرگي از لوزالمعده شود. بعضي از افرادي كه به بيماريهاي هورموني دچار هستند مثل سندرم كوشينگ (افزايش توليد هورمون استروئيد در بدن) يا آكرومگالي (افزايش توليد هورمون رشد در بدنت) ممكن است به عنوان يك عارضه جانبي از بيماري اصلي شان، به مرض قند نيز مبتلاء شوند. همچنين لوزالمعده مي تواند بر اثر مصرف زياد و طولاني مدت الكل نيز دچار آسيب شود.


استرس ها

گرچه بسياري از افراد، وقوع ابتلاء به مرض قندشان را به بروز وقايع استرس زايي مثل تصادفات يا ساير بيماريها ربط مي دهند اما اثبات يك ارتباط مستقيم بين استرس و مرض قند دشوار مي باشد. توضيح اين مسئله ممكن است در اين حقيقت نهفته باشد كه افراد، پزشكشان را به دليل بعضي از وقايع استرس زا ملاقات مي كنند و در همين ملاقات ها است كه تصادفاً مرض قندشان تشخيص داده مي شود.




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه سوم آذر 1390


موضوع:

پوست شما میشنود!!!

 

 

Listening is more than a matter of being “all ears.’’ People can also hear with their skin, according to new research that deepens our understanding of the senses, showing they can work together but also override one another. Strange though it seems, scientists are finding that multiple senses contribute to the simplest perceptions. People can see with their ears, hear with their eyes, or hear with a touch.

گوش دادن فقط منحصر به گوش ها نیست بلکه مردم نیز می توانند توسط پوستشان هم بشنوند ! تحقیقات جدید انجام شده ما را به توجه هر چه بیشتر درک حواس دعوت می کند. با نگاه کردن به عملکرد حس ها متوجه می شویم که یکسری از آنها می توانند با هم همکاری کنند اما یکسری هم بر یکدیگر تاثیر منفی می گذارند.اگرچه که عجیب به نظر می رسد اما دانشمندان توانسته اند حس هایی را که در ساده ترین برداشت با هم همکاری می کنند را پیدا کنند. " اینکه افراد می توانند با گوش هایشان ببینند و با چشمانشان یا با یک حس لمس بشنوند!!!"

In the work published yesterday in the journal Nature, researchers found they could influence what people hear by delivering puffs of air to the back of a hand or their neck. By demonstrating that the perception of speech is affected by touch, the experiment raises the possibility that one sense could be used as a substitute for another, creating new ways for deaf people to hear. Researchers at MIT are already using this basic idea to develop technology that could one day assist people with hearing impairments.

در مجله ی طبیعت چاپ شده : که محققان دریافته اند که سنسور هایمان می توانند روی یکدیگر تاثیر گذار باشند. مثلا با لمس پف هوای خارج شده از دهانمان توسط دست یا گردن می توان کلمه را شنید. در نتیجه درک گفتار تحت تاثیر لمس قرار دارد. و این موضوع و تحقیق راهگشای روشنی است برای کمک به افراد ناشنوا. که درحال حاضر در دانشگاه ماساچوست با استفاده از این ایده ی اساسی در تلاش و توسعه ی یک فناوری در جهت کمک به افراد دارای اختلالات ناشنوایی هستند.

“This study is part of us . . . reconsidering how humans perceive the world, how humans interact with the world,’’ said coauthor Bryan Gick, a phonetician at the University of British Columbia and senior scientist at Haskins Laboratories, a speech research think tank in New Haven.

"coauthor Bryan Gick" یه صوت شناس از دانشگاه بریتیش کلمبیا و دانشمند ارشد آزمایشگاه هاسکینز تحقیقش را در اتاق فکر در نیوهاون به این شرح بیان می کند: " این مطالعه بخشی از تحقیقات ماست که ... مطالعه ی مجدد ما را در مورد چگونگی درک انسان ها از جهانشان بیان می کند، درواقع به بررسی اینکه انسان ها چگونه با جهان اطراف ارتباط برقرار می کنند می پردازد. "

For years, scientists have known that watching another person speak can affect what we hear. In a well-known phenomenon called the McGurk effect, a person who listens to audio of someone saying “ba ba ba,’’ while watching another person’s lips forming the words “ga ga ga,’’ hears something in-between: “da da da.’’

سالهاست که دانشمندان متوجه شده اند که نگاه کردن به شخصی که صحبت می کند می تواند در شنیدن تاثیر گذار باشد. در اثری به نام "McGurk" به خوبی شناخته شده است که فرضا صدای “ba ba ba,’’ بیان می شود وقتی که شنونده به نحوه ی حرکات لب نگاه می کند فرم بیان “ga ga ga,’’ در ذهنش شکل می گیرد و صدایی در میان “da da da.’’ را می شنود.

Now, Gick is exploring whether touch also affects hearing. In the experiment, subjects heard the sounds “pa’’ or “ba’’ and “ta’’ or “da.’’ Sometimes, participants received a puff of air on the back of their hand or neck when the words had an aspirated sound – a sound like “pa’’ or “ta’’ that requires the speaker to expel a puff of air. (Hold your hand to your mouth and say “pa’’ and compare it with “ba’’ to feel the difference.) Other times, they got the reverse: a puff of air when they heard “ba’’ or “da’’ – non-aspirated sounds.

در حال حاضر Gick در یک آزمایش به بررسی اینکه آیا لمس در شنیدن تاثیر گذار است می پردازد. در این آزمایش شرکت کنندگان صداهای “pa’’ یا “ba’’ و “ta’’ یا “da.’’ را می شنوند. گاهی اوقات شرکت کنندگان وقتی واج هایی دمیده مانند “pa’’ یا “ta’’ را که نیاز به خارج کردن پف هوا دارد را تلفظ کردند پف هوا را در پشت دستشان احساس کردند و بالعکس در حالت دیگر که واج های غیر دمیده مانند“ba’’ یا “da.’’ پف هوا را احساس نکردند.(شما هم دستتان را جلوی دهانتان بگیرید و بگوئید“pa’’ و آن را با “ba’’ مقایسه کنید تا تفاوت را احساس کنید. )

The researchers found that when the puff of air was paired with the aspirated word, people got better at identifying the sound. When the puff of air was paired with “ba’’ or “da,’’ accuracy declined.

محققان دریافتند وقتی که پف هوا با واژه ی دمیده شده جفت می شود افراد صداها را بهتر تشخیص می دهند و بالعکس وقتی که پف هوا با “ba’’ یا “da.’’ جفت می شود دقت تشخیص کاهش می یابد.

Gick plans to use brain imaging to reveal what is happening in the brains of people who “hear’’ puffs of air. His experiment supports the idea that people’s brains integrate information from touch with sounds that they hear. In a 2006 study from Finland, researchers used brain imaging to study 13 subjects and found that touch activated the auditory cortex, a part of the brain involved in hearing.

Gic قصد دارد تا با استفاده از تصویر برداری از مغز کسانی که پف را می شنوند آنچه که در مغز آنان می گذرد را فاش کند. آزمایش Gick این عقیده را پشتیبانی می کند که مغز افراد با اطلاعات مغز و صداهایی که شنیده می شوند ادغام شده است. در مطالعه و تحقیق سال ۲۰۰۶ در فنلاند، محققان با بررسی و تصویربرداری از مغز ۱۳ نفر متوجه شدند که لمس یک قسمت فعال قشر شنوایی مغز است. (در واقع بخشی از مغز است که مخصوص شنوایی می باشد.)

Charlotte Reed, a senior research scientist at Massachusetts Institute of Technology, specializes in researching the ways in which touch can be used to interpret speech, by studying deaf-blind people who learn the Tadoma method – a way of learning to talk and hear by placing a hand on the neck and mouth of a speaker.

Charlotte Reed از دانشمندان و پژوهشگران ارشد موسسه ی تکنولوژی ماساچوست، متخصص در تحقیق راه هایی که با لمس می توان به تفسیر گفتار پرداخت. با مطالعه ی افراد ناشنوا-کور که از روش Tadoma با قرار دادن دست روی گردن و دهان از بلنگو استفاده می کنند می باشد. (این روش یک راه برای یادگیری در صحبت کردن و شنیدن است.)

“We know the auditory and tactile senses interact,’’ Reed said. She pointed out that the new study certainly shows touch can give a conflicting signal, making someone hear a “ba’’ as a “pa,’’ but also shows that a person’s accuracy in understanding a sound can be enhanced.

Reed می گوید: ما می دانیم که حواس شنوایی و لامسه در تعامل و همکاری با یکدیگرند. او اشاره کرد که مطالعه ی جدید نشان می دهد که قطعا لمس کردن می تواند یک سیگنال متفاوت برای کسی که صدای “ba’’ یا “pa’را می شنود بسازد.اما همچنین نشان می دهد که دقت شخص را میتواند در درک صدا افزایش دهد.

Using touch to enhance hearing is the basic idea behind her research, which uses a machine called the “tactuator’’ that involves three vibrating and moving prongs – one for the thumb, forefinger, and middle finger to rest on – to turn speech into something people feel.

استفاده از لمس برای بهبود شنوایی ایده ی اصلی در پشت تحقیقات اوست. که با استفاده از دستگاهی به نام “tactuator’’ که شامل سه ارتعاشگر و حرکت prongs است. که برای شست، سبابه و انگشت وسط برای استراحت می باشد. که هدف این دستگاه تبدیل گفتار به چیزی است که فرد احساس می کند.

The idea is to create an aid for lipreading, and eventually to use the information gleaned from the bulky, three-pronged device to create software that could one day be used to turn a simple device like a cellphone into a prosthetic for deaf people. The microphone on a cellphone could translate a speaker’s voice into tactile signals that could help a person understand someone as they were lip-reading.

و ایده ی دیگر، کمک به ایجاد lipreading (لب خوانی) است. و در نهایت استفاده از اطلاعات gleaned ، یک دستگاه سه جانبه برای ایجاد نرم افزار است که می تواند یک روز مورد استفاده قرار بگیرد و به نوبه ی خود یک ابزار ساده مانند تلفن همراه مصنوعی برای افراد ناشنواست که میکروفون موجود در تلفن همراه می تواند صدای گوینده را به سیگنال های لمسی تبدیل کند و به فردی که لب خوانی را ترجمه می کند کمک کند.

A study published earlier this year showed that people hear through their face. Stretching a person’s facial muscles into shapes normally associated with speech could make them hear words differently.

همچنین مطالعه ی منتشر شده در اوایل سال جاری نشان داد که مردم از طریق چهره ی خود می توانند صدا را بشنوند. کشش عضلات صورت یک فرد به طور معمول وابسته به سخنرانی فرد است و می تواند شنیدن حروف متفاوتی را ایجاد کند!

For example, when the researchers played an ambiguous word, they found that people were more likely to hear the word as “head’’ when their facial skin was stretched upwards, and to hear “had’’ when their facial skin was stretched downwards.

برای مثال، وقتی که محققان با کلمات مبهم بازی کردند، متوجه شدند که افراد با احتمال زیاد با گفتن کلمه ی “head’’ وقتی پوستشان به بالا کشیده می شود و بیان کلمه ی “had’’ وقتی که پوستشان به پائین کشیده می شود صدا را می شنوند...


خلاصه ی مطلب:

طبق یافته‌های جدید، ما تنها با گوش‌هایمان صداها را نمی‌شنویم بلکه، پوست ما هم صداها را احساس می‌کند.بر اساس تجربیاتی که شرکت‌کنندگان در یك بررسی در رابطه با گوش کردن با اجزای کلمات به همراه فشار هوای وارد بر پوستشان کسب می‌کردند، نشان می‌دهد که مغز انسان برای ساختن تصویری از اطرافمان از حواس مختلفی برای درک و جمع‌آوری اطلاعات استفاده می‌کند.

برایان گیک محقق دانشگاه کلمبیا گفت: این تحقیقات با اغلب تصورات سنتی مبنی بر اینکه ما همانگونه که تصاویر را می بینیم یا اطلاعاتی را می‌شنویم در مورد خودمان فکر می‌کنیم، بسیار متفاوت است. این موضوع کمی گمراه کننده به نظر می‌آید.


وی اظهار کرد: توضیح بیشتر درباره این موضوع این است که ما دارای مغزی هستیم که سریعتر از چیزهایی که می‌بینیم و صداهایی که می شنویم مطالب و موضوعات را درک و احساس می‌کند لذا با چنین توانایی هایی تمام بدن انسان یک ماشین ادراکی به شمار می‌رود...




نویسنده : پانیذ
یکشنبه یکم آبان 1390


موضوع:

دستگاه حسی

دستگاه حسی بخشی از دستگاه عصبی است و مسئولیت آن ارزیابی اطلاعات حسی می

باشد.

اجزاء دستگاه حسی عبارتند از:

گیرنده های حسی، مسیرهای عصبی و بخشی از مغز که مربوط به قوه ادراک و احساس می باشد. دستگاه حسی، حس هایی نظیر بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی و بویایی را تشخیص می دهد. بطور خلاصه احساس از طریق دستگاه حسی از دنیای فیزیکی به ناحیه ذهنی مغز منتقل می شود. دستگاه حسی بخشی از دستگاه عصبی پیرامونی است که اطلاعات مربوط به محرک‌های محیطی را جمع آوری می‌کند و برای پردازش به مغز و نخاع منتقل می‌نماید. این وظیفه توسط گیرنده‌های حسی انجام می‌گیرد.هر چند گیرنده‌های حسی در اکثر نقاط بدن یافت می‌شوند، اما بیش تر در اندام‌های حسی (چشم، گوش، زبان، بینی و پوست) متمرکز شده‌اند.اندام‌های حسی مسئول حواس پنجگانه ما می‌باشند.

۱. بینایی یعنی درک نور توسط موجود زنده. نور قسمتی از امواج الکترومغناطیس است.

۲. شنوایی یعنی درک صدا. صدا همان جنبش هوا با فرکانس‌های مختلف است.

۳. بویایی یعنی درک وجود ذرات معلق در هوا. بعضی اجسام بوی شدیدتری دارند. یعنی ذرات بیشتری از خود متصاعد می‌کنند.

۴. چشایی درک مولکول‌های خاصی در مواد است. در موجودات زنده به مولکول‌های خاصی حساسیت وجود دارد مثلا ترش بودن یک ماده یعنی وجود حالت اسیدی در آن. و شوری یعنی وجود نمک (کلرید کلسیم) در مواد.

۵.لامسه حسی مکانیکی - حرارتی است. که شامل حس گرما و سرما و زبری و سختی است. درد و خارش هم جزو همین حس است.

پوست

پوست بخشی از دستگاه پوششی بدن است. بخش‌های دیگر این دستگاه مو، ناخن و غشاء مخاطی هستند.

پوست متشکل از دو لایه اصلی است:

  • روپوست (اپیدرم) که لایه نازکتر خارجی می‌باشد.
  • میان‌پوست (درم) که لایه ضخیمتر داخلی است.

روپوست لایه‌های ضخیمی از سلولهای مسطح می‌باشد.

پوست با دارا بودن سطح متوسطی حدود ۲ متر مربع (۲.۵ یارد مربع)، یکی از بزرگ‌ترین اعضا بدن است. پوست یک سد محافظتی بین محیط جهان اطراف با عضلات، اعضای درونی و رگهای خونی و اعصاب بدن تشکیل می‌دهد. مو و ناخنها از پوست منشا گرفته و یک حفاظت اضافی ایجاد می‌کنند. ظاهر پوست به طور گسترده‌ای تغییر می‌کند. که این تغییر نه تنها به دلیل عواملی همچون افزایش سن بوده، بلکه، نمایش دهنده نوسانات هیجانی و سلامت عمومی، نیز می‌باشد.

پوست یک عضو زنده است. فوقانی‌ترین لایه آن روپوست (اپیدرم) بوده که سطح پوست را تشکیل می‌دهد و متشکل از سلولهای مرده است و در هر فرد حدود ۳۰ هزار عدد از این سلولها در هر دقیقه ریزش می‌کنند. با این وجود سلولهای زنده پوست دائما در قسمت زیری تر روپوست تولید شده تا جایگزین این سلولها گردند. در زیر روپوست، میان‌پوست (درم) قرار گرفته که حاوی عروق خونی، انتهاهای عصبی و غدد می‌باشد. لایه‌ای از چربی در زیر درم قرار می‌گیرد و به عنوان یک عایق، ضربه گیر و منبع انرژی عمل می‌کند .

محافظت و احساس

هر چند اکثر قسمت‌های پوست ضخامتی کمتر از ۶ میلیمتر (¼ اینچ) دارند. اما پوست یک لایه محافظتی قوی است. جز اصلی سطح پوست یک پروتئین زمخت فیبری است که کراتین نام دارد. این ماده را می‌توان در مو که ایجاد حفاظت و گرما می‌کند و در ناخنها که انتهاهای ظریف انگشتان دست و پا را می‌پوشانند، پیدا کرد. پوست یک سد دفاعی کاملاً موثر در برابر میکروارگانیسمها و مواد مضر ایجاد می‌کند، اما این سد بیشترین تأثیر را زمانی دارد که سطح آن دست نخورده باقی ماند. زخمها ممکن است عفونی شوند و به باکتریها، که بعضی از آنهادر سطح پوست زندگی می‌کنند، اجازه دهند که وارد جریان خون شوند. سبوم که مایع روغنی است و از غدد سباسه موجود در درم تشکیل می‌گردد، به حفظ حالت ارتجاعی پوست و دفع آب، کمک می‌نماید. به دلیل اینکه پوست ما حالت ضد آب (واترپروف) دارد، آب را به هنگام دوش گرفتن مثل یک اسفنج، جذب نمی‌کنیم . احساس لامسه ما از گیرنده‌هایی که در قسمت درم پوست وجود دارند و به فشار، ارتعاش، گرما، سرما و درد پاسخ می‌دهند، ناشی می‌شود. در هر ثانیه، میلیاردها پیام از تحریکات دریافت شده در سرتاسر بدن به مغز ارسال شده و درآنجا این پیامها به صورت یک "تصویر" حسی در می‌آید و فرد را از خطراتی مثل یک وسیله داغ، آگاه می‌سازند، بعضی نواحی حسی مثل انتهای انگشتان، دارای تراکم بالایی از گیرنده‌ها می‌باشند . پوست همچنین یک نقش اساسی در تنظیم دمای بدن ایفا می‌کند و زمانیکه در معرض تابش نور خورشید قرار می‌گیرد، ویتامین (D) تولید می‌نماید که برای ایجاد استخوانهای قوی لازم است .

یک لایه واکنش گر

پوست ما به شیوه زندگی ما واکنش نشان می‌دهد، برای مثال، پوست دستان یک باغبان ضخیم شده تا حفاظت بیشتری ایجاد کند. در طی روند پیری، پوست چروکیده شده و خاصیت ارتجاعی آن کمتر می‌شود که این حالت می‌تواند در نتیجه سیگار کشیدن یا تماس بیش از حد با نور خورشید، تسریع گردد. همچنین، پوست می‌تواند رنگ خود راتغییر دهد. در برخورد مستقیم با نور خورشید، اپیدرم و درم ملانین بیشتری تولید می‌کنند، ملانین، رنگدانه‌ای است که تشعشعات مضر ماورا بنفش را فیلتر می‌کند . افزایش ملانین باعث تیره شدن پوست می‌شود. مردمی که اصلیت آنها متعلق به مناطقی با تابش شدید نور خورشید می‌باشد، دارای پوست تیره تری بوده که به راحتی پوست روشن نمی‌سوزد. افرادیکه پوست روشن دارند بدلیل داشتن ملانین کمتر در پوست خود نسبت به آفتاب سوختگی حساسترند.

رشد و ترمیم

پوست دائما خودش را از طریق ریزش سلولهای مرده و تولید سلولهای جدید، نوسازی می‌کند. در نتیجه سلولهای سطحی که به دلیل سایش، آسیب یا بیماری از دست می‌روند، سریعا جایگزین می‌شوند. سلولهای جدید در اپیدرم که لایه فوقانی پوست است و به عنوان یک پوشش محافظتی ضخیم عمل می‌کند، ساخته می‌شوند.

پرونده:Diagram of human skin.jpg

رشد پوست

در اکثر نواحی بدن، روپوست، چهار لایه دارد. در تحتانی‌ترین قسمت، لایه قاعده‌ای قرار دارد، که در آن سلولهای جدید ساخته می‌شوند. به موازات حرکت به سطح، سلولها تغییر می‌کنند تا لایه‌های بینابینی یعنی سلولهای خاردار و دانه‌ای را تشکیل دهند. سلولهای در عرض ۲-۱ ماه به سطح می‌رسند. لایه سطحی متشکل از سلولهای مسطح مرده می‌باشد که دائما ریزش می‌کنند .

سلول لایه سطحی

سلولهای مسطح مرده در سطح پوست یک پوشش محافظتی خشن تشکیل می‌دهند. این سلولها دائما به موازات از دست رفتنشان، جایگزین می‌شوند .

سلول دانه‌ای: سلولهای لایه دانه‌ای (گرانولار) مسطحتر از سلولهای خاردار هستند و ساختار سلولی آنها شروع به بهم خوردن می‌کند.

سلول خاردار: سلولهای واقع در لایه سلولی خاری، بر آمدگیهای خاری دارند که آنها را به هم متصل می‌کند و به پوست قدرت می‌دهد .

سلول قاعده‌ای : سلولهای لایه قاعده‌ای به میان‌پوست چسبیده اند. این ناحیه، قسمتی از پوست است که سلولهای آن مرتبا تقسیم می‌شوند تا سلولهای جدید را که بعداً به لایه‌های بعدی تبدیل می‌شوند، بسازد.

ترمیم پوست

زمانیکه پوست آسیب می‌بیند، از طریق ترمیم بافت آسیب دیده و جایگزین ساختن بافت از دست رفته با سلولهای جدید، پاسخ می‌دهد. طی روند ترمیم، بافت مرده یا آسیب دیده، ابتدا توسط بافت اسکار و بتدریج با سلولهای جدید سالم جایگزین می‌شود. ترمیم پوست طی مراحلی که در زیر گفته شده، صورت می‌گیرد.

1- هر آسیبی که منجر به ضایعه پوستی شود، در صورتیکه ضایعه سطحی باشد مسئله مهمی نیست. ممکن است رگهای خونی میان‌پوست آسیب دیده و باعث خونریزی شود.

2- خون از رگهای خونی نشت پیدا کرده، منجر به تشکیل لخته می‌شود. فیبروبلاستها و دیگر یاخته‌های اختصاصی ترمیمی تکثیر شده و به ناحیه آسیب دیده مهاجرت می‌کنند .

3- فیبروبلاستها: کلافه‌ای از بافت فیبردار در داخل لخته ایجاد می‌کنند. به موازات انقباض رشته‌های فیبرین کلافه دچار چروکیدگی می‌شود. بافت پوستی جدید در زیر تشکیل می‌گردد .

4- کلافه فیروز، سفت شده تا یک کبره زخم بر روی سطح پوست ایجاد کند. زمانیکه رشد پوست جدید کامل شود این کبره می‌افتد. با این وجود اثر زخم ممکن است باقی ماند .

 

15 روش برای داشتن پوست شفاف و لطیف

1.غذای مورد علاقه‌تان را بخورید برخی از افراد معتقدند مصرف غذاهای چرب و شکلات، باعث ایجاد جوش می‌شوند. آکنه زمانی به وجود می‌آید که منافذ پوست به وسیله چربی بسته شوند. در این هنگام باکتری‌های عادی باعث عفونت می‌شوند. اگر مطمئن هستید که مصرف غذاهای چرب و شکلات منافذ پوستتان را مسدود می‌کنند از آنها دوری کنید اما در شرایط عادی لزومی ندارد به خاطر سلامت پوستتان از خوردن غذای مورد علاقه‌تان دوری کنید.

2.آب بخورید نوشیدن مقدار زیادی آب در طول روز پوست بدنتان را سالم و شاداب نگه می‌دارد. همچنین مصرف غذای سالم، میوه و سبزی تازه نیز ویتامین‌های A و E را که برای سلامت پوست ضروری‌اند، تامین می‌کند. سبزیجات برگ‌سبز مانند کلم بروکلی سرشار از ویتامین E هستند. میوه‌ها و سبزیجات رنگارنگی مانند کلم، طالبی، هلو و فلفل نیز سرشار از ویتامین A هستند.

3.آرایش غلیظ، ممنوع! از لوازم آرایش چرب دوری کنید. این‌گونه از لوازم آرایش منافذ پوست را می‌بندند. لوازم آرایشی که با استفاده از موادمعدنی تهیه شده‌اند خیلی کمتر از لوازم آرایش چرب منافذ پوست را مسدود می‌کنند.

4.استفاده از لوازم آرایش بدون چربی اگر مرتب آرایش می‌کنید از لوازم آرایش بدون چربی استفاده کنید. قبل از استفاده از لوازم آرایش صورتتان را با آب سرد شستشو کنید. فراموش نکنید پیش از خواب نیز پوستتان را از مواد آرایشی پاک کنید.

5.حمام آفتاب ممنوع برخی از افراد معتقدند که حمام آفتاب گرفتن پوست را تمیز می‌کند. اما واقعیت آن است که اشعه خورشید خطر ابتلا به سرطان پوست، پیری زودرس و چین‌وچروک پوست را افزایش می‌دهد. هرگز جلوی آفتاب دراز نکشید و از داروهای ضدآکنه استفاده نکنید چون ترکیب این داروها و نور خورشید بسیار مضر است.

6.استفاده از کرم‌های ضدآفتاب بدون روغن از ضدآفتاب‌هایی استفاده کنید که میزان محافظتشان در برابر نور خورشید (SPF) 15 یا بیشتر باشد. هنگام خرید این نوع کرم‌ها دقت کنید بدون روغن باشند تا از مسدودشدن منافذ پوست جلوگیری کنید. کرم ضدآفتاب را هر ۲ ساعت یک بار به پوستتان بزنید.

7.عدم استفاده از مواد چرب‌کننده و حالت دهنده مو اگر به موهایتان ژل می‌زنید و آن را به سمت صورتتان شانه می‌کنید، بدانید که این مواد منافذ پوستتان را می‌بندند. موهایتان را همیشه تمیز نگه دارید و از شامپوهای بدون روغن استفاده کنید. اگر موهایتان چرب است و هر روز سرتان را می‌شویید از اسپری برای حالت‌دادن به موهایتان استفاده نکنید.

8.استفاده از صابون‌های بدون روغن صابون‌های بدون روغن نمی‌توانند منافذ پوست را مسدود کنند و باعث ایجاد آکنه و جوش‌های سر سفید و سیاه شوند. صابون‌هایی انتخاب کنید که روی جعبه‌شان کلمه «بدون چربی» قید شده باشد تا از مسدودشدن منافذ پوست جلوگیری کند. با استفاده از این صابون، دست‌ها، لباس‌ها و… را که با پوستتان در تماس هستند و می‌توانند محرک باشند را بشویید.

9.استفاده از کرم‌ها بر اساس توضیحات سازنده حتما بر اساس دستورالعمل نوشته‌شده روی بسته‌بندی‌ها از پماد و کرم‌ها استفاده کنید. کرم‌ها را به وسیله پارچه پنبه‌ای یا کتان روی پوست صورت بمالید. اگر از دستتان برای این کار استفاده کنید به پوستتان صدمه وارد می‌کنید. دست‌های شما حاوی چربی‌هایی هستند که می‌توانند تعداد آکنه و جوش‌های صورت را افزایش دهند. حتما پیش از آرایش کردن، صورتتان را به دقت بشویید.

10.دوری موها از صورت اگر موهای‌تان بلند است هنگام خواب آنها را پشت سرتان ببندید تا پوست صورتتان را تحریک نکند. سعی کنید در طول روز نیز این کار را انجام دهید. به خاطر داشته باشید مو حاوی روغن‌هایی است که می‌تواند منافذ پوست را ببندد و باعث ایجاد آکنه، جوش‌های سر سیاه و سفید شود.

11.به صورتتان دست نزنید دست‌زدن و مالش‌دادن صورت می‌تواند تعداد آکنه‌های صورت را افزایش دهد. هرگز دست‌هایتان را به صورتتان تکیه ندهید و از صورتتان برای نگه داشتن تلفن همراه استفاده نکنید. دست‌ها و تلفن همراه حاوی روغن‌هایی هستند که پوست صورت را تحریک می‌کنند. عرق بدن نیز می‌تواند باعث ایجاد آکنه شود. حتما بعد از اینکه عرق کردید، دوش بگیرید تا پوست بدنتان تمیز شود.

12.استفاده از کرم‌های مرطوب‌کننده فاقد چربی پوست سالم مرطوب است. کرم مرطوب‌کننده فاقد چربی انتخاب کنید و به پوست صورتتان بمالید. این کرم کمک می‌کند ایجاد آکنه و جوش به تعویق بیفتد.

13.جوش را نترکانید فشاردادن و ترکاندن جوش‌ها تنها مشکلات را افزایش می‌دهند. در مقابل این کار مقاومت کنید. این کار باعث می‌شود عفونت‌ها به نقاط دیگر پوست گسترش یابند و جوش‌های جدیدی ایجاد شوند.

14.استفاده مداوم و طبق دستور پزشک داروها داروهای ازبین‌برنده آکنه یک شبه همه آکنه‌ها را از میان نمی‌برند. بیشتر درمان‌ها دست‌کم ۸ هفته طول می‌کشند و معمولا ۶ ماه زمان نیاز است تا پوست صورت شما عاری از آکنه شود. برخی اوقات پزشکتان توصیه می‌کند زمانی که پوست صورتتان عاری از آکنه است نیز از داروهای ضدآکنه استفاده کنید.این درمان نگهدارنده الزامی است. حتما داروها را طبق دستور پزشک استفاده کنید، در غیر این صورت عوارض فراوانی پوست صورتتان را تهدید می‌کند.

15.کنترل درمان آکنه توسط پزشک هرگز با آکنه، جوش سر سیاه و لک و پیس زندگی نکنید. اگر درمان‌ها مفید نبوده به پزشک متخصص پوست مراجعه کنید تا روش‌های درمانی دیگری را ارائه کند .

 

 

 

ساختمان چشم انسان (آناتومی چشم)

 
کار اصلی چشم آن است که نورهایی را که از خارج دریافت می کند طوری روی پرده شبکیه متمرکز کند که تصویر دقیقی از شیء مورد نظر روی پرده شبکیه ایجاد شود. شبکیه این تصاویر را به صورت پیام های عصبی به مغز ارسال می کند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند. بنابراین برای واضح دیدن، قبل از هرچیز لازم است که نور به طور دقیق روی پرده شبکیه متمرکز شود.


ساختمان چشم شبیه یک کره است. در قسمت جلوی این کره یک پنجره شفاف به نام قرنیه وجود دارد. نور از محیط خارج وارد قرنیه شده پس از عبور از مردمک به عدسی می رسد. عدسی نور را به صورت دقیق روی شبکیه متمرکز می کند تا تصویر واضحی بر روی شبکیه ایجاد شود.

برای آنکه اشیاء به صورت دقیق و واضح دیده شوند لازم است مسیری که نور در چشم طی می کند شفاف باشد و قرنیه و عدسی نور را درست روی شبکیه متمرکز کنند.



پلک
وقتی جسم نوک تیزی به چشم ما نزدیک می شود ما بی اختیار پلک ها را می بندیم. پلک ها در حقیقت ساختمان های تمایز یافته ای از جنس پوست و عضلات زیر پوستی هستند که وظیفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل یک صافی از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگیری می کنند. خود پلک ها دو وظیفه مهم دارند: اول آنکه مثل یک دیوار دفاعی جلوی قسمت عمده ای از کره چشم را می گیرند و از کره چشم محافظت می کنند، دوم آنکه پلک ها هر 5 تا 10 ثانیه یک بار باز و بسته می شوند که این امر به شسته شدن میکروب ها و ذرات خارجی از سطح چشم کمک می کنند و در حقیقت سطح چشم را جارو می کند. به علاوه باز و بسته شدن پلک ها به توزیع یکنواخت اشک بر روی کره چشم کمک می کند.



ملتحمه
ملتحمه یک لایه شفاف محافظ است که سطح داخلی پلک ها و روی سفیدی کره چشم را می پوشاند. در ملتحمه رگ های خونی و گلبول های سفید به مقدار زیادی وجود دارد. این رگ ها و سلول های دفاعی تا حد زیادی از ورود میکروب ها و عوامل بیماری زا به قسمت های عمقی چشم جلوگیری می کند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه می دارد و در حقیقت سطح چشم را روغنکاری می کند که این امر باعث آسان تر شدن حرکات چشم در جهات مختلف می شود.


قرنیه
قرنیه قسمت شفاف جلوی کره چشم است که از پشت آن ساختمان های داخلی تر کره چشم مثل عنبیه و مردمک دیده می شود. قرنیه چشم را می توان به شیشه پنجره تشبیه کرد. همانطور که اگر شیشه پنجره کثیف باشد اشیاء بیرون تار دیده می شوند، اگر بر روی قرنیه کسی لکه یا کدورتی وجود داشته باشد فرد اشیاء را تار می بیند. به علاوه همانطور که از پشت یک شیشه موجدار یا مشجر اشیاء کج و کوله و ناصاف دیده می شوند. در صورتی که سطح قرنیه ناهموار باشد اشیاء ناصاف و تار دیده می شوند.


البته قرنیه انسان یک تفاوت مهم با شیشه پنجره دارد و آن هم اینکه شیشه پنجره یک سطح صاف است در حالیکه قرنیه بخشی از یک کره است. این ساختمان کروی باعث می شود که قرنیه چشم مثل یک ذره بین عمل کند و نورهایی را که از محیط خارج وارد کره چشم می شوند به صورت پرتوهای همگرا درآورد که تصویر واضحی روی شبکیه ایجاد کنند. البته در همه افراد این امر به صورت دقیق اتفاقی نمی افتد. مثلاً اگر انحنای قرنیه کسی بیشتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنکه روی پرده شبکیه بیفتد در جلوی پرده شبکیه تشکیل می شود. چنین فردی نزدیک بین (میوپ) است. همچنین اگر انحنای قرنیه کسی کمتر از حد طبیعی باشد تصاویر به جای آنکه روی پرده شبکیه بیفتند در پشت آن تشکیل می شوند. چنین فردی دوربین (هیپروپ) است. به طوری که می بینیم قرنیه افراد نقش مهمی در تعیین دوربینی یا نزدیک بینی یا شماره چشم افراد دارد. به همین علت اکثر روش های جراحی برای اصلاح دید و شماره عینک روی این بخش از چشم انجام می گیرد. مثلاً در روش های لیزر (PRK)، لیزیک(LASIK)، لازک(LASEK) و جراحی با تیغه الماس (RK) مقدار انحنای قرنیه تغییر می کند و شماره چشم فرد اصلاح می شود. همچنین استفاده از لنز تماسی (کنتاکت لنز) کمک می کند که انحنای قرنیه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و دید فرد اصلاح شود.

عنبیه و مردمک
عنبیه بخش رنگی پشت قرنیه است که رنگ چشم افراد را تعیین می کند. رنگ این بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبی و سبز تا عسلی و قهوه ای تغییر می کند. در وسط عنبیه سوراخی به نام مردمک وجود دارد که مقدار نور وارد شده به چشم را تنظیم می کند. کار مردمک مثل پرده ای است که پشت پنجره آویزان شده و نور ورودی به اتاق را کم و زیاد می کند.

همانطور که وقتی نور خارج شدید و زیاد باشد، پرده را می بندیم تا نور کمتری به اتاق وارد شود، وقتی چشم در محیط پر نور قرار می گیرد مردمک تنگ می شود تا مقدار نور کمتری وارد چشم شود. به همین صورت وقتی چشم در محیط کم نور قرار می گیرد مردمک گشاد می شود تا نور بیشتری وارد چشم شود.


اتاق قدامی
اتاق قدامی فضای کوچکی است که بین قرنیه و عنبیه قرار دارد. در این فضا مایعی به نام زلالیه جریان دارد که به شستشو و تغذیه بافت های داخل چشم کمک می کند. همانطور که در یک استخر برای پاک ماندن استخر مرتباً مقداری آب خارج می شود و به جای آن آب تصفیه شده وارد می شود، در چشم هم مرتباً مقداری از مایع زلالیه خارج می شود و مایع زلالیه جدیدی که در چشم تولید شده است جایگزین آن می شود. اگر به هر دلیلی تعادل بین تولید و خروج این مایع به هم بخورد مقدار مایع زلالیه در چشم افزایش پیدا می کند و فشار داخل کره چشم از حد طبیعی بیشتر می شود. (مقدار طبیعی فشار چشم در افراد بالغ بین 10 تا 21 میلی متر جیوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبکیه و عصب بینایی آسیب می زند و باعث بیماری آب سیاه یا گلوکوم می شود.

عدسی
عدسی یک ساختمان شفاف در پشت عنبیه است که در متمرکز کردن دقیق پرتوهای نور بر روی شبکیه به قرنیه کمک می کند. ضخامت عدسی چشم در شرایط مختلف تغییر می کند و بسته به آنکه شیء مورد نظر در چه فاصله ای از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسی کم و زیاد می شود. بنابراین فرد می تواند اشیاء را در فواصل مختلف (از بی نهایت تا حدود 20 سانتی متری و گاهی نزدیک تر) به طور واضح ببیند. هرچه سن افراد بیشتر می شود قدرت تغییر شکل عدسی کمتر می شود به طوری که در حدود سن 40 سالگی قدرت تغییر شکل عدسی آنقدر کم می شود که اکثر افراد برای دیدن اشیاء نزدیک و انجام کارهایی مثل مطالعه و خیاطی به عینک کمکی برای دید نزدیک (عینک مطالعه) نیاز پیدا می کنند. این همان حالتی است که به آن پیر چشمی گفته می شود.
با گذشت سن علاوه بر آنکه قدرت تغییر شکل عدسی کم می شود میزان شفافیت عدسی هم کم می شود. گاهی کدورت عدسی آنقدر زیاد می شود که مثل پرده ای دید فرد را تار می کند. این کدورت عدسی را اصطلاحاً آب مروارید یا کاتاراکت می گویند.



زجاجیه
زجاجیه مایع ژله مانند شفافی است که داخل کره چشم را پر می کند و به آن شکل می دهد.. زجاجیه از پشت عدسی تا روی پرده شبکیه وجود دارد.. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجیه تغییر می کند و در بعضی جاها حالت آبکی پیدا می کند. در این حال بعضی قسمت های زجاجیه شفافیت خود را از دست می دهد و سایه ای روی پرده شبکیه می اندازد که فرد آن را به صورت اجسام شناور کوچکی می بیند که مثل مگس در میدان بینایی بالا و پایین می روند. این حالت اصطلاحاً مگس پران گفته می شود.

شبکیه
شبکیه یک پرده نازک حساس به نور (شبیه فیلم عکاسی) است که در عقب کره چشم قرار دارد. پرتوهای نوری که به شبکیه برخورد می کنند به پیام های عصبی تبدیل می شوند که از طریق عصب بینایی به مغز منتقل می شوند و در مغز تفسیر می شوند.


در شبکیه انسان انواع مختلفی از سلول های گیرنده نوری وجود دارد که میزان حساسیت آن ها به نور متفاوت است. گیرنده های نوری استوانه ای بیشتر برای دید در محیط های تاریک به کار می روند. گیرنده های مخروطی برای تشخیص رنگ و جزئیات ظریف تمایز یافته اند. ترتیب قرار گیری این سلول ها در شبکیه طوری است که در ناحیه مرکزی شبکیه (ماکولا) تعداد گیرنده های مخروطی بیشتر است. بنابراین وقتی فردی به صورت مستقیم به شیئی نگاه می کند تصویر آن شیء مستقیماً روی ماکولا در جایی می افتد که تعداد سلول های مخروطی بیشتر است و در نتیجه شیء با وضوح بیشتری مشاهده می شود.

مشیمیه
مشیمیه پرده نازک سیاه رنگی است که دور شبکیه را احاطه کرده است. این پرده تعداد زیادی رگ های خونی دارد که مواد غذایی را به بخش هایی از شبکیه می رساند. به علاوه سلول های این لایه حاوی تعداد زیادی رنگ دانه سیاه ملانین است که رنگ سیاهی به این بخش از چشم می دهد. وجود رنگ سیاه مانع از انعکاس نورهای اضافی در داخل کره چشم می شود و به تشکیل تصویر واضحتر کمک می کند.


صلبیه
صلبیه بخش سفید رنگ نسبتاً محکمی است که دورتا دور کره چشم به جز قرنیه را می پوشاند و از ساختمان های داخل کره چشم محافظت می کند. این بخش از چشم اثر مستقیمی در فرایند بینایی ندارد و در واقع مثل یک اسکلت خارجی از کره چشم محافظت می کند.

عصب بینایی
عصب بینایی که رابط کره چشم و مغز می باشد از عقب کره چشم خارج می شود و از طریق سوراخی در استخوان پروانه ای جمجمه به مغز می رسد. این عصب پیام های بینایی را به مغز ارسال می کند و این پیام ها در مغز تفسیر می شوند.

عضلات چشم
برای آنکه ما بتوانیم اشیاء را در جهات مختلف ببینیم لازم است بتوانیم چشم را در جهات مختلف بالا، پایین، چپ و راست بچرخانیم. حرکات کره چشم در هر چشم به وسیله 6 عضله کوچک که به اطراف کره چشم می چسبد کنترل می شود. بیماری این عضلات و یا عدم هماهنگی آن ها می تواند به انحراف چشم یا لوچی منجر شود.

بیماری های چشمی
چشم بدلیل ارزش ویژه و حساسیت و ظرافت چشمها، تشخیص و درمان ناراحتیهای مربوط به آنها از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و به همین دلیل داروهای چشمی غالباً بصورت داروهای نسخه‌ای مطرح هستند زیرا باید تحت نظرپزشک متخصص چشم تجویز شوند.
بطور طبیعی چشم از مکانیسمهای ویژه دفاعی بهره می‌گیرد. پلک و مژه‌ها از ورود اشیاء خارجی به آن جلوگیری می‌کنند. اشک چشم غبار و ذرات خارجی را از سطح آن شسته، خاصیت ضد عفونی کننده نیز دارد. ولی با این وجود برخی اوقات مشکلاتی بروز می‌کنند که تنها با درمان داروئی مرتفع می‌گردند.
 
 

گوش

گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است. امواج صوتی مراحل مختلفی را درون گوش طی می‌کنند تا به اعصاب شنوایی تبدیل شوند. هر کدام از اجزای گوش درونی را این امواج تاثیر گذاشته (تقویت، جمع آوری ، تغییر فرکانس ، انتقال و...) و به اعصاب شنوایی می‌رسند. ساختمان گوش از قسمتهای مختلفی تشکیل شده است.

گوش خارجی

گوش خارجی امواج صوتی را جمع آوری و متمرکز می‌سازد و از دو قسمت تشکیل شده است.

لاله گوش

لاله گوش در غالب حیوانات متحرک است، و برای جمع کردن و هدایت امواج صوتی و تشخیص جهت صدا بکار می‌رود، ممکن است به طرف منبع صورت متوجه شود. در انسان لاله گوش بی‌حرکت است ولی تا اندازه‌ای جهت صوت را می‌تواند تشخیص دهد.

مجرای گوش خارجی

مجرای گوش خارجی لوله‌ایست که تقریبا 2 تا 3 سانتیمتر طول دارد و در حدود یک سانتیمتر مکعب حجم دارد و به پرده صماخ ختم می‌شود. ارتعاشات صوتی تا قسمت انتهایی این لوله بوسیله هوا منتقل شده ، پس از آن بوسیله محیطهای جامد و مایع به گوش میانی انتشار می‌یابد.

پرده صماخ

پرده صماخ غشایی است که بوسیله اصوات با فرکانسهای مختلف مرتعش می‌شود. درجه کشش آن از محیط به طرف مرکز تدریجا زیاد شده و به همین علت است که هر قسمت از این پرده بوسیله فرکانس معینی مرتعش می‌شود.

گوش میانی

گوش میانی امواج را تقویت و منتقل می‌کند. گوش میانی در حفره استخوانی موسوم به صندوق تمپان (Caisse De Tympan) قرار دارد و بوسیله شیپور استاش (Trompand Eustache) به حلق می‌رسد. ارتعاشات هوا که از گوش خارجی به پرده صماخ می‌رسد بوسیله چهار استخوان کوچک که یکی پس از دیگری متکی بهم مفصل شده است، به گوش داخلی منتقل می‌گردد. این چهار استخوان بر حسب شکلی که دارند شامل چکشی ، سندانی ، عدسی و رکابی است. وظیفه آنها کم کردن دامنه ارتعاشات و در نتیجه افزایش تغییرات فشار است.
 

img/daneshnameh_up/7/74/ear.1.JPG


 

پنجره بیضی

استخوان چکشی به پرده صماخ و استخوان رکابی به پنجره بیضی (Ovale) ختم می‌شود که سطح آن 4 مرتبه از پرده صماخ کوچکتر است. چون سطح صماخ 14 مرتبه از سطح بیضی بزرگتر است لذا فشار در پنجره بیضی 14 مرتبه زیاد می‌گردد. این بهترین وسیله‌ای است که می‌توان انرژی ارتعاشی یک محیط با وزن مخصوص کم را (هوا) به محیطی با وزن مخصوص زیاد منتقل نمود.

پنجره گرد

در گوش میانی ، پنجره دیگری وجود دارد که به پنجره گرد (Round) مرسوم است. پنجره گرد و پنجره بیضی حد فاصل بین گوش داخلی و میانی است. پنجره بیضی ارتعاشاتی را که به پرده صماخ می‌رسد از طریق استخوانهای گوش میانی به گوش داخلی منتقل می‌کند و پنجره گرد سبب می‌شود مایع گوش داخلی که در محفظه غیر قابل ارتعاشی قرار دارد، بتواند مرتعش شود.




گوش داخلی

گوش داخلی امواج منتقل شده از گوش میانی را دریافت و آن را به امواج شنوایی تبدیل می‌کند. گوش داخلی اصلی‌ترین قسمت گوش است و از چندین قسمت تشکیل شده است.
  • مجاری نیم حلقوی: در ساختمان گوش سه مجرای نیم حلقوی واقع شده است که برای حفظ تعادل بدن در فضا بکار می‌رود و در امر شنیدن تاثیر ندارد.

  • کیسه اوتریکول و ساکول: مجاری نیم حلقوی بالای کیسه‌ای بنام اوتریکول قرار گرفته‌اند (Utricule) ، که بوسیله مجرایی به یک کیسه کوچکتر مرسوم به ساکول (Saccule) وصل می‌شود.

حلزون

در زیر مجاری نیم حلقوی ، حلزون (Limacon) قرار گرفته که حفره‌ای پیچیده به شکل حلزون است و بوسیله دریچه بیضی به گوش میانی مربوط می‌شود. تعداد حلقه‌های این مارپیچ 2.5 ، طولش 38 میلیمتر و قطر قاعده آن در حدود 3.3 میلیمتر است. حلزون از مایعی پر شده و بوسیله دو پنجره بوسیله غشای مسدود به صندوق تمپان ارتباط دارد. یکی پنجره بیضی که ارتعاشات را دریافت می‌کند و دیگری پنجره گرد بوده و عمل آن این است که به مایعی که در حلزون قرار دارد، امکان ارتعاش می‌دهد.

  • مجرای حلزونی:در وسط حلزون مجرای حلزونی قرار دارد که به ساکول معروف است.
  • غشا بازیلر:حفره حلزون بوسیله جدار طولی به نام غشا بازیلر به دو قسمت تقسیم می‌شود.

اندام کورتی

روی غشا بازیلر مجموعه‌ای مرسوم به اندام کورتی (Corti) یا عضو کورتی قرار گرفته است. تعداد اندام کورتی از قاعده حلزون به طرف راس آن بتدریج افزایش می‌یابد.

تونل کورتی

عضو کورتی از یک سلسله سلولهایی به شکل میله که راس آنها دو به دو و مجاور هم قرار دارد، تشکیل می‌شود. بدین طریق مجرایی با مقطع مثلثی شکل را محدود می‌سازد که به تونل کورتی معروف است.

شروع پیدایش حس شنوایی

یک سر میله روی غشا بازیلر تکیه داشته و سر دیگر آن آزاد است. لذا هر میله می‌تواند در داخل آندولنف (مایع مجرای حلزونی) حرکت آزاد داشته باشد. روی دو طرف تونل کورتی سلولهای مژه‌دار شنوایی قرار دارند که انشعابات نهایی عصب شنوایی به آنها منتهی می‌گردد، و می‌توان شروع حس شنوایی را از این ناحیه دانست.

زبان

جوانه چشایی روی زبان سلول چشایی

1- مزه شیرینی (نوک زبان گیرنده های شیمیایی)

2- مزه ی ترشی (کناره ی زبان و عقب)

3- مزه ی تلخی (عقب زبان)

4- مزه ی شوری (کناره ی زبان و جلو)

بینی

گیرنده های شیمیایی که بوها را تشخیص می دهند گیرندههای بویایی نام دارند و درسقف حفره ی بینی قرار دارند پس از تحریک توسط ترکیبات شیمیایی هوا پیام عصبی حاصل را به مغز ارسال می کنند.

لوبهاي قشر مخ

1-پيشاني پردازش اطلاعات بویایی

2- آهیانه پردازش اطلاعات حسی پوست و چشایی

3- گیجگاهی پردازش اطلاعات شنوایی

4- پس سری پردازش اطلاعات بینایی

انواع گیرنده های حسی در برخی از جانوران

1- گیرنده درد احتمالا در همه جانوران گیرنده لمس درقاعده ی موی سبیل گربه و خرس

2- گیرنده مکانیکی گیرنده ارتعاش در خط جانبی ماهی هادر گوش خفاش

3-گیرنده شیمیایی درشاخک جنس نر نوعی پروانه ابریشم چشم جامی شکل پلاناریا

4-گیرنده نوری چشم مرکب خرچنگ هاحشرات تشخیص پرتو فرابنفش

5- گیرنده دما گیرنده ی گرما تشخیص گرمای حاصل ازامواج فروسرخ درسوراخ های جلوی

چشمان مار زنگی

6- گیرنده الکتریکی درخط جانبی گربه ماهی و مار ماهی




نویسنده : پانیذ
یکشنبه یکم آبان 1390


موضوع:

دستگاه عصبی

جانوران پر سلولي براي ايجاد هماهنگي بين اعمال سلول ها و اندام هاي مختلف بدن خود نياز به عوامل و دستگاه هاي ارتباطي دارند و دستگاه عصبي در جهت ايجاداين هماهنگي به وجود امده است .

خواص ويژه ي ان عبارت اند از :

1. تاثير پذيري نسبت به محرك هاي خارجي

2. ايجاد يك جريان عصبي كه نماينده ي تاثير محرك است

3. هدايت جريان عصبي

4. انتقال جريان عصبي از يك واحد عصبي به يك واحد ديگر

تنظيم عصبي و انواع ان

فعاليت هاي عصبي جانوران در دو جهت انجام مي شوند :

1.تنظيم فعاليت هاي دروني بدن

2. تنظيم موقعيت جانور نسبت به محيط خارجي

وظیفه سیستم عصبی

سیستم عصبی سه وظیفه اصلی دارد: دریافت حواس، ترکیب داده‌ها واعمال حرکات. دریافت حواس هنگامی اتفاق میافتد که بدن از طریق نرونها، گلیا و سیناپسها به جمع آوری اطلاعات و داده‌ها میپردازد. سیستم عصبی از سلولهای عصبی قابل تحریک و سیناپسایی تشکیل میگردد که سلولها را به یکدیگر یا به مراکز سراسریدن و یا به سایر نرونها متصل میکنند. عملکرد این نرونها براساس تحریک و بازدارندگی است و هرچند سلولهای عصبی از لحاظ اندازه و مکان متفاوت هستند، ولی نحوه ارتباط بین آنهاست که تعیین کننده عملکرد آنها میباشد. این اعصاب محرکهای عصبی را از گیرنده‌های حسی به مغز و نخاع هدایت میکنند. پردازش اطلاعات درنهایت با ترکیب داده‌ها و منحصرا درمغزصورت میپذیرد. پس ازپردازش اطلاعات درمغز، فرمانهای عصبی ازطریق مغزو نخاع به ماهیچه‌ها و غدد هدایت میشوند که به این [فرایند] اعمال حرکت گفته میشود. سلولهای گلیا داخل بافتها یافت میشوند و قابل تحریک نیستند ولی به فرایند مایلناسیون، تنظیم یونی و مایع خارج سلولی کمک میکنند.
سیستم عصبی از دو بخش عمده تشکیل یافته‌است: سیستم اعصاب مرکزی و سیستم عصبی جانبی. سیستم اعصاب مرکزی شامل مغزو نخاع میشود. مغز مرکز فرمان بدن میباشد. سیستم اعصاب مرکزی داری مراکز مختلفی است که به دریافت حواس، اعمال حرکت و ترکیب داده‌ها تخصیص دارند. این مراکز را میتوان به دو بخش مراکز تحتانی (شامل نخاع و ساقه مغز) و فوقانی تقسیم کرد که با مغزازطریق عملگرها درارتباط هستند. سیستم اعصاب جانبی شبکه گسترده‌ای از عصبهای نخاعی و مغزیست که به مغزو نخاع متصل میباشند. سیستم اعصاب جانبی دربرگیرنده گیرنده‌های حسی است که به پردازش تغیرات محیط داخلی و خارجی کمک میکنند. این اطلاعات ازطریق اعصاب حسی داخلی به سیستم اعصاب مرکزی ارسال میشود. سیستم اعصاب جانبی به دو بخش سیستم اعصاب خودمختارو اعصاب ارادی تقسیم میشود. اعصاب خودمختارکنترل غیرارادی اندامهای داخلی، رگها، ماهیچه‌های قلبی وماهیچه‌های صاف را به عهده دارند. اعصاب ارادی کنترل ارادی پوست، استخوانها، مفاصل و ماهیچه‌های استخوانی را به عهده دارند. سیستم اعصاب مرکزی و جانبی درکناریکدیگرو به واسطه اعصابی که ازسیستم جانبی خارج و به سیستم مرکزی میپیوندند (و بالعکس)، انجام وظیفه میکنند.

 

وظایف عمومی سیستم اعصاب مرکزی

سیستم اعصاب مرکزی بزرگترین بخش سیستم عصبی است که شامل مغزو نخاع میشود. سیستم اعصاب مرکزی به همراه سیستم اعصاب جانبی، نقش بنیادینی درکنترل رفتار انسان ایفا میکند. سیستم اعصاب مرکزی به عنوان سیستمی که وقف پردازش اطلاعات و محاسبه حرکت مناسب درپاسخ به دریافت ورودی شده‌است، شکل گرفته‌است. دربسیاری از شاخه‌های تحقیقاتی، اعتقاد براین است که فعالیتهای حرکتی حتی بسی قبل از شکل گیری کامل حواس وجود دارند و حواس تنها نقش تاثیرگذاری غیرجبری بررفتار را دارند. این عقیده منجربه شکل گیری نظریه خودمختار بودن سیستم اعصاب مرکزی شده‌است.

ساختار و کار نورون ( واحد عملی دستگاه عصبی )

 

وظیفه: تولید ، هدایت ، و انتقال پیام عصبی

قسمتهای تشکیل دهنده:

دندریت آورنده پیام به جسم سلولی

اکسون بردن پیام از جم سلولی و رساندن آن به پایانه آکسونی ( با نورون و سلول های دیگر همچون سلول های عضلانی و ترشحی در ارتباط است )

جسم سلولی دریافت پیام و صادر کردن دستور

تقسیم بندی نورون ها بر اساس عملکرد

دندریت

اکسون

******************

******************

منفرد

بلند

میلین دار

متصل با سلول های دیگر

منفرد

کوتاه

میلین دار

سیناپس با نورون بعدی:

(دندریت حرکتی یا دندریت رابط )

نورون حسی

متعدد

کوتاه

بدون میلین

سیناپس با:

(اکسون حسی یا آکسون رابط )

منفرد

بلند

میلین دار

سیناپس با :

(سلول عضلانی یا سلول ترشحی )

نورون حرکتی

متعدد

کوتاه

بدون میلین

سیناپس با:

( آکسون حسی یا آکسون رابط)

منفرد

کوتاه

بدون میلین

سیناپس با:

(دندریت حرکتی یا دندریت رابط )

نورون رابط

انتقال دهنده عصبي

انتقال دهنده های عصبی : ناقل پیام در فضای سیناپسی

مثال: استیل کولین (در ماهیچه ها)

مکانیسم عمل:

1- ترکیب وزیکول های حاوی انتقال دهنده با غشای انتهای آکسون

2- آزاد شدن انتقال دهنده عصبی در فضای سیناپسی

3-تاثیر بر سلول پس سیناپسی از طریق اتصال به گیرنده پروتئینی غشائی ( کانال یونی غشائی )

انواع:

مهارکننده: منفی تر شدن پتانسیل غشاء پس سیناپسی ← مهار عملکرد نورون پس سیناپسی

فعال کننده : ایجاد پتانسیل عمل در غشاء پس سیناپسی ← فعالیت نورون پس سیناپسی

هسته مغز شامل 7قسمت می شود :

 

1-بصل النخاع: کنترل تنفس وتنظیم بازتاب را به عهده دارد

 

2-پل مغزی: درکنترل خواب وانگیختگی اثر دارد.

 

3-مخچه : ساختار گردی دارد ونقش مهمی در هماهنگی ایفا میکند.

 

4-تالاموس: اطلاعات بدست امد ه از گیرنده های حسی را دسته بندی کرده وبه قشر مخ هدایت می کند.

 

5-هیپو تالاموس: تنظیم هیجانات وپاداش وهدایت دستگاه غدد درون ریز را به عهده دارد

 

6-غده ی هیپو فیز : بر دستگاه غدد درون ریز اثر دارد وبه تنظیم تولید هورمون ها میپردازد.

 

7-تشکیلات شبکه ای: به تنظیم حالات برانگیختگی وهشیاری می پردازد.

دستگاه لیمبیک :

شبکه گسترده ای از نورون ها که تالاموس وهیپو تالاموس را به بخشهایی از قشر مخ متصل میکند . در حافظه .یادگیری. واحساسات نقش مهمی دارد.از دو سازه اصلی تشکیل شده:


1-هیپوکامپ(دم اسبی): در ثبت وقایع وتغییررفتار نقش دارد.


بادامه : مرکز تشخیص خطر است .درکنترل واثر گذاری بر فعالیت ها واحساسات نقش دارد.


۲-سازه کوچکتر لیمبیک:

فورمیکس وپاراهیپو کمپوس

شیارهای کمربندی مغز







قشرمخ:


عالیترین ناحیه پیش مغزاست .عالی ترین کارهای ذهنی چون فکرکردن وبرنامه ریزی را به عهده دارد .


دونیکره دارد که هر کدام شامل چهار لوب است:


1-لوب پیشانی : درکنترل ماهیچه های حرکتی .هوش وشخصیت دخالت دارد.


2-لوب پس سری : در بینایی نقش دارد وبه ما امکان تشخیص اشیا رامیدهد.


3-لوب گیجگاهی: در شنیدن .پردازش زبانی وحافظه دخالت دارد.


4-لوب اهیانه ای: در ثبت موقعیت فضایی.توجه وکنترل حرکت دخالت دارد.در ادراکات حسی نیز نقش دارد

از لحاظ کارکرد مخ به 5ناحیه تقسیم می شود:


1.ناحیه حسی : براحساسات ما نظارت می کند وجایگاهش در قطعه اهیانه ای است.


2.ناحیه حرکتی اولیه: در حرکات ارادی نظارت دارد.و در قطعه پیشانی قرار گرفته .


3.ناحیه بینایی اولیه: درقطعه پس سری است


4.ناحیه شنوایی اولیه: درقطعه گیجگاهی قرار دارد.


5.نواحی ارتباطی: درقطعه پیشانی قرار دارد.در فرایندهای فکری مثل مسئله گشایی دخیل است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پمپ سدیم-پتاسیم

غشای پلاسمايی همه سلول‌ها به صورت مانعی در برابر جابه‌جايی يون‌ها عمل می‌کند. پروتئين ها و يون‌های فسفات معدنی که غشا آن‌ها را درون سلول نگه می‌دارد، بار منفی دارند. از اين رو، درون سلول از بيرون آن منفی‌تر است. اين بارهای منفی، يون‌های کوچک دارای بار مثبت را به درون سلول می‌کشانند. اما، از ميان اين نوع يون‌ها تنها K + می‌تواند به مقدار محسوسی از خلال غشا بگذرد. در نتيجه، غلظت K + درون سلول‌ها، بيشتر از مايع برون سلولی است. برعکس، غشا پلاسمايی نفوذپذيری بسيار اندکی به Na + دارد و غلظت Na + در مايع برون سلولی بيشتر از درون سلول است.

عمل پمپ K + / Na + نيز در ايجاد اين اختلاف غلظت و با ر موثر است. اين، پمپ به ازای هر دو يون پتاسيمی که وارد سلول می‌کند، سه يون از آن خارج می‌سازد. بنابراين، درون سلول در مقايسه با برون سلول منفی‌تر می‌شود.



يون های سديم در داخل سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل می‌شوند.

AWT IMAGE

شکل پمپ تغير می‌کند و در نتيجه يون‌های سديم به بيرون رانده می‌شوند. يون‌های پتاسيم در خارج سلول به جايگاه خود در پمپ سديم/پتاسيم متصل می‌شوند.

AWT IMAGE

يون‌های سديم آزاد می‌شوند و در همين زمان يون‌های پتاسيم به درون سلول انتقال می‌يابند.

AWT IMAGE

يون‌های پتاسيم آزاد می‌شوند و چرخه ديگری آغاز می‌شود.

AWT IMAGE

پتانسيل آرامش

همانطور که گفته شد، غشای سلول دو محيط سيتوپلاسم و مايع برون سلولی را از هم مجزا می‌سازد. اين دو محيط از لحاظ غلظت و بار با هم تفاوت دارند؛ درون سلول منفی‌تر از بيرون آن است. تفاوت باری که بين دو محيط وجود دارد، اختلاف پتانسيل می‌نامند. چون اين تفاوت بين دو سوی غشای سلول وجود دارد از آن با عنوان پتانسيل غشا ياد می‌شود. پتانسيل غشا در واحد ولت بيان می‌شود.

همه سلول‌های بدن، پتانسل غشا دارند. اما تنها سلول‌های عصبی و سلول‌های ماهيچه‌ای می‌توانند از اين پتانسيل غشا برای ايجاد پيام عصبی بهره گيرند. وقتی نرون يا سلول ماهيچه‌ای در حالت استراحت است (پيام عصبی توليد نمی‌کند) پتانسيل غشا پتانسيل آرامش ناميده می‌شود. مقدار اين پتانسيل در حدود 70- ميلی ولت ( mV ) است. در اين حالت درون سلول منفی‌تر از بيرون آن است. از اين‌رو، گفته می‌شود سلول دروضعيت پلاريزه (دارای قطب؛ درون منفی و برون مثبت) است. توجه داشته باشيد که در حالت پلاريزه، درون سلول يون‌های مثبت و برون سلول يون‌های منفی نيز وجود دارد، اما مقدار يون‌های مثبت در برون سلول بيشتر است.

اگر پتانسيل غشا در اثر محرکی افزايش يابد (برای مثال، به 35- يا 10+) گفته می‌شود سلول در وضعيت دپلاريزه (از دست دادن قطبيت) قراردارد. زيرا، در اين حالت اختلاف پتانسيل درون و برون سلول کاهش می‌يابد. اگر محرک باعث کاهش پتانسيل غشا شود (برای مثال، تا 85- يا کمتر) گفته می‌شودسلول در حالت هايپرپلاريزه (قطبيت زياد) قراردارد. زيرا، در اين حالت بر اختلاف پتانسيل درون و برون سلول افزوده می‌شود.

پتانسيل عمل

از آنجا که دو لايه لپيدی غشا نسبت به بيشتر يون‌های نفوذپذيری بسيار اندکی دارد، آنها از طريق مجاری ويژه‌ای از خلال غشا می‌گذرند. اين مجاری ماهيت پروتئينی دارند. نفوذ پذيری غشا به Na + ، K + و ديگر يون‌های معدنی به وسيله بخشی از اين مجاری به نام دريچه تنظيم می‌شوند. دريچه‌های مجاری غشا در شرايط ويژه‌ای باز يا بسته می‌شوند. وقتی دريچه مجرايی بسته است، نفوذ پذيری غشا به آن يون پايين است و وقتی دريچه مجرايی باز می‌شود، نفوذ پذيی غشا به آن يون افزايش می‌يابد.

در غشای سلول عصبی دريچه‌های مجاری Na + و K + تحت تأثير پتانسيل غشاء باز يا بسته می‌شوند. از اين‌رو، اين مجاری را با عنوان مجاری حساس به ولتاژ معرفی می‌کنند. در پتانسيل آرامش ( mV 70-) دريچه‌های مجاری Na + بسته است. از اين رو، فقط مقدار بسيار اندکی Na + از اين مجاری نشت می‌کند. در اين حالت بعضی از مجاری K + باز هستند. بنابراين، سلول در حال استراحت به K + بيشتر از Na + نفوذپذير است. وقتی سلول دپلاريزه می‌شود، تغيير ولتاژ به باز يا بسته شدن بعضی از دريچه‌ها می انجامد . در نتيجه غلظت يون‌ها ی درون و برون سلول‌ تغيير می‌کند.

AWT IMAGE

وقتی غلظت يون‌ها در دو طرف غشای سولو عصبی در تعادل است مجاری حساس به ولتاژ بسته اند.

AWT IMAGE

وقتی يون های اضافی تعادل را بر هم می‌زنند، مجاری حساس به ولتاژ باز می‌شوند و يون‌ها از خلال آنها عبور می‌کنند.

وقتی محرکی که باعث دِپلاريزه شدن غشای سلول عصبی می‌شود، بر آن اثر می‌گذارد، دريچه‌های مجاری Na + باز می‌شوند. در نتيجه، يون‌های سديم به درون سلول سرازير می‌شوند. به اين ترتيب، پتانسيل غشا کاهش می‌يابد و سلول دپلاريزه می‌شود. دپلاريزه شدن سلول که در واقع نوعی تغيير ولتاژ است باعث باز شدن مجاری K + و خروج اين يون از سلول می‌شود. وقتی که خروج يون‌های پتاسيم افزايش يافت، همگام با تغيير ولتاژ دريچه‌های مجاری Na + بسته می‌شوند. در نهايت بيشتر مجاری K + نيز بسته می‌شوند و فقط بعضی از آنها باز می‌مانند. به اين ترتيب سلول دوباره به حالت آرامش خود باز می‌گردد. البته، پمپ Na + / K + نيز در اين بازگشت موثر است. يکی از ويژگيهای اين پمپ اين است که هرگاه غلظت يون‌های سديم درون سلول زياد شود، سرعت فعاليت آن به شدت افزايش می‌يابد.

تغيير نفوذ پذيری غشاء به Na + و K + که باعث تغيير پتانسيل غشاء می‌شود، واقعه‌ای را می‌سازد که پتانسيل عمل يا تکانه عصبی نام دارد. به عبارت ديگر، پتانسيل عمل تغيير ولتاژ غشا است که تحت تاثير محرک رخ می‌دهد.

AWT IMAGE

پتانسيل عمل با ورود سديم به سلول عصبی و خروج پتاسيم از آن شکل می‌گيرد. ورود سديم به دپلاريزه شدن و خروج پتاسيم به پلاريزه شدن مجدد می‌انجامد.

دستگاه عصبی محیطی

رشته‌های عصبی عقده‌های نخاعی- جمجمه‌ای و خودکار جزء اعصاب محیطی به شمار می‌روند و شامل سه گروه عصب است: اعصاب حسی که از اندامها به مغز و نخاع می‌روند، اعصاب حرکتی که از مغز و نخاع به ماهیچه‌ها و غده‌ها می‌روند و اعصاب مختلط که شامل رشته‌های حسی و حرکتی هستند.

اعصاب پیکری و خودمختار

اعصاب حرکتی که از دستگاه عصبی مرکزی به اندامها می‌روند.


  • بخش پیکری: که پیام انقباض را به سلولهای ماهیچه‌ای مخطط می‌برند و ارادی هستند.

  • بخش خودمختار: که غیر ارادی است این اعصاب کار اندامهایی چون قلب ، کلیه ، شش و ... را اداره می‌کنند.

رشته این اعصاب خود به دو صورت سمپاتیک و پاراسمپاتیک نامگذاری می شوند. اعصاب سمپاتیک به دو ردیف گره عصبی واقع در دو طرف ستون مهره ها مرتبط هستند اعصاب سمپاتیک بدن را برای فعالیت بیشتر آماده می کنند. اعصاب پاراسمپاتیک برخلاف اعصاب سمپاتیک عمل می‌کنند مهمترین عصب پاراسمپاتیک از بصل‌النخاع آغاز می‌شود و پس از عبور از گردن به سینه و شکم می‌رسد.

 

 




نویسنده : پانیذ
پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390


موضوع:

ساختمان سلول

بدن همه جانوران از سلول هاي مختلفي درست شده است و كارهاي متفاوتي انجام مي دهند.
اما در همه ي سلول ها سه قسمت اصلي غشاء، هسته و سيتوپلاسم ديده مي شود.

غشاء: اطراف همه ي سلول ها را پرده نازكي به نام پوسته سلولي يا غشاء پوشانده است.
غشاء سلول بر ورود و خروج مواد نظارت دارد.
پوسته ي سلول مانند صافي نيست بلكه توانايي انتخاب دارد و هر چه را كه سلول لازم دارد از محيط مي گيرد.


راه هاي عبور مواد از غشاء سلول:
1) انتشار:

 يكي از راه هاي عبور مواد از غشاء سلول انتشار است. بر اساس اين پديده مواد از جايي كه غلظت زيادتري دارند به جايي كه غلظت كمتري دارند منتقل مي شوند.



2) انتقال فعال:
گاهي مواد بايد در جهت عكس شيب غلظت منتقل شوند. اين نوع انتقال را انتقال فعال مي گويند. در اين روش براي انتقال مواد انرژي مصرف مي شود. در غشاء سلول پمپ هايي وجود دارد كه با مصرف(ATP) به كار مي افتد و به فرآيند انتقال فعال كمك مي كند.



اين پمپ ها مواد لازم و حياتي را به درون سلول مي برند و يا مواد سمي درون سلول را به بيرون انتقال مي دهند.

3) هسته
هسته سلول مركز فرماندهي سلول است. اين بخش بر كارهاي سلول نظارت و كنترل دارد. در درون هسته سلول رشته هاي به نام كروموزم وجود دارد. و در درون كروموزم ها مولكول هاي DNA وجود دارد. DNA سلول تعيين كننده ويژگي هاي ارثي جاندار است.

 


سيتوپلاسم:
فضاي اطراف هسته سلول سيتوپلاسم نام دارد. در درون سيتوپلاسم اجزاي مختلفي وجود دارد كه اندامك هاي درون سيتوپلاسم نام دارد هر يك از اين اندامك ها وظايف خاصي مانند، تغذيه ، تنفس سلول، توليد انرژي ، توليد پروتئين و ... بر عهده داند اين اندامك ها عبارتنداز:

1) ريبوزم ها:
ريبوزم ها ذرات كوچك و كروي شكلي هستند، قطر آنها 150 الي 200 آنگستروم است. ريبوزم ها در تمام سلول ها وجود دارند كه نحوه پخش و پراكندگي آنها يكسان نيست. اين ذرات در درون سيتوپلاسم به حالت آزاد و يا چسبيده به شبكه ي آندوپلاسمي ديده مي شوند.


ريبوزم ها در ساختن پروتئين شركت مي كنند و در درون سلول هاي فعال بدن تعداد آنها زيادتر است.

شبكه آندوپلاسمي
شبكه آندوپلاسمي: سلول مجموعه ي مجاري كم و بيش منظمي است كه از غشاء سلول شروع شده و محيط هسته ي سلول را احاطه مي كند. و به طور منظم و در فواصلي از آن منافذي به قطر 500 انگستروم وجود دارد.

   

وظايف شبكه آندوپلاسمي
1) ذخيره پروتئين ساخته شده
2) انتقال مواد از يك نقطه به نقطه ديگر
3) ساخته شدن بعضي از مواد استروئيدي در مهره داران
4) كنترل تبادلات مختلف بين فضاي هسته و مخازن اين دستگاه

دستگاه گلژي


دستگاه گلژي از تعدادي كيسه هاي مسطح و به هم چسبيده تشكيل مي شود كه از قسمت محيطي آنها بخش هايي به حالت جوانه پديدار مي شوند. درداخل كيسه ها مواد مختلفي ذخيره و غليظ مي شوند سپس به درون وزيكول يا حباب هاي اطراف فرستاده شده و به داخل سيتوپلاسم آزاد مي شوند.

ميتوكندري: اين اندام سلولي به اشكال مختلف استوانه اي ، دو طرف گرد و يا كروي در سيتوپلاسم سلول هاي مختلف ديده مي شوند.
ميتوكندري ها فعاليت هاي مختلفي از قبيل تنفس سلولي تغليظ مواد مختلف و پديده هاي سنتر و حركات را انجام مي دهند.

 


كلروپلاست: اين اندامك در كليه گياهان سبز ديده مي شوند.
در درون آنها رنگ دانه هايي از قبيل كلروفيل ، كارتنوئيدها ديده مي شوند. وظيفه پلاست ها ساختن و ذخيره مواد غذايي مانند نشاسته، چوب، و پروتئين است.

 




نویسنده : پانیذ
یکشنبه شانزدهم آبان 1389


درباره نویسنده

پانیذ ٍ سلام
به وبلاگ من خوش اومدین ، امیدوارم که وبلاگم مورد پسندتون قرار بگیره.
لطفا نظر یادتون نره!
ایمیل :

آمار بازدید
  خوش آمدید
نویسندگان:

وضعیت وبلاگ :

اوقات شرعی :

تبلیغات